کمک خارجی با ویژگیهای چینی
پکن در کجا بهدنبال گسترش نفوذ است – و در کجا نیست؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «کمک خارجی با ویژگیهای چینی» به قلم آلیسیا آر. چن (Alicia R. Chen) در فارن افرز (Foreign Affairs) منتشر شده است. این مقاله به بررسی راهبرد چین در اعطای کمکهای مالی و وامهای خارجی میپردازد، بهویژه پس از آنکه دونالد ترامپ عملاً آژانس توسعه جهانی آمریکا (USAID) را تعطیل کرد و خلاء ژئوپلیتیک ایجاد شد. نویسنده استدلال میکند که پکن کمکهای دولتی خود را بهطور راهبردی بر کشورهایی متمرکز میکند که ریاست سازمانهای مهم منطقهای مانند آسهآنیا اتحادیه آفریقارا بر عهده دارند. این رویکرد، پکن را قادر میسازد تا نفوذ خود را در جنوب جهانی تقویت کرده، هنجارهای مطلوب خود را پیش ببرد و از انتقاد به سیاستهایش جلوگیری کند. نویسنده به سیاستگذاران غربی توصیه میکند که برای رقابت مؤثر با چین در عصر چندقطبی، باید توجه خود را از نهادهای جهانی به سازمانهای منطقهای معطوف کرده و درک ظریفتری از تمایز بین کمکهای سیاسی دولتی و وامهای تجاری بانکهای سیاستگذاری چین داشته باشند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
سیاست توسعه جهانی چین که در دو دهه گذشته بهشدت گسترش یافته، با سرمایهگذاری بیش از یک تریلیون دلار در پروژههایی مانند «کمربند و جاده»، توجه فزاینده غرب را به خود جلب کرده است؛ بهویژه پس از آنکه دولت دونالد ترامپ عملاً برنامه کمکهای دوجانبه آمریکا را تعطیل کرد و فرصتی برای چین فراهم شد تا نفوذ اقتصادی خود را توسعه دهد. تحلیل دقیق نحوه اعطای منابع مالی چین نشان میدهد که راهبرد پکن، برخلاف ظاهر، کاملاً هدفمند است: چین هنگامی که یک کشور ریاست یک سازمان منطقهای کلیدی مانند آسهآن (ASEAN) یا اتحادیه آفریقا (AU) را بر عهده میگیرد، کمکهای مالی آژانسهای دولتی خود به آن کشور را بهطور چشمگیری افزایش میدهد (تا هفت برابر حد معمول). برای مثال، زمانی که کامبوج در سال ۲۰۱۲ ریاست آسهآن را بر عهده داشت و مانع از صدور بیانیهای در محکومیت اقدامات چین در دریای چین جنوبی شد، متعاقباً پانصد میلیون دلار وام و کمک بلاعوض از پکن دریافت کرد. این الگوی افزایش کمک در نقشهای چرخشی جهانی مانند شورای امنیت سازمان ملل، مشاهده نمیشود.
این رویکرد نشان میدهد که چین سازمانهای منطقهای را بهعنوان بسترهای حیاتی برای دیپلماسی و هماهنگی اقتصادی، بهویژه در «جنوب جهانی»، میبیند و از این طریق، خود را بهعنوان رهبر نظم نوین در مقابل نظم غربی معرفی میکند. پکن با پاداشدادن به رئیس سازمان (که نقش محوری در تعیین دستور کار دارد) میتواند گفتوگوهای منطقهای را از مسائل جنجالی دور کرده و بهسمت موضوعات مورد علاقه ژئوپلیتیک خود هدایت کند، همانطور که در مورد ممنوعیت تجارت پوست الاغ در اتحادیه آفریقا (بهدلیل تقاضای طب سنتی چین) مشاهده شد؛ این ممنوعیت بدون اشاره به نقش چین، صرفاً برای حفاظت از منابع آفریقایی اعلام شد و سپس چین روابط خود را با موریتانی (رئیس وقت اتحادیه آفریقا) ارتقا داد.
با این حال، تمام کمکهای مالی چین سیاسی نیست؛ بخش عمده این تأمین مالی از سوی بانکهای سیاستگذاری و تجاری دولتی چین انجام میشود که برخلاف آژانسهای دولتی، وامهای خود را بر اساس اعتبار مالی و سودآوری اقتصادی و نه لزوماً منافع ژئوپلیتیک فوری اعطا میکنند. در واقع، کمکهایی که بیشترین پیامد سیاسی را دارند، از سوی آژانسهای دولتی چین صورت میگیرد که تنها بخش کوچکی از کل سبد کمکهای پکن را تشکیل میدهد. از این رو، کشورهای غربی باید درک کنند که میدان نبرد ژئوپلیتیک از نهادهای جهانی به سمت سازمانهای منطقهای در حال تغییر است و برای رقابت مؤثر، باید درک ظریفتر و دقیقتری از انواع تأمینکنندگان و دریافتکنندگان کمکهای چین داشته باشند تا تلاشهای پکن برای کسب نفوذ سیاسی را با سرمایهگذاریهای تجاری و توسعهای آن اشتباه نگیرند و پاسخهای هدفمندتری طراحی کنند./ منبع



