نوبل اقتصاد را به شی بدهید
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «نوبل اقتصاد را به شی بدهید» به قلم مهدی طالبی در فرهیختگان منتشر شده است. این یادداشت به تحلیل تغییر موازنه در جنگ تجاری آمریکا و چین میپردازد و نشان میدهد چگونه پکن با استفاده از کنترل زنجیرههای تأمین، فلزات کمیاب و سیاستهای ارزی، ابتکار عمل را از واشنگتن گرفته و ساختار رقابت جهانی را دگرگون کرده است. نویسنده معتقد است چین با تلفیق اقتدار متمرکز و پویایی اقتصادی، مسیر پیروزی را برگزیده و آمریکا اکنون با نشانههای فرسودگی راهبردی مواجه است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
چین در جدیدترین مرحله از جنگ تجاری با آمریکا با اقدامی بیسابقه، صادرات مواد خام و آهنربا و کالاهای دارای این عناصر را به واشنگتن ممنوع کرد و آمریکا را وادار ساخت در موقعیت واکنشی قرار گیرد. این تصمیم که با تهدید غیرعملی ترامپ برای اعمال تعرفه صددرصدی همراه شد، نشان داد ابتکار عمل از دستان آمریکا خارج شده است. رسانههای غربی این رویداد را نقطه انسداد تجارت جهانی توصیف کردند. در ادامه، چین سه گام تهاجمی دیگر برداشت؛ کنترل زنجیرههای جهانی فناوری، اعمال تعرفههای تازه بر کشتیهای آمریکایی و آغاز تحقیقات درباره شرکت کوالکام. در برابر، ترامپ اعلام کرد دلیلی برای دیدار با شی جین پینگ وجود ندارد. این تحرکات بیانگر مرحله تازهای از رقابت راهبردی دو قدرت اقتصادی جهان است.
در ساختار نبرد اقتصادی دو کشور، اهرم اصلی آمریکا تعرفهگذاری و فشار بر شرکتهای چندملیتی برای خروج از چین بوده است تا رقابتپذیری کالاهای چینی را کاهش دهد. با این حال، وابستگی متقابل در تجارت میان دو کشور عمیق است؛ از مجموع ۵۸۵ میلیارد دلار مبادله سال گذشته، ۴۴۰ میلیارد دلار آن واردات آمریکا از چین بود که نشان میدهد سهچهارم تجارت در اختیار پکن است. ظرفیت تولید چین نزدیک به یکسوم تولید جهانی برآورد میشود و جایگزینی آن در کوتاهمدت ممکن نیست. طرحهایی چون تبدیل هند به قطب صنعتی جدید نیز بهدلیل فاصله عظیم توان تولیدی موفق نبودهاند.
در این میان، زنجیره تأمین جهانی به عاملی برای وابستگی و آسیبپذیری همزمان تبدیل شده است. آمریکا با اعمال محدودیت در حوزه تراشهها و فناوری، فشار بر پکن را افزایش داده و چین نیز با بهرهگیری از فلزات کمیاب و ابزارهای متقابل پاسخ داده است؛ وضعیتی که جنگ تجاری را به نبردی طولانی و فرسایشی بدل کرده است. محور دیگر این رقابت، تهدید یوآن علیه جایگاه دلار است. واشنگتن با هدف محدودسازی اقتصاد ایران، روسیه و ونزوئلا تحریمهای انرژی را تشدید کرد، اما پکن با ادامه خرید از این کشورها و استفاده از یوآن در پرداختها، نقش دلار را در معاملات جهانی کاهش داده است. این روند که یادآور شکلگیری پترودلار در دهه ۱۹۷۰ با محوریت عربستان و آمریکا است، اکنون در قالب پترویوآن در حال تکوین است.
در تحلیل مقایسهای، چین مشابه شوروی سابق از نظام تصمیمگیری متمرکز برخوردار است، اما از ضعفهای آن مصون مانده است. تغییر نسل در ساختار سیاسی، تمرکز بر توسعه اقتصادی و پرهیز از مداخلات پرهزینه، این کشور را در موقعیت برتری قرار داده است. در مقابل، آمریکا با مشکلاتی مشابه شوروی اواخر قرن بیستم روبهرو است؛ روند تصمیمگیری طولانی، پیری رهبران و نشانههای فرسودگی سیاسی. اقتدارگرایی نیز در قالب سرکوب مخالفان، اخراج کارمندان دگراندیش و دخالت سیاسی در نهادهای دولتی نمود یافته است. چین اکنون مزایای کارآمدی شوروی را بدون ابتلا به ضعفهای آن دارد، در حالی که آمریکا هم ضعفهای پیشین خود را حفظ کرده و هم به مشکلات جدیدی دچار شده است.
در عرصه منابع طبیعی، روسیه نیز در کنار چین بهعنوان یکی از بازیگران مهم فلزات کمیاب شناخته میشود؛ هرچند تحریمها و جنگ اوکراین محدودیتهای بیشتری بر مسکو تحمیل کرده است. آغاز دور تازه منازعه اقتصادی میان واشنگتن و پکن موجب افت شدید شاخصهای بورس آمریکا شد و زیانی معادل یکهزار و ۶۵۰ میلیارد دلار رقم زد که برابر با یکسوم هزینه اشغال افغانستان و عراق ارزیابی میشود. این در حالی است که برنامه توسعه هوش مصنوعی چین پیشتر نیز با ایجاد تکانه در بازارهای مالی آمریکا، زیانی مشابه بر آن تحمیل کرده بود./ منبع



