آسیاآمریکاامنیت و دفاع

تنگنای تایوان

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با موضوع «تنگنای تایوان»، نوشته اوریانا اسکایلر مسترو (Oriana Skylar Mastro)، و برندون یودر (Brandon Yoder)، منتشرشده در نشریه فارن‌افرز (Foreign Affairs)، به بررسی چالش‌های راهبرد بازدارندگی آمریکا در قبال تایوان می‌پردازد و بر لزوم تعادل میان تقویت نظامی، دیپلماسی اطمینان‌بخش و مدیریت فشارهای اقتصادی برای جلوگیری از تهاجم چین و حفظ ثبات تأکید دارد. در ادامه، خلاصه این یادداشت آمده است.


با افزایش تنش‌ها در تنگه تایوان، سیاست‌گذاری در واشنگتن درباره راهبرد بازدارندگی چین از حمله به تایوان همچنان محل مناقشه است. راهبرد آمریکا بر سه محور اصلی متمرکز است: تقویت توان نظامی آمریکا و تایوان برای دفاع از جزیره، استفاده از دیپلماسی برای نشان‌دادن عزم آمریکا در حمایت از تایوان و در عین حال اطمینان‌بخشی به چین مبنی بر عدم حمایت از استقلال تایوان، و اعمال فشار اقتصادی برای کُندکردن روند مدرنیزاسیون نظامی چین. با این حال، اجماع اندکی درباره تعادل مناسب میان این سه محور وجود دارد و این تعادل بر چگونگی اجرای بازدارندگی تأثیر می‌گذارد. برخی معتقدند دیپلماسی و خویشتن‌داریِ نظامی می‌تواند چین را مهار کند، برخی دیگر هشدار می‌دهند که بدون تقویت قابل‌توجه حضور نظامی آمریکا در آسیا، بازدارندگی فرومی‌پاشد. رویکرد سومی نیز، که به‌تازگی در نشریه فارن‌افرز مطرح شده، تقویت دفاع مستقل تایوان و حمایت غیرمستقیم آمریکا را بهترین راه برای حفظ بازدارندگی و کاهش خطر تشدید تنش می‌داند.

این رویکردها با یک تناقض محوری در راهبرد آمریکا مواجه‌اند: بازدارندگی ممکن است به دو شکل شکست بخورد. اگر اقدامات کافی نباشد، پکن ممکن است گمان کند که می‌تواند تایوان را پیش از واکنش آمریکا تصرف کند. اگر اقدامات بیش از حد باشد، رهبران چین ممکن است نتیجه بگیرند که تنها راه اتحاد با تایوان، استفاده از زور است. برای مدیریت این چالش، راهبردی متعادل شامل تقویت نظامی، اطمینان‌بخشی دیپلماتیک و خویشتن‌داریِ اقتصادی ضروری است. این عناصر اگر به‌درستی ترکیب شوند، می‌توانند بازدارندگی معتبر را حفظ کنند و از تحریک چین جلوگیری کنند. با این حال، رویکرد دولت کنونی آمریکا به تایوان بین اعمال تعرفه‌های سنگین (مانند تعرفه ۳۲ درصدی بر کالاهای تایوانی) و حمایت‌های غیررسمی از تایپه از طریق دیدارهای دوحزبی و توقف برخی تعرفه‌ها نوسان داشته است. این دولت هنوز فرصت دارد تا راهبرد منسجمی تدوین کند، اما این فرصت در حال کاهش است.

در حوزه نظامی، آمریکا در حال بهبود حضور خود در نزدیکی تایوان است، از جمله از طریق دسترسی به پایگاه‌های جدید در فیلیپین (چهار پایگاه جدید، مجموعاً ۹ پایگاه) و تقویت توان در جنوب غربی ژاپن و غرب اقیانوس آرام. برای مثال، در فیلیپین، پایگاه‌هایی در کاگایان و ایزابلا در چند صد مایلی تایوان قرار دارند. در ژاپن، حضور تفنگداران دریایی آمریکا در اوکیناوا از یک هنگ توپخانه‌ای به یک هنگ لیتورال واکنش سریع با دو هزار نیرو بازسازی شده است که برای عملیات در زنجیره جزایر اول طراحی شده است. تمرین‌های نظامی مشترک و سیستم‌های دفاع موشکی و هوایی یکپارچه نیز گسترش یافته‌اند. با این حال، برای جلوگیری از تهاجم چین، آمریکا نیاز به حضور پیشرفته‌تر و قابلیت‌هایی مانند بمب‌افکن‌های راهبردی، زیردریایی‌ها و موشک‌های ضدکشتی دارد. این نیازمند پایگاه‌های دائمی بمب‌افکن در استرالیا و فیلیپین و استقرار موشک‌های ضدکشتی در جزایر جنوب غربی ژاپن و شمال فیلیپین است. با این حال، این اقدامات به دلیل حساسیت‌های سیاسی در کشورهای میزبان و نگرانی از تحریک چین با احتیاط انجام می‌شوند. برای کاهش خطر، آمریکا باید از اعلام عمومی این تغییرات خودداری کند و فعالیت‌های نظامی را تا زمان استقرار کامل کم‌رنگ جلوه دهد.

