جنگ بعدی بین هند و پاکستان
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «جنگ بعدی بین هند و پاکستان» که بهقلم عقیل شاه ( Aqil Shah ) در مجله فارن افرز (Foreign Affairs) منتشر شده است، به تحلیل تشدید تنشهای اخیر بین هند و پاکستان پس از حمله تروریستی ۲۲ آوریل ۲۰۲۵ در کشمیر تحت کنترل هند و تبعات عملیات نظامی هند با نام «سیندور» میپردازد. نویسنده استدلال میکند که اقدامات هند نهتنها در بازدارندگی پاکستان ناکام بوده، بلکه جایگاه داخلی ارتش پاکستان را تقویت کرده و خطر درگیریهای آینده بین این دو قدرت هستهای را افزایش داده است. در ادامه چکیده این مقاله را میخوانید.
تقریباً دو هفته پس از آتشبس شکننده بین هند و پاکستان، دو طرف همچنان بر سر وقایع پیش از آن اختلاف دارند. هند، پاکستان را مسئول حمله تروریستی ۲۲ آوریل در کشمیر تحت کنترل خود میداند که ۲۶ کشته بر جای گذاشت، اما پاکستان این اتهام را رد میکند. در روز ۷ می، هند با عملیات «سیندور» حملات موشکی به اهدافی در پاکستان، مرتبط با گروههای تروریستی لشکر طیبه و جیش محمد، انجام داد که برخلاف حملات محدود گذشته به عمق خاک پاکستان از جمله ایالت پنجاب نفوذ کرد و پایگاههای نظامی را هدف قرار داد. این اقدام به تبادل حملات موشکی و پهپادی با ادعاهای متناقض دو طرف درباره خسارات و تلفات منجر شد،. آتشبس با فشار مقامات ارشد آمریکایی برقرار شد، اما هند نقش میانجیگری آمریکا را رد کرد.
هدف هند از این حملات، نشان دادن قدرت به افکار عمومی داخلی و بازدارندگی ارتش پاکستان از حمایت از گروههای شبهنظامی بود. اما این اقدام نتیجه معکوس داشت و به تقویت اعتبار داخلی ارتش پاکستان منجر شد. ارتش پاکستان، که از زمان سرکوب حزب تحریک انصاف (PTI) عمران خان و بحران اقتصادی با کاهش محبوبیت مواجه بود، از این درگیری بهعنوان فرصتی برای نمایش اقتدار و وحدت ملی استفاده کرد. نظرسنجی گالوپ پاکستان نشان داد که ۹۶ درصد مردم این کشور معتقدند پاکستان در این درگیری پیروز شده است. ژنرال «عاصم منیر» – فرمانده ارتش- بهدلیل رهبری در این بحران به رتبه فیلد مارشال ارتقا یافت.
پاکستان از دیرباز از گروههای نیابتی علیه هند استفاده کرده و حمله پهالگام، که گروهی مرتبط با لشکر طیبه مسئولیت آن را بر عهده گرفت، نمونهای از این استراتژی است. هند با تعلیق یکجانبه پیمان آب ایندوس (۱۹۶۰) و حملات نظامی، سعی کرد فشار اقتصادی و نظامی بر پاکستان وارد کند، اما این اقدامات به تشدید درگیری منجر شد. پاکستان با استفاده از جتهای چینی و سامانههای دفاع هوایی، چندین هواپیمای جنگنده هند از جمله یک رافال فرانسوی را ساقط کرد که پیروزی نمادینی برای ارتش این کشور بود. این امر اعتماد بهنفس ارتش پاکستان را بهرغم برتری نظامی متعارف هند در درگیریهای محدود تقویت کرد.
با وجود سیاست «عدم استفاده اول» هند از سلاح هستهای، پاکستان حق استفاده اولیه را در صورت تهدید موجودیت خود حفظ کرده و در این درگیری با برگزاری جلسه فوری مقامات هستهای (NCA) به تهدید هستهای متوسل شد. این اقدام، همراه با هشدار وزیر دفاع پاکستان، آمریکا را به دخالت برای جلوگیری از تشدید تنش واداشت. اگرچه درگیری به سطح هستهای نرسید، اما نشان داد که سلاحهای هستهای ضمن کاهش احتمال جنگ متعارف تمامعیار، فضا را برای درگیریهای سطح پایین مانند حملات تروریستی باز میکنند. این پویایی، خطر سوءمحاسبات را بهویژه در غیاب کانالهای ارتباطی قابل اعتماد افزایش میدهد.
دو عامل جدید، یعنی اطلاعات نادرست و پهپادهای مسلح، خطر درگیریهای آینده را تشدید میکنند. رسانههای هندی با انتشار اخبار کذب مانند ادعای تصرف شهرهای پاکستانی، هیستری جنگی را دامن زدند؛ در حالی که فقدان ارتباط مستقیم بین دو طرف، تنشها را تشدید کرد. استفاده گسترده از پهپادهای خود-انفجاری نیز درگیری را به سطح جدیدی برد، زیرا این فناوری امکان حملات گستردهتر را بدون ریسکهای سیاسی و نظامی هواپیماهای سرنشیندار فراهم میکند. اگرچه آتشبس برقرار شده، هند اعلام کرده که عملیات خود را صرفا موقتا متوقف کرده و ممکن است در واکنش به حملات تروریستی آینده، آن را از سر بگیرد.
این درگیری نشان داد که استراتژی هند برای بازدارندگی پاکستان ناکام بوده و ارتش پاکستان را جسورتر کرده است. ژنرالهای پاکستانی معتقدند که استراتژی تحریکآمیز آنها مؤثر است و از دشمنی با هند برای توجیه نقش سیاسی و بودجه نظامی خود استفاده میکنند. منیر پیش از حمله پهالگام، با استناد به «تئوری دو ملت»، هند را دشمن آشتیناپذیر توصیف کرد. این فرهنگ سازمانی ارتش پاکستان، بیش از ویژگیهای شخصی فرماندهان به ادامه جنگ نیابتی علیه هند دامن میزند. از سوی دیگر، هند با ادعای پیروزی در هدف قرار دادن مراکز شبهنظامی، جایگاه مودی را بهعنوان «نگهبان هوشیار» تقویت کرد اما نتوانست به «جداسازی هویتی» نسبت به پاکستان دست یابد.
برای هند که به دنبال جایگاه قدرت بزرگ جهانی است، درگیری مداوم با پاکستان یک مانع استراتژیک است. برای پاکستان که با بحرانهای اقتصادی و سیاسی دستوپنجه نرم میکند، دشمنی با هند به ارتش مشروعیت میبخشد. تا زمانی که هر یک از طرفین معتقد باشد از درگیری سود میبرد، آتشبس کنونی شکننده باقی خواهد ماند و خطر درگیریهای آینده، با پتانسیل فاجعه هستهای، همچنان بالا خواهد بود. /منبع



