آسیاامنیت و دفاعخارجیفناوری و فضای مجازی

اهمیت محاسبات لبه‌ای در میدان نبرد

به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «اهمیت محاسبات لبه‌ای در میدان نبرد» نوشته سمیر پاتیل (Sameer Patil)  و دروو بانرجی (Dhruv Banerjee) در بنیاد آبزرور (Observer Research Foundation) منتشر شده است. تحولات اخیر در فناوری‌های نظامی نشان می‌دهد محاسبات لبه‌ای می‌تواند ضعف‌های مدل‌های سنتی ابرمحور را برطرف کرده و با کاهش تأخیر، افزایش امنیت داده‌ها و تضمین تداوم عملیات در مناطق کم‌اتصال، به ابزاری کلیدی برای ارتش‌ها بدل شود. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.


عملیات «سندور»، نقطه عطفی در راهبرد نظامی هند بود که با بهره‌گیری از فناوری‌های پیشرفته و فرماندهی و کنترل یکپارچه، توانست برتری میدانی و بازدارندگی در برابر پاکستان ایجاد کند. این عملیات اهمیت ارتباطات ایمن، پایدار و قابل اعتماد را نشان داد، زیرا ارتش توانست همزمان تهدیدهای چندگانه در حوزه‌های هوا، زمین، دریا، سایبری، فضا و اطلاعات را خنثی کند. آینده جنگ مستلزم تقویت شبکه‌های ارتباطی و آمادگی رزمی است و در این میان، محاسبات لبه‌ای ظرفیت تقویت توان ارتباطی را دارد. این فناوری با پردازش و ذخیره‌سازی داده‌ها در نزدیکی میدان نبرد، موجب صرفه‌جویی در زمان و منابع و تسریع واکنش‌ها می‌شود. ارتش‌های مختلف جهان نیز با بهره‌گیری از نفوذ 5G و پیشرفت‌های محاسباتی، به‌طور آزمایشی به این حوزه ورود کرده‌اند.

در حال حاضر بخش عمده‌ای از ارتباطات نظامی بر محاسبات ابری متکی است که سه چالش اصلی دارد: وابستگی به اتصال پایدار، تأخیر در پردازش و تهدید حملات سایبری. در مناطق مرزی یا دورافتاده که اینترنت ضعیف است، مدل ابری کارآمدی خود را از دست می‌دهد. همچنین در میدان نبرد، هر میلی‌ثانیه اهمیت دارد و تأخیر انتقال داده به ابر می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد. علاوه بر این، داده‌های حساس نظامی در معرض نفوذ و جاسوسی دشمن قرار دارند؛ نمونه آن نفوذ ارتش روسیه در اوکراین در سال ۲۰۲۴ است که با هک وب‌کم‌ها توانست زیرساخت‌های حیاتی و سامانه‌های پدافندی را هدف قرار دهد. بنابراین صرف اتکا به ابر کافی نیست و نیاز به رویکردی فراتر وجود دارد.

محاسبات لبه‌ای پاسخی به این چالش‌هاست. این فناوری فرایند جمع‌آوری، ذخیره، تحلیل و تولید داده را غیرمتمرکز کرده و در محل تولید داده پردازش می‌کند. چنین سامانه‌هایی حتی در شرایط پهنای باند محدود یا اختلال شبکه نیز کارآمدند و استمرار عملیات را تضمین می‌کنند. مهم‌ترین مزایا شامل کاهش تأخیر، تسریع تصمیم‌گیری، و نگهداری داده‌های حساس در سطح محلی است که خطر نفوذ را به حداقل می‌رساند. همچنین داده‌ها پیش از انتقال رمزگذاری و پاک‌سازی می‌شوند و امنیت بیشتری فراهم می‌شود.

چین سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در این حوزه کرده و با استفاده از 5G و سامانه‌های چنددسترسی در حال ایجاد زیرساخت‌های محاسبات لبه‌ای است. پروژه «سه‌جسمی» چین حتی این قابلیت را به فضا گسترش داده تا پردازش خودکار و واکنش سریع در مدار انجام شود. آمریکا نیز از طریق وزارت دفاع و پروژه‌هایی مانند «همگرایی ۲۰۲۵» یا سامانه‌های جنگنده اف-۳۵ که توان پردازش محلی عظیمی دارند، به‌سرعت این فناوری را ادغام می‌کند. ناتو و ارتش استرالیا نیز برنامه‌های مشابهی برای توسعه ظرفیت‌های ابری تاکتیکی در میدان نبرد آغاز کرده‌اند.

در هند نیز تلاش‌هایی برای بومی‌سازی این فناوری جریان دارد. گزارش وزارت دفاع در ۲۰۲۲ به ابزارهای نسل جدید مبتنی بر هوش مصنوعی لبه‌ای اشاره کرده است، از جمله سامانه BLADe-S برای تحلیل لحظه‌ای داده‌ها، دوربین هوشمند  Chimera-22  برای شناسایی پهپادهای دشمن و پلتفرم Deepcatch برای تشخیص تهدیدات با همکاری چند دوربین. شرکت‌های خصوصی همچون ideaForge و InferQ نیز پهپادها و سامانه‌های شناسایی مجهز به پردازش محلی توسعه داده‌اند. ارتش هند محاسبات لبه‌ای را یکی از ۳۳ فناوری کلیدی برای افق سال ۲۰۳۰ معرفی کرده و هدف آن بهره‌گیری از این قابلیت در زمین‌های متنوع و شرایط شبکه‌ای متغیر است.

برای بهره‌برداری کامل، وزارت دفاع باید این حوزه را در چارچوب ابتکار «نوآوری برای برتری دفاعی» جای دهد تا شرکت‌های داخلی و استارتاپ‌ها بتوانند راهکارهای فناورانه ارائه دهند. در محیط‌های جنگی آینده که بر اطلاعات مسلط‌اند، محاسبات لبه‌ای می‌تواند ضریب‌افزاینده‌ای قدرتمند برای ارتش هند باشد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا