آیا جنگ هستهای بین هند و پاکستان ممکن است؟
بهگزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای تحت عنوان «آیا جنگ هستهای بین هند و پاکستان ممکن است؟» که بهقلم جیمز جی. کارافانو (James Jay Carafano) در پایگاه تحلیلی ناینتین فورتیفایو (19fortyfive) منتشر شده است، با بررسی بحران اخیر هند و پاکستان در آوریل-می ۲۰۲۵، استدلال میکند که سلاحهای هستهای عمدتاً برای بازدارندگی هستهای کاربرد دارند و ثبات واقعی از بازدارندگی متعارف قوی، ترکیب تهاجمی/دفاعی، تلاشهای ضد تکثیر هستهای و حل مسائل ژئوپلیتیکی مانند تروریسم ناشی میشود. در ادامه چکیده این مقاله را میخوانید.
بحران اخیر هند و پاکستان (آوریل-مه ۲۰۲۵) که با حمله تروریستی در جامو و کشمیر و حملات تلافیجویانه شروع شد و نهایتا به آتشبس انجامید، نشان داد سلاحهای هستهای عمدتاً برای بازدارندگی هستهای در برابر دیگر قدرتهای هستهای کاربرد دارند، نه جلوگیری از درگیری متعارف یا استفاده در تاکتیک «تشدید برای کاهش تنش». ثبات هستهای واقعی از بازدارندگی متعارف قوی، ترکیب تهاجمی/دفاعی (از جمله دفاع موشکی)، تلاشهای ضد تکثیر هستهای (بهویژه در مورد ایران) و رفع مسائل ژئوپلیتیکی مانند تروریسم دولتی ناشی میشود. سلاحهای هستهای مشکلات بنیادین بین ملتها را حل نمیکنند.
هند و پاکستان بهعنوان دو قدرت هستهای دارای تجربه چندین رویارویی، نشان دادهاند که درگیریهایشان به جنگ هستهای منجر نمیشود. حمله تروریستی ۲۲ آوریل در پاهالگام که ۲۶ غیرنظامی را کشت، یا نتیجه سهلانگاری پاکستان در کنترل خاکش بود یا اقدام عمدی سرویس اطلاعاتی/نظامی آن، که در هر صورت خشم هند را برانگیخت. با این حال، هر دو طرف اقدامات خود را تلافیجویانه، دفاعی و متناسب توصیف کردند و از تاکتیک «تشدید اقدام برای کاهش تنش» پرهیز کردند. این تاکتیک که شامل استفاده محدود از سلاح هستهای برای وادار کردن دشمن به عقبنشینی است، در عمل غیرواقعی است، زیرا خطر تشدید غیرقابلکنترل تنش را در پی دارد. هیچ کشوری، از جمله روسیه در اوکراین یا آمریکا در کره و ویتنام، چنین رویکردی را در دنیای واقعی به کار نبرده است.
تاکتیک «حمله نخست» هستهای نیز به دلیل دشواری نابودی کامل دشمن و احتمال حمله تلافیجویانه، غیرعملی است. زرادخانههای هند و پاکستان به حدی توسعه یافتهاند که حمله نخست موفقیتآمیز را غیرممکن میکنند. سلاحهای هستهای، حتی تاکتیکی، در میدان نبرد نیز کارایی محدودی دارند، زیرا عوارض جانبی مانند تشعشعات موجب تنش شدید و بسط گستره درگیری میشوند. بنابراین تسلیحات متعارف دقیق امروزی گزینههای بهتری ارائه میدهند. در این بحران، هر دو کشور با تسلیحات پیشرفته متعارف خود توانایی تنظیم و حفظ شرایط را نشان دادند.
درسهای برگرفته از این بحران شامل موارد زیر است:
ترکیب تهاجمی/دفاعی: توانایی حمله و دفاع (بهویژه دفاع موشکی) ثبات استراتژیک را تقویت میکند. انتظار میرود هند و پاکستان سرمایهگذاری در دفاع هوایی و موشکی را افزایش دهند.
تقویت بازدارندگی متعارف: بازدارندگی متعارف قوی، از جنگ هستهای جلوگیری میکند. پاکستان کمبود ذخایر تسلیحاتی و هند ضعف نیروی هوایی را شناسایی کردهاند. آموزش، آمادگی، لجستیک و تولید دفاعی اهمیت دارند.
خطرات تکثیر هستهای: درگیری دوجانبه هند و پاکستان قابلکنترل است، اما افزودن بازیگران بیشتر مثل ایران هستهای پیچیدگی را افزایش میدهد. چین متحد پاکستان، در این بحران دخالت نکرد زیرا جنگ هستهای به ضررش بود. جلوگیری از تکثیر جهانی بهویژه در مورد ایران ضروری است.
ناکارآمدی هستهای در ژئوپلیتیک: مشکل اصلی هند، حمایت پاکستان از تروریسم و نزدیکی آن به چین است. مسائل تجارت، آب، محیطزیست و منازعات قومی نیز چالشبرانگیزند. این مشکلات با سلاح هستهای حل نمیشوند. هند باید روی مهار چین تمرکز کند و از همسایه مشکلسازش فاصله بگیرد.
هند و پاکستان نشان دادهاند که سلاحهای هستهای برای بازدارندگی هستهای استفاده میشوند، نه حل درگیریها. به جای آسودگی از نبود جنگ هستهای، باید روی سیاستگذاری امنیتی و خارجی برای جلوگیری از تبدیل شدن این تهدید به واقعیت تمرکز کرد./ منبع