تقویت توان نظامی مستقل تایوان نیز بخشی از سیاست دیرینه آمریکا است، اما این امر خطر تحریک چین را به دنبال دارد، زیرا پکن نگران است که تایوان با اطمینان به توان دفاعی خود، اعلام استقلال کند. تایوان به‌تازگی سیستم‌های جنگ نامتقارن مانند موشک‌های کروز دفاع ساحلی و سامانه‌های هیمارس را خریداری کرده و بودجه دفاعی خود را در سال ۲۰۲۵ به بیش از سه درصد تولید ناخالص داخلی افزایش داده است. این بودجه بر تسلیحات هدایت‌شونده دقیق، ارتقای دفاع هوایی و فناوری‌های ضدپهپاد متمرکز است. برای جلوگیری از تحریک، آمریکا باید به تایوان سامانه‌هایی مانند سامانه‌های موشکی پیشرفته سطح به هوا ارائه دهد که به همکاری با آمریکا وابسته باشند تا چین مطمئن شود تایوان نمی‌تواند به تنهایی عمل کند.

در حوزه دیپلماسی، اطمینان‌بخشی به چین مبنی بر عدم حمایت آمریکا از استقلال تایوان حیاتی است. در سال‌های اخیر، آمریکا از سیاست «ابهام راهبردی» فاصله گرفته و با اقداماتی مانند دعوت از نمایندگان تایوان به مراسم تحلیف یا حذف بیانیه عدم حمایت از استقلال تایوان از وب‌سایت وزارت امور خارجه، سیگنال‌های تحریک‌آمیزی ارسال کرده است. این اقدامات ممکن است چین را به این نتیجه برساند که اتحاد صلح‌آمیز غیرممکن است و خطر تهاجم را افزایش دهد. برای مثال، در سال ۲۰۰۳، جورج بوش، رییس‌جمهور آمریکا به‌طورعلنی رییس‌جمهور تایوان را به دلیل اظهاراتش درباره تغییر وضعیت موجود سرزنش کرد، که به کاهش تنش‌ها کمک کرد. آمریکا باید این اطمینان‌بخشی را با انتقاد عمومی از اقدامات تایوان که به استقلال اشاره دارند و حمایت از اجماع بین‌المللی برای صلح در تنگه تایوان، مانند بیانیه‌های گروه هفت در سال ۲۰۲۵، ادامه دهد.

در حوزه اقتصادی، فشارهای آمریکا مانند تعرفه‌ها و محدودیت‌های صادراتی بر فناوری‌های راهبردی، رشد بلندمدتِ چین را هدف قرار داده‌اند. با این حال، این سیاست‌ها ممکن است نتیجه معکوس داشته باشند و چین را به خودکفایی اقتصادی و حتی اقدام نظامی سوق دهند. چین برخلاف رقبای تاریخی مانند آلمان نازی یا شوروی، با هزینه‌های نظامی نسبتاً پایین (۳۲ درصد بودجه دفاعی آمریکا در سال ۲۰۱۷) مدرنیزاسیون نظامی را پیش برده است. فشارهای اقتصادی ممکن است چین را به این نتیجه برساند که مزایای تعامل اقتصادی با آمریکا کاهش یافته و جنگ بر سر تایوان گزینه‌ای منطقی است. برای تقویت بازدارندگی، آمریکا باید تعرفه‌ها را کاهش دهد، محدودیت‌های صادراتی را در بخش‌های غیرحساس تسهیل کند، و وابستگی اقتصادی متقابل را حفظ کند تا اهرم تحریم‌های شدید در صورت جنگ را داشته باشد. همچنین، آمریکا باید وابستگی خود به واردات راهبردی از چین، مانند مواد معدنی کمیاب و داروها را کاهش دهد، اما اجازه دهد تجارت کالاهای غیرراهبردی ادامه یابد تا از بی‌ثباتی اقتصادی در چین جلوگیری شود. هماهنگی با متحدان برای تشکیل ائتلاف تحریم نیز می‌تواند اهرم بازدارندگی را تقویت کند.

آمریکا باید با سرمایه‌گذاری محتاطانه در توان نظامی، سخن‌گفتن با دقت و حفظ برخی وابستگی‌های اقتصادی، تعادل ظریفی را حفظ کند تا بازدارندگی، معتبر باشد و از تحریک چین جلوگیری شود. این رویکرد می‌تواند امنیت تایوان را بدون تشدید تنش‌ها تضمین کند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا