آسیاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

فرصت‌های چندگانه جهانی

چرا روایت بحران‌محور غربی باید جای خود را به یک پارادایم تطبیق‌پذیر، فراگیر و اخلاقی (AIM) و تمرکز بر خلاقیت جنوب جهانی بدهد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «فرصت‌های چندگانه جهانی» به قلم یوئن یوئن آنگ (Yuen Yuen Ang) در عرب نیوز (Arab News) منتشر شده است. این مقاله، ضمن نقد روایت مسلط غربی «بحران‌های چندگانه» (Polycrisis) استدلال می‌کند که مجموعه چالش‌های درهم‌تنیده کنونی، نباید منجر به فلج‌شدن و اضطراب شود. نویسنده با ارائه اصطلاح «فرصت‌های چندگانه» (Polytunity)، این لحظه را یک موقعیت تاریخی برای رهاسازی نظم قدیمی و بازطراحی عمیق نهادها و ایده‌های جهانی، به‌ویژه از طریق فعال‌سازی خلاقیت جنوب جهانی و پارادایم نوین اقتصاد سیاسی تطبیق‌پذیر، فراگیر و اخلاقی، می‌داند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

سرفصل‌های امروز مملو از درگیری‌ها، جنگ‌های تجاری، نابرابری و فرسایش دموکراسی است. متفکران غربی برای توصیف این درهم‌تنیدگی تهدیدات، اصطلاح «بحران‌های چندگانه» (Polycrisis) را پذیرفته‌اند. این روایت بحران‌محور که از نشست نخبگان در داووس تقویت شده، می‌تواند به اضطراب و فلج‌شدن منجر شود. با این حال، اختلالات لزوماً به فروپاشی منجر نمی‌شوند و اغلب راه را برای تجدید حیات هموار می‌کنند، البته تنها برای کسانی که مایل به رها کردن نظم قدیمی هستند. بر این اساس، من با ابداع اصطلاح «فرصت‌های چندگانه» (Polytunity) می‌خواهم بگویم که اختلالات هم‌زمان، یک فرصت بی‌سابقه برای تحول عمیق نهادها و ایده‌های جهانی فراهم می‌آورد و ما را وادار می‌کند از راه‌حل‌های موضعی فراتر رفته و سیستم‌ها را از نو طراحی کنیم.

باید روایت «بحران‌های چندگانه» را به‌مثابه یک روایت غرب‌محور که در لباس جهانی ظاهر شده، مورد نقد قرار داد. این اصطلاح توسط نظریه‌پردازان اروپایی ابداع و توسط نخبگان غربی رایج شده است، در حالی که آژانس عمل و راه‌حل‌های ارائه‌شده توسط جهان غیرغربی که امروزه به «جنوب جهانی» تعبیر می‌شود، اغلب نادیده گرفته می‌شود. سلطه غرب بر امور مالی و نهادهای بین‌المللی همچنان پابرجاست، در حالی که ایده‌ها و صداهای غیرغربی به حاشیه رانده می‌شوند. روایت مسلط «بحران‌های چندگانه» ماهیت اصلی فروپاشی جهانی را پنهان می‌کند و آن را شبیه بلایای طبیعی جلوه می‌دهد. در حالی که بحران‌های هم‌پوشان امروزی، ریشه در پارادایم صنعتی-استعماری دارند که از زمان انقلاب صنعتی حاکم بوده است؛ یک جهان‌بینی که پیشرفت را به‌مثابه کنترل تعریف کرد: کنترل مکانیکی بر طبیعت و کنترل غرب بر بقیه جهان.

پارادایم صنعتی-استعماری که منجر به گرمایش جهانی و یک سیستم تجاری استثماری شد، در جهان فوق‌العاده پیچیده و چندقطبی امروز منقضی شده است. ما به یک طرز فکر جدید نیاز داریم که من آن را «AIM» (تطبیق‌پذیر، فراگیر و اخلاقی) می‌نامم. تطبیق‌پذیر (Adaptive) بودن به‌معنای اداره جوامع و نه به‌مثابه ماشین‌های خام، بلکه به‌مثابه شبکه‌های زنده‌ای است که یاد می‌گیرند و تکامل می‌یابند. فراگیر (Inclusive) بودن به‌معنای به‌رسمیت شناختن این واقعیت است که پیشرفت به بسیج خلاقیت‌های محلی نیاز دارد، نه کپی‌برداری از مدل‌های ثروتمندان و قدرتمندان. و اخلاقی (Moral) بودن به‌معنای تصدیق این است که ایده‌ها توسط قدرت شکل می‌گیرند و باید این عدم تعادل را جبران کرد. این طرز فکر، یک قطب‌نما برای تفکر و سیاست‌گذاری در عصری فراهم می‌کند که اکثریت جهانی به‌طور فزاینده‌ای مالکیت توسعه خود را در دست می‌گیرند. نمونه‌هایی از این تحول در حال وقوع است؛ کشورهایی مانند چین، هند و عربستان به‌شدت در انرژی پاک سرمایه‌گذاری می‌کنند، در حالی که تجارت جنوب-جنوب از نظر حجم در حال پیشی‌گرفتن از تجارت شمال-جنوب است. در حوزه فکری، کارشناسانی که بیشترین صلاحیت را برای آموزش «اقتصاد سیاسی عدالت» دارند، نه فیلسوفان غربی، بلکه گروه‌های بومی هستند که قرن‌ها از اکوسیستم‌ها حفاظت کرده‌اند. «فرصت‌های چندگانه» فراخوانی برای خوش‌بینی ساده‌لوحانه نیست، بلکه یک واقع‌گرایی هدفمند است که بر خلاقیت یک جامعه واقعاً جهانی متکی است و نه یک منطقه یا طبقه ممتاز واحد. آنچه شاهد آن هستیم، پایان پیشرفت نیست، بلکه پایان پارادایم صنعتی-استعماری و آغاز پارادایم دیگری است، مشروط بر آنکه عزم توسعه آن را داشته باشیم./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا