آمریکاامنیت و دفاعجهانخاورمیانه

توافق هسته‌ای واشنگتن و ریاض: آغاز یک مسابقه تسلیحاتی جدید در غرب آسیا؟

توافق هسته‌ای اخیر آمریکا و عربستان، با چشم‌پوشی از استانداردهای کلیدی منع اشاعه، نه تنها راه را برای دستیابی ریاض به توانایی آستانه هسته‌ای هموار می‌کند، بلکه با ایجاد یک استاندارد دوگانه در مقایسه با ایران، خطر یک مسابقه تسلیحاتی منطقه‌ای را به شدت افزایش می‌دهد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «توافق هسته‌ای واشنگتن و ریاض: آغاز یک مسابقه تسلیحاتی جدید در غرب آسیا؟» به قلم فرهاد ابراهیموف (Farhad Ibragimov) در راشاتودی (RussiaToday) منتشر شده است. این یادداشت به تحلیل توافق هسته‌ای اخیر آمریکا و عربستان می‌پردازد و استدلال می‌کند که این توافق با نادیده گرفتن استانداردهای کلیدی منع اشاعه مانند «استاندارد طلایی» و پروتکل الحاقی، عملاً راه را برای تبدیل شدن عربستان به یک قدرت آستانه هسته‌ای هموار می‌کند. این اقدام نه تنها یک استاندارد دوگانه خطرناک در مقایسه با ایران ایجاد می‌کند، بلکه می‌تواند یک مسابقه تسلیحاتی منطقه‌ای را کلید بزند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

توافقنامه همکاری هسته‌ای اخیر میان آمریکا و عربستان که پایه قانونی مشارکت شرکت‌های آمریکایی در برنامه هسته‌ای ریاض را فراهم می‌کند، بیش از آنکه یک همکاری صلح‌آمیز باشد، زنگ خطری جدی برای نظام منع اشاعه جهانی است. این توافقنامه که به «توافق ۱۲۳» معروف است، اگرچه هنوز باید فرآیند بررسی در کنگره آمریکا را طی کند، اما مفاد آن نشان‌دهنده یک تغییر رویکرد اساسی در سیاست هسته‌ای واشنگتن است. بر اساس گزارش‌ها، این توافق به صراحت تعهدی از سوی ریاض برای صرف‌نظر کردن از غنی‌سازی اورانیوم یا بازفرآوری سوخت مصرف‌شده را شامل نمی‌شود و حتی پایه قانونی برای توسعه این فناوری‌ها را ایجاد می‌کند. این توافق، عربستان را از توافقی که برای امارات اجرا شد و ابوظبی را ملزم به انصراف داوطلبانه از غنی‌سازی داخلی کرد، کاملاً متمایز می‌سازد. به همان اندازه نگران‌کننده، عدم الزام ریاض به پیوستن به پروتکل الحاقی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است که ابزارهای حیاتی برای راستی‌آزمایی فعالیت‌های اعلام‌نشده را فراهم می‌کند.

انگیزه‌های عربستان برای پیگیری این برنامه دوگانه است: اقتصادی و راهبردی. از یک سو، تولید برق، توسعه آب‌شیرین‌کن‌ها و کاهش مصرف داخلی نفت و گاز برای افزایش صادرات، توجیهات اقتصادی روشنی برای این برنامه فراهم می‌کند و با اهداف چشم‌انداز ۲۰۳۰ همسوست. از سوی دیگر، انگیزه‌های راهبردی نقشی کلیدی ایفا می‌کنند. محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، در سال ۲۰۱۸ به صراحت اعلام کرد که اگر ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد، ریاض «در اسرع وقت» همین مسیر را دنبال خواهد کرد. این موضع نشان می‌دهد که برنامه هسته‌ای عربستان نه تنها برای تولید انرژی، بلکه به عنوان یک ضمانت امنیتی در صورت تغییر وضعیت منطقه‌ای ضروری است. هدف فوری ریاض شاید ساخت سلاح هسته‌ای نباشد، اما تلاش می‌کند تا پتانسیل علمی، فنی و صنعتی خود را برای ایجاد یک «توانایی آستانه‌ای» توسعه دهد.

برای ایالات متحده نیز، ملاحظات فراتر از امنیت است. صنعت هسته‌ای آمریکا برای به دست آوردن بازار چند میلیارد دلاری عربستان، در رقابت شدیدی با روسیه و چین قرار دارد. عدم وجود توافق ۱۲۳ عملاً شرکت‌های آمریکایی را از این رقابت حذف می‌کرد. واشنگتن همچنین نگران است که شرایط بیش از حد سختگیرانه، ریاض را به سمت همکاری با مسکو یا پکن سوق دهد. بنابراین، دولت ترامپ تلاش می‌کند تا همزمان هم از صنعت هسته‌ای داخلی خود حمایت کند و هم از نزدیک شدن عربستان به رقبای آمریکا جلوگیری نماید. با این حال، این رویکرد یک استاندارد دوگانه خطرناک ایجاد می‌کند: چرا داشتن فناوری‌های حساس هسته‌ای توسط ایران یک تهدید غیرقابل قبول تلقی می‌شود، اما قابلیت‌های مشابه در دست عربستان، به عنوان یک متحد آمریکا، بالقوه قابل پذیرش است؟ این سیاست می‌تواند یک واکنش زنجیره‌ای در غرب آسیا به راه اندازد و کشورهایی مانند ترکیه و مصر را به سمت توسعه توانایی‌های نظامی-هسته‌ای خود سوق دهد و در نتیجه، به جای افزایش امنیت، منطقه را بی‌ثبات‌تر کند. محتمل‌ترین سناریو، نه ساخت فوری بمب، بلکه توسعه تدریجی یک برنامه هسته‌ای غیرنظامی پیچیده با عناصر چرخه کامل سوخت است که به ریاض اجازه می‌دهد بدون نقض رسمی پیمان ان‌پی‌تی، به یک قدرت آستانه هسته‌ای تبدیل شود./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا