بازنگری در تعامل اتحادیه اروپا با جنوب جهانی
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «بازنگری در تعامل اتحادیه اروپا با جنوب جهانی» نوشته جیبال نادواث (Jaibal Naduvath) در بنیاد آبزرور (Observer Research Foundation) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی چالشها و فرصتهای پیشروی اتحادیه اروپا در روابط با کشورهای جنوب جهانی پرداخته و بر لزوم تغییر رویکرد این اتحادیه برای تقویت روابط پایدار و مبتنی بر اعتماد با این کشورهای درحالتوسعه تأکید میکند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
جنوب جهانی بهعنوان منطقهای شامل کشورهای درحالتوسعه با درآمد متوسط پایین، خانه بیش از ۸۰ درصد از جمعیت جهان است و حدود ۵۴ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان را در بر میگیرد. هند و چین بهتنهایی نزدیک به نیمی از این سهم را به خود اختصاص میدهند. پیشبینی میشود که تا سال ۲۰۳۰، سه کشور از چهار اقتصاد بزرگ جهان در این منطقه قرار خواهند داشت. این منطقه منابع معدنی حیاتی بسیاری برای گذار انرژی جهانی در اختیار دارد، از جمله کبالت، لیتیوم و عناصر نادر خاکی. آفریقا بهتنهایی نزدیک به ۳۰ درصد از منابع معدنی جهان را در اختیار دارد و ۹۰ درصد ذخایر پلاتین، ۵۶ درصد کبالت، ۳۶ درصد کروم و ۳۰ درصد عناصر نادر خاکی جهان را تأمین میکند. در همین حال، آمریکای لاتین و آسیای جنوبشرقی نقش حیاتی در امنیت غذایی و تنوع زیستی جهانی دارند. آمریکای لاتین ۶۱ درصد از صادرات سویا و ۵۹ درصد از صادرات شکر جهان را تأمین میکند. تصمیمات این کشورهای در حال توسعه بهطور فزایندهای تحت تأثیر نفوذ راهبرد آنها در زنجیرههای تأمین، منابع طبیعی و روابط ژئوپولیتیکی قرار دارد و این امر باعث شده است که جنوب جهانی به میدان رقابت برای نفوذ جهانی تبدیل شود.
جنوب جهانی بهعنوان نقطهمحوری برای مدیریت بسیاری از تهدیدات و فرصتهایی که اروپا در سالهای آینده با آنها مواجه خواهد شد، در نظر گرفته میشود و اتحادیه اروپا در حال تطبیق روشهای تعامل خود با این منطقه است. از تأمین منابع و بازارها گرفته تا پیشبرد امنیت، تجارت و اقدامات اقلیمی، داشتن پایگاه قوی در این منطقه برای افزایش اهمیت ژئوپولیتیکی و تابآوری اقتصادی اتحادیه اروپا ضروری است. ابتکارات کلیدی مانند پروژه دروازه جهانی، توافقات تجاری با مرکوسور و هند، و رویکرد جدید اتحادیه اروپا در زمینه تأمین مالی خارجی از طریق ابزار همسایگی، توسعه و همکاری بینالمللی، اروپا جهانی (NDICI-Global Europe) نمونههایی از این تلاشها هستند. اتحادیه اروپا همچنین بهشدت به منابع معدنی از جنوب جهانی برای دستیابی به اهداف خود در زمینه بیطرفی اقلیمی تا سال ۲۰۵۰ وابسته است.
علاوه بر این، شکافهای ژئوپولیتیکی و رقابت راهبردی فزاینده با چین، اتحادیه اروپا را مجبور کردهاند تا زنجیرههای ارزش خود را متنوع سازد و بهدنبال شرکای قابلاعتماد در جنوب جهانی باشد. بخش قابلتوجهی از دیپلماسی تجاری و کمکهای توسعهای اتحادیه اروپا هماکنون بر این منطقه متمرکز است. در سال ۲۰۲۳، اتحادیه اروپا ۴۲ درصد از کمکهای رسمی توسعهای جهانی را تأمین کرد و بزرگترین تأمینکننده کمکهای جهان بود. در این راستا، یکپارچهسازی ابزارهای تأمین مالی خارجی مختلف در چارچوب واحد (NDICI-Global Europe)، هدف اتحادیه اروپا برای افزایش همراستایی و تأثیر مداخلات خود در جنوب جهانی را نشان میدهد. تقویت حضور اتحادیه اروپا در جنوب جهانی همچنین برای تحقق اهداف این اتحادیه در شکلدهی به نظم بینالمللی بر اساس ارزشها و منافع خود ضروری است.
با این حال، اتحادیه اروپا با چالشهای مختلفی روبهرو است. کمبودهای بوروکراتیک، تفاوت در اولویتهای کشورهای عضو و رویکردهای پراکنده مانع از پاسخدهی سریع و مؤثر اتحادیه اروپا به تحولات جهانی شدهاند. بهعنوان مثال، توافق تجاری با مرکوسور تقریباً دو دهه طول کشید تا بهطور نهایی به نتیجه برسد و هنوز کامل به تصویب نرسیده است. مذاکرات تجاری اتحادیه اروپا با هند نیز بهطور مشابه با توقفهای طولانیمدت مواجه بوده است. اقدامات اتحادیه اروپا برای پیشبرد اهداف اقلیمی و تجاری نیز غالباً زمانبر و مبتنی بر اجماع است، که باعث کندی روند تصمیمگیری در موضوعات مختلف میشود.
مشکلاتی همچون فقدان هماهنگی در سیاستهای اقلیمی، ایجاد موانع تجاری جدید نظیر مکانیسم تنظیم مرزی کربن (CBAM) و قانون جنگلزدایی اتحادیه اروپا (EUDR)، نیز به چالشهای بزرگ برای کشورهای جنوب جهانی تبدیل شده است. این اقدامات باعث ایجاد محدودیتهایی در ورود کالاها به اتحادیه اروپا و ایجاد مشکلات اقتصادی برای کشورهای در حال توسعه شده است. بهویژه، وزیر تجارت آفریقای جنوبی این اقدامات را بهعنوان سیاستهای حمایتگرایانه نقد کرده است. این رویکردهای محافظهکارانه و سختگیرانه موجب شده است که برخی از کشورهای جنوب جهانی این اقدامات را بهعنوان نوعی نابرابری در تعاملات تجاری خود با اتحادیه اروپا مشاهده کنند.
اتحادیه اروپا همچنین با چالشهای جدی در زمینه برقراری روابط مبتنی بر ارزشها در جنوب جهانی مواجه است. تأکید بر حقوق بشر، دموکراسی و شفافیت بهویژه در زمینه پروژههایی مانند دروازه جهانی، بهطور گستردهای در جنوب جهانی بهعنوان سیاستهایی خودخواهانه و فاقد شفافیت در نظر گرفته شده است. این مسائل موجب ایجاد شکافهای زیادی در روابط اروپا با کشورهای در حال توسعه شده است. در زمینه راهبرد، عدم تطابق اولویتهای اتحادیه اروپا با نیازهای واقعی کشورهای جنوب جهانی باعث کاهش اعتبار آنها در این منطقه شده است. بهویژه، پروژههایی مانند کریدور لوبیتو که تحت دروازه جهانی قرار دارند، بهدلیل مشارکتهای گسترده چینیها با انتقادات زیادی مواجه شدهاند. این پروژهها بیشتر بر منافع جغرافیایی و اقتصادی چین تمرکز دارند تا بر منافع واقعی کشورهای آفریقایی، که این امر موجب آسیب به اعتبار اتحادیه اروپا بهعنوان یک شریک معتبر در این پروژهها شده است.
با این حال، اتحادیه اروپا هنوز میتواند با بازنگری در مدلهای شراکت خود و ایجاد رویکردهای نوآورانه، ارتباطات خود را با کشورهای جنوب جهانی تقویت کند. این شامل استفاده از سرمایهگذاریهای بلندمدت، شراکتهای مثلثی با کشورهای در حال ظهور مانند هند و همکاری در زمینه تأمین منابع مورد نیاز، از جمله مواد معدنی حیاتی برای گذار اقلیمی است. این روشها میتوانند منافع بیشتری برای کشورهای جنوب جهانی ایجاد کنند و در عین حال باعث تقویت روابط با اتحادیه اروپا شوند. همچنین، باید به این نکته اشاره کرد که توسعه شراکتها با کشورهای جنوب جهانی باید بر پایه اعتماد و همکاری متقابل باشد، نه بر اساس روشهای سلطهگرایانه. این امر نیازمند تغییر نگرش و بازنگری در سیاستهای فعلی اتحادیه اروپا است تا بتواند در این زمینه به نتایج پایداری دست یابد. کشورهای جنوب جهانی در حال حاضر به دنبال روابطی با کشورهای خارجی هستند که مبتنی بر توسعه پایدار، توانمندسازی اقتصادی و کاهش وابستگی باشد.
در نهایت، اتحادیه اروپا باید مدل شراکت خود را مجدداً ارزیابی کرده و به سمت یک رویکرد بلندمدت و انعطافپذیر پیش برود تا بهعنوان یک بازیگر مؤثر در جنوب جهانی شناخته شود. این امر نیازمند ایجاد راهحلهایی است که بهطور متقابل بهنفع کشورهای جنوب جهانی و اتحادیه اروپا باشد و در عین حال، زمینههای جدیدی برای همکاریهای بلندمدت و پایدار فراهم آورد./ منبع



