آسیاسیاسی

داستانی که تهران می‌خواهد بخوانید

پیوند میان روحانیت و نیروهای نظامی ناگسستنی است

به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «داستانی که تهران می‌خواهد بخوانید» نوشته‌ی «جیسون دی گرینبلات (D. Greenblatt Jason) در الجزیره (Al Jazeera) منتشر شده است. این مقاله به نقد روایت رسانه‌های غربی، به‌ویژه گزارش نیویورک‌تایمز درباره ساختار جدید رهبری ایران، می‌پردازد و استدلال می‌کند که این روایت تصویری نادرست از پویایی قدرت در ایران و ماهیت منازعه این کشور با آمریکا و اسرائیل ارائه می‌دهد. مضمون اصلی یادداشت، بررسی خطاهای تحلیلی و تاریخی در برداشت غرب از پیوستگی میان روحانیت و نهادهای نظامی ایران است. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید. 

پوشش اخیر رسانه‌های غربی، به‌ویژه گزارش نیویورک‌تایمز درباره وضعیت و ساختار رهبری ایران پس از معرفی آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای، تصویری تحریف‌شده از واقعیت ارائه می‌دهد. گزارش نیویورک‌تایمز او را به‌عنوان رهبری مجروح معرفی کرده که از طریق یادداشت‌های دست‌نویس و شبکه‌ای از پیک‌های موتورسوار ارتباط برقرار می‌کند و به‌دلیل ضعف جسمی در هیچ ویدئویی ظاهر نمی‌شود. اما این یادداشت خاطرنشان می‌کند که این اطلاعات فقط بر پایه منابع ناشناس و بدون مدارک یا شواهد مستقل منتشر شده است؛ نه تصویری وجود دارد و نه سند پزشکی یا تأیید معتبر. چنین روایتی بدون بررسی انگیزه‌های منابع، منجر به بازتاب پیام مطلوب حکومت ایران می‌شود. 

گزارش‌گری از نظام‌های اقتدارگرا در شرایط جنگی نیازمند شکاکیت مضاعف است، زیرا حکومت‌ها اطلاعات را کنترل و اقوام خاصی از داده‌ها را در اختیار خبرنگاران خارجی قرار می‌دهند. بدین‌ترتیب، روایت‌هایی که مجتبی خامنه‌ای را فعال و هوشیار نشان می‌دهند، ممکن است هدفی راهبردی داشته باشند: حفظ تصویر ثبات و تداوم قدرت در رأس نظام. 

یادداشت سپس به نقد چارچوب تاریخی گزارش نیویورک‌تایمز می‌پردازد که مدعی است قدرت در ایران از روحانیت به ساختار نظامی سخت‌گیر منتقل می‌شود. این برداشت نادرست است و تأکید می‌شود که طی ۴۵ سال گذشته، نظام سیاسی ایران همواره مبتنی بر وحدت میان رهبری روحانی و قدرت نظامی، به‌ویژه سپاه پاسداران بوده است. آیت‌الله علی خامنه‌ای توسعه برنامه‌های راهبردی کشور از جمله طرح هسته‌ای، موشکی، پهپادی و شبکه نیروهای نیابتی منطقه‌ای مانند حزب‌الله، حماس، حوثی‌ها و شبه‌نظامیان شیعه در عراق را هدایت کرده است. بنابراین، سپاه نه نیرویی جدید یا مستقل، بلکه بازوی اجرایی همان دیدگاه دیرینه روحانیت محسوب می‌شود. 

همچنین به فهرست اقداماتی اشاره می‌شود که در دوران خامنه‌ای موجب تضعیف منافع غرب و منطقه شد؛ از سرکوب اعتراضات داخلی چون جنبش سبز ۲۰۰۹ و قیام‌های ۲۰۲۲ گرفته تا عملیات نظامی سپاه قدس به فرماندهی قاسم سلیمانی که جان شمار زیادی از سربازان آمریکایی را گرفت. تصور تغییر در جهت‌گیری ایدئولوژیک نظام، حذف دهه‌ها تداوم در سیاست و ساختار ایران است. 

در بخش پایانی، یادداشت دیدگاه‌هایی را بررسی می‌کند که افزایش فشار نظامی آمریکا را زمینه‌ساز تعدیل یا مذاکره احتمالی ایران می‌دانند. ضمن ابراز تردید نسبت به تحقق دیپلماسی مؤثر، ممکن است فشار خارجی انتخاب‌های راهبردی ایران را محدود کند، اما این تغییر از سر اعتدال یا حسن‌نیت نیست، بلکه ناشی از الزامات تقابلی است. اشتباه در درک پویایی داخلی ایران با فرض گذار به عمل‌گرایی یا تفکیک شدید میان روحانیون و نظامیان در نهایت به سود حکومت تمام می‌شود، زیرا چنین تحلیل‌هایی استمرار اهداف راهبردی بلندمدت ایران را پنهان می‌کند. ایران همواره درگیر جنگی غیرمتقارن با آمریکا و متحدانش بوده و درک نادرست از تداوم این وضعیت، سیاست‌گذاری و تحلیل غرب را دچار انحراف می‌کند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا