اتحاد ترکیه و جولانی علیه مدار تمدنی ایران
تحرکات ترکیه در سوریه موازنه امنیتی ایران و عراق را تحت فشار قرار میدهد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «اتحاد ترکیه و جولانی علیه مدار تمدنی ایران» به قلم محمدرضا عبداللهپور و منتشر شده در دیپلماسی ایرانی، با نگاهی تحلیلی به تحولات سوریه استدلال میکند که همگرایی راهبردی ترکیه با بازیگران سلفی – تکفیری، در سایه خلأ کنشگری قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای، نهتنها ساختار سیاسی و هویتی کردهای سوریه را تضعیف میکند، بلکه در میانمدت تهدیدات نوظهوری را متوجه امنیت ملی ایران و عراق و عمق ژئوپلیتیک غرب ایران میسازد. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
در پی بیتفاوتی آمریکا نسبت به تحولات اخیر سوریه، عدم کنشگری مؤثر روسیه، ضعف نظامی عراق و سیاستهای ناپایدار جمهوری اسلامی ایران در دوره اسد و پس از آن، ترکیه با رویکردی تهاجمی و با اتکا به کارگزاران سلفی و نیروهای تروریستی تکفیری، روند قلمروگستری در شمال سوریه را دنبال کرده و همزمان پروژهای سازمانیافته برای حذف هویتی کردها را پیش برده است؛ روندی که پیامدهای آن بهطور مستقیم ثبات منطقه و منافع ملی ایران را تحت تأثیر قرار میدهد. این رفتار تهاجمی در چارچوب راهبردی قابل تحلیل است که از سالها پیش در سیاست منطقهای ترکیه شکل گرفته و بر تقابل با مدار تمدنی ایران، اعم از ابعاد فرهنگی و مذهبی، استوار بوده است.
در همین چارچوب، از ابتدای بحران سوریه، سیاست ترکیه بهگونهای تنظیم شده که تضعیف ساختارهای همسو با ایران و تغییر موازنه ژئوپلیتیکی منطقه را دنبال کند. تحرکات اخیر نیروهای وابسته به جولانی در شرق فرات و حمله به بخشهایی از کوبانی و استان حسکه، اقلیم خودمختار کردهای سوریه را که کمترین مناقشه را با حکومت اسد داشتهاند، در آستانه فروپاشی قرار داده است. این وضعیت، پیوند جغرافیایی و عملیاتی جدیدی میان رژیم جولانی و عراق ایجاد کرده و فضای تنفسی ترکیه در شرق سوریه را گسترش داده است. در نتیجه، عمق راهبردی تازهای برای ترکیه شکل گرفته که فشار مضاعفی را نهتنها بر مناطق کردنشین عراق، بلکه بر نیروهای مردمی و ارتش این کشور وارد میکند.
در ادامه این روند، آزادسازی زندانیان داعش از بازداشتگاههای تحت کنترل کردهای سوریه توسط ترکیه و نیروهای جولانی، و پیوستن این افراد به ساختار نظامی جولانی، بهعنوان بخشی از یک سازوکار هدایتشده توسط افسران اطلاعاتی ترکیه، بستر جدیدی برای بازتولید ناامنی فراهم کرده است. این نیروهای سازماندهیشده، با انگیزههای انتقامجویانه، علیه دشمنان کنونی و آتی، بهویژه کردها و شیعیان، بهکار گرفته میشوند. چنین تحولی، تهدیدی فراتر از جغرافیای سوریه ایجاد کرده و نیروهای حشد الشعبی و ارتش عراق، همچنین مناطق مرزی ایران، را در معرض مخاطرات امنیتی قرار داده است.
همزمان، ترکیه پس از پیشبرد سناریوی انسداد ژئوپلیتیکی ایران در مرزهای شمالغربی و قفقاز، اکنون تمرکز خود را بر قلمرو غربی ایران و عمق ژئوپلیتیک آسیای غربی معطوف کرده است. این راهبرد ابتدا در سوریه دنبال میشود و در ادامه، عراق، بهویژه مناطق موصل و کرکوک، را دربر میگیرد. این تحرکات، بخشی از یک الگوی پیوسته برای محدودسازی نفوذ منطقهای ایران و تغییر توازن قدرت در محیط پیرامونی آن بهشمار میرود.
در چنین شرایطی، ضعف در تشخیص دقیق دوست و دشمن، فقر دیپلماسی منطقهای و ناتوانی در درک ترجیحات و اولویتهای بازیگران رقیب، زمینهساز شکلگیری اتحاد راهبردی میان ترکیه، جولانی و برخی کشورهای نفتی عربی شده است. این همگرایی، پس از تضعیف هویت و جغرافیای سیاسی کردهای سوریه، نیروهای حشد الشعبی و ساختار امنیتی عراق را هدف قرار میدهد؛ نیروهایی که طی سالهای اخیر نقش مهمی در تأمین امنیت مرزهای غربی ایران ایفا کردهاند. در نهایت، بیتوجهی به سطح تعامل و تقابل با ساختارهای منطقهای و فرامنطقهای، کیفیت بهکارگیری نیروهای محلی و تمایز میان دشمن تاکتیکی و راهبردی، به شکلگیری تهدیدات نوظهور علیه امنیت ملی و منطقهای ایران انجامیده است./ منبع



