آسیاامنیت و دفاع

معنا و مفهوم پیوستن قزاقستان به پیمان ابراهیم برای ایران

پیوستن قزاقستان به پیمان ابراهیم، زنگ خطر محاصره راهبردی برای ایران است.

به گزارش دیپلماسی ایرانی، یادداشتی با ‌عنوان «معنا و مفهوم پیوستن قزاقستان به پیمان ابراهیم برای ایران» به قلم اسلام ذوالقدرپور در دیپلماسی ایرانی منتشر شده است. این یادداشت با اتکا به مفهوم «زمان تکینگی» در سیاست‌گذاری راهبردی، اعلام رسمی پیوستن قزاقستان به پیمان ابراهیم را فراتر از یک عادی‌سازی ساده روابط دیپلماتیک می‌داند و آن را نشانه‌ای از محاصره راهبردی ایران، یک بازی قدرت از سوی آستانه در ژئوپلیتیک آشوب منطقه و بخشی از دگرگونی بزرگ جهان ترک به‌سوی نزدیکی با اسرائیل و آمریکا تحلیل می‌کند که بازنگری جدی در سیاست خارجی ایران را ضروری می‌سازد. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

در جهان آشفته کنونی، تغییر سیاستگذاری خارجی، به‌ویژه در بستر ناآرامی و ستیز فراگیر، نیازمند فهم عمیق از روند مناسبات قدرت و مهارت مدیریت راهبردی است. هندسه قدرت جهانی چنان دگرگون شده که سیاست‌گذاران هوشمند باید خود را برای دوره «زمان تکینگی» آماده سازند؛ دوره‌ای که در آن شوک‌های غیرمنتظره‌ای رخ می‌دهد که هرگز در طرح‌ریزی سیاست‌ها امکان‌پذیر فرض نشده‌اند. الگوی بروز تکینگی اگرچه ابتدا در مورد فناوری‌هایی مانند هوش مصنوعی به‌کار رفت، اما در سیاست‌گذاری راهبردی نیز کاربرد دارد و ناظر بر زمانی است که بازیگر، تحقق شوکی عظیم و غیرقابل پیش‌بینی را در نظر نگرفته است. در آسیای جنوب غربی، روندی از شوک‌های تکینگی در جریان بوده که منافع راهبردی ایران را تحت ‌تأثیر قرار داده است. مهم‌ترین نمونه این دوران تکینگی، «پیمان ابراهیم» است که زمانی تحقق آن بعید به‌نظر می‌رسید، اما اکنون نه‌تنها ممکن شده، بلکه مرزهای آن فراتر از تصور نیز رفته است. عادی‌سازی روابط کشورهای اسلامی با اسرائیل که تحت مدیریت دولت آمریکا به رهبری دونالد ترامپ پیش رفت، می‌تواند ایران را در قامت یک دولت مداخله‌گر در روابط بین‌الملل میان اسرائیل و دیگر کشورها تعریف کند. اعلام عادی‌سازی روابط قزاقستان با اسرائیل در چارچوب پیمان ابراهیم، زنگ خطری جدی برای سیاست‌گذاری خارجی ایران است.

این تحول در چند محور قابل بررسی است: محور اول، بازی قدرت با توافق ابراهیم. اعلام رسمی عادی‌سازی روابط قزاقستان با اسرائیل، فراتر از ماهیت روابط دیپلماتیک و اقتصادی موجود دو کشور از سال ۱۹۹۲، یک بازی قدرت و اعلام گستاخی از سوی دولت قاسم‌جومارت توکایف علیه ایران است. این اعلام رسمی که پس از حمله بزرگ اسرائیل به ایران و در ادامه تهدیدات محور غربی علیه تهران صورت می‌گیرد، جلوه‌ای از قدرت‌نمایی آستانه در ژئوپلیتیک آشوب منطقه و اعلام رهایی از قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای مانند ایران، روسیه و ترکیه است که پیامدهای آن منابع و منافع راهبردی ایران را تهدید می‌کند. محور دوم، عادی‌سازی و منافع نظم نوین جهانی، پیوستن قزاقستان به توافق ابراهیم بر پایه منافع اقتصادی و امنیت بنا شده است. دولت توکایف در چارچوب نظم نوین جهانی و دگرگونی در هندسه قدرت آسیای میانه و قفقاز تلاش می‌کند تا با الگوگیری از دولت الهام علی اف در آذربایجان، امنیت و منافع اقتصادی بیشتری را از بهبود روابط با اسرائیل و آمریکا کسب کرده و خود را به یک قدرت منطقه‌ای تبدیل سازد.

محور سوم، جهان ترک در آستانه دگرگونی بزرگ، نمایش پیوستن قزاقستان به پیمان ابراهیم، مؤلفه‌ای از یک دگرگونی فراگیر ژئوپلیتیکی است که جهان ترک را به دوستان نزدیک اسرائیل تبدیل می‌کند. این نمایش زیربنای پیوستن دیگر کشورهای جهان ترک در آسیای میانه، از جمله ازبکستان، ترکمنستان و قرقیزستان، به توافق ابراهیم خواهد بود. این روند، سازگار با روابط راهبردی آذربایجان و هم‌سویی ترکیه با اسرائیل، جهان ترک را به یک شریک راهبردی اسرائیل در سطح بین‌المللی تبدیل می‌کند.

محور چهارم، زمان تکینگی محاصره راهبردی ایران. سیاست‌گذاران خارجی ایران تا یک دهه قبل، عادی‌سازی روابط دولت‌های اسلامی با اسرائیل، از جمله کشورهای عربی مانند امارات، قطر و سودان را امکان‌پذیر نمی‌دانستند. اکنون پیوستن احتمالی دولت عراق به پیمان ابراهیم، به‌ویژه با توجه به طرفداران او در اقلیم کردستان، می‌تواند آخرین زنجیره از معامله قرن باشد. روند کنونی اعلام رسمی توافق ابراهیم میان قزاقستان و اسرائیل، همان دوران تکینگی است که هرگز مورد تمرکز سیاست خارجی ایران نبوده و اکنون تحقق یافته است. تکمیل این زنجیره با توافق کشورهایی مانند پاکستان، عربستان و افغانستان، می‌تواند همچون زنجیری بر دستان ژئوپلیتیک ایران عمل کند. دوره تکینگی فراگیری روابط کشورهای مسلمان با اسرائیل، به‌معنای محاصره راهبردی ایران در چارچوب پیمان ابراهیم است. اعلام توافق در آسیای میانه، آن هم پس از نبرد دوازده‌روزه میان ایران و اسرائیل و هم‌زمان با برسازی انگاره شکست راهبردی ایران از غرب، به‌منزله سرکشی آسیای میانه در مقابل تهران تلقی می‌شود. در این دوران تکینگی راهبردی، سیاست‌گذاران ایران نیازمند بازنویسی سیاست خارجی خود با درک کامل محاصره پیمان ابراهیم هستند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا