آسیاآمریکاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

آیا نظم جهانی در آستانه فروپاشی است؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا نظم جهانی در آستانه فروپاشی است؟» به قلم جان ففر (John Feffer) در نشریه فارن پالیسی این فوکس (Foreign Policy In Focus) منتشر شده است. این یادداشت با نگاهی تاریخی و تحلیلی به وضعیت کنونی نظام بین‌الملل، استدلال می‌کند که به‌رغم بحران‌ها و بی‌ثباتی‌های اخیر، هنوز نمی‌توان از فروپاشی نظم جهانی سخن گفت و قواعد حاکم بر مناسبات بین‌المللی همچنان پابرجا هستند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.


در سال‌های اخیر، نظم جهانی با مجموعه‌ای از بحران‌ها مواجه شده که برخی آن را به «خاموشی» در سیستم بین‌الملل تشبیه کرده‌اند. تهاجم کشورهایی مانند روسیه و اسرائیل، جنگ‌های اقتصادی آمریکا، وخامت بحران اقلیمی و ناتوانی نهادهای بین‌المللی در مواجهه با چالش‌های جهانی، همگی نشان‌دهنده فرسایش قواعد حاکم بر مناسبات بین‌المللی هستند. با این‌ حال، پرسش اصلی این است که آیا این وضعیت به معنای فروپاشی کامل نظم جهانی است یا صرفا مرحله‌ای گذرا از بی‌ثباتی به‌شمار می‌آید.

نظم دوقطبی دوران جنگ سرد، به‌رغم جلوه‌ای از ثبات، در واقع حاوی تضادهای عمیقی بود. در این دوره، جهان به دو بلوک با قواعد متفاوت تقسیم شده بود و درگیری‌های نیابتی و فجایع انسانی در کشورهایی از آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین گواه این ناپایداری بودند. پس از فروپاشی دیوار برلین، جامعه بین‌المللی کوشید نظم جدیدی مبتنی ‌بر حاکمیت قانون و حقوق بشر ایجاد کند، اما این نظم نیز شکننده باقی ماند و به‌ویژه با یک‌جانبه‌گرایی آمریکا در دوره پساجنگ سرد، بی‌ثبات‌تر شد.

در دهه‌های اخیر، رخدادهایی چون نسل‌کشی در بوسنی و رواندا، جنگ‌های خلیج‌فارس، حملات تاریخ ۱۱ سپتامبر و بحران‌های اقتصادی در آسیا و جهان، نشان داد که جهان پساجنگ سرد نیز از آشوب مصون نبوده است. با این حال، همچنان بسیاری از کشورها به سازوکارهای حقوقی بین‌المللی پایبند مانده‌اند. نهادهایی مانند سازمان تجارت جهانی، دیوان بین‌المللی دادگستری و دیوان کیفری بین‌المللی فعال هستند و کشورهایی مانند برزیل تلاش می‌کنند مذاکرات اقلیمی را، حتی بدون حضور آمریکا، احیا کنند.

اگرچه برخی کشورها درگیر خشونت و تجاوز هستند، اما نمونه‌هایی نیز وجود دارد که نشان می‌دهد کشورها از درگیری‌های شدید پرهیز کرده‌اند. تنش‌ها میان هند و پاکستان کاهش یافته، چین به تایوان حمله نکرده، و ونزوئلا به‌رغم ادعاهای ارضی علیه گویان از مداخله نظامی خودداری کرده است. حتی در دوره ترامپ، تهدیدهای وی علیه کشورهایی مانند گرینلند و کانادا عملی نشدند.

نگرانی‌ها درباره ظهور آشوب جهانی بیشتر به آینده مربوط می‌شود تا وضعیت فعلی. قدرت‌گیری ملی‌گرایان افراطی در کشورهایی مانند آمریکا، روسیه، هند و مجارستان یادآور وضعیت پیش از جنگ جهانی دوم است. با این حال، در مواردی نیز پیروزی جریان‌های چپ‌گرا در کشورهایی مانند کره ‌جنوبی، انگلیس، اسپانیا، کانادا و استرالیا، واکنشی به همین تهدید قلمداد می‌شود. به‌طور خاص، رفتارهای ترامپ در آمریکا باعث تقویت حمایت از نیروهای میانه‌رو و چپ در کشورهای دیگر شده است.

یکی از سناریوهای مطرح درباره آینده، بازگشت به نظم جهانی مبتنی‌ بر حوزه‌های نفوذ شبیه دوران امپراتوری‌هاست. در این مدل، آمریکا بر قاره آمریکا، چین بر شرق و جنوب‌شرق آسیا، روسیه بر فضای پسا‌ شوروی و اروپا بر حوزه نفوذ محدود خود در اوراسیا و آفریقا تسلط دارد. با این حال، این سناریو در عمل با واقعیت‌های پیچیده‌تر مواجه است. آمریکا همچنان در سطح جهانی فعال است، چین پروژه‌های اقتصادی جهانی مانند ابتکار «کمربند و جاده» را دنبال می‌کند، و اتحادیه اروپا نیز به گسترش به‌سوی شرق علاقه‌مند است.

سازمان‌هایی مانند بریکس نیز اگرچه گاه به‌عنوان رقیب نظم غربی معرفی می‌شوند، اما رویکرد یک‌دستی ندارند. در حالی‌که روسیه گرایش به تقابل دارد، کشورهای دیگر این گروه مانند چین و هند خواستار نظام اقتصادی باز هستند و همچنان در چارچوب نهادهایی مانند صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی فعالیت می‌کنند.

در مجموع، هرچند نشانه‌هایی از بی‌ثباتی در نظم جهانی وجود دارد، اما نمی‌توان از فروپاشی کامل سخن گفت. بیشتر کشورها همچنان به قواعد بین‌المللی متعهد مانده‌اند و جهان به‌طور کامل در وضعیت «هرج‌ومرج محض» قرار ندارد. با این حال، این به معنای تثبیت وضعیت موجود نیست. تغییر در نظام جهانی همواره امکان‌پذیر است و بحران اقلیمی بزرگ‌ترین متغیر آینده‌ساز به شمار می‌آید. این بحران می‌تواند زمینه‌ساز ظهور سیاست‌های مبتنی ‌بر ترس و رقابت باشد، اما در عین ‌حال، امکان همبستگی و ارائه راه‌حل‌های نوآورانه نیز وجود دارد. واکنش جمعی به فجایعی مانند توفان کاترینا، همه‌گیری کرونا و خطر افزایش سطح آب دریاها نشان داده که همکاری و همیاری همچنان گزینه محتملی برای بشر باقی مانده است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا