آسیاآمریکاامنیت و دفاعخارجی

آیا ایالات متحده برای جنگ با چین آماده است؟

تحلیل خطرات جنگ ایالات متحده و چین بر سر تایوان و چالش‌های نظامی و هسته‌ای ناشی از درگیری احتمالی.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا ایالات متحده برای جنگ با چین آماده است؟» نوشته فرانز-استفان گادی (Franz-Stefan Gady)  در فارن پالیسی (Foreign Policy) منتشر شده است. این یادداشت به تحلیل خطرات و چالش‌های پیش روی ایالات متحده در صورت بروز جنگ با چین پرداخته و تأکید می‌کند که رویکردهای کنونی جنگی ممکن است به تشدید بحران و حتی تبعات هسته‌ای منجر شود. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

اگر چین حمله به تایوان را آغاز کند و ایالات متحده تصمیم به دفاع از این جزیره بگیرد، با توجه به دکترین و مفاهیم عملیاتی پنتاگون، نیروی دریایی و هوایی ایالات متحده هزاران موشک دوربرد را علیه کشتی‌ها، مراکز فرماندهی و هاب‌های لجستیکی چین پرتاب می‌کنند. در حملات ابتدایی، بیش از ۳۳ هزار مهمات هدایت‌شونده دقیق بیش از ۸,۵۰۰ هدف را مورد اصابت قرار می‌دهند. حملات سایبری شبکه‌های نظامی چین را نابود کرده و رهبری آن را فلج می‌کند. پکن مجبور به عقب‌نشینی می‌شود یا با شکست روبرو می‌شود و به‌نظر می‌رسد ایالات متحده به‌سرعت پیروز شده است. در این پیروزی سریع و مبتنی بر فناوری، تعداد کمی از نیروهای ایالات متحده کشته می‌شوند.

با این حال، این سناریو به‌طور ایده‌آل به‌نظر نمی‌رسد. زیرا با نابود شدن سایت‌های موشکی، مراکز فرماندهی و شبکه‌های ارتباطی چین، فرماندهان نظامی پکن با شکست‌های پیاپی مواجه می‌شوند و در شرایطی از هم‌گسیختگی ارتباطات قرار می‌گیرند. در این وضعیت بحرانی، رهبری چین ممکن است به‌فکر افزایش سطح تنش‌ها و استفاده از سلاح‌های هسته‌ای بیفتد تا عملیات ایالات متحده را متوقف کند. ممکن است چین یک حمله هسته‌ای نمایشی بر فراز دریا انجام دهد تا اراده خود را نشان دهد و تلاش کند عملیات ایالات متحده را متوقف کند. در این شرایط، ایالات متحده باید تصمیم بگیرد که آیا این حمله هسته‌ای را به‌عنوان دلیلی برای حمله پیشگیرانه هسته‌ای به باقی‌مانده امکانات چین در نظر بگیرد یا نه.

این خطرات ناشی از دکترین هسته‌ای چین نیست، بلکه ناشی از روش‌های جنگی ایالات متحده است. برخلاف روسیه و ایالات متحده که زرادخانه‌های هسته‌ای بسیار بزرگتری دارند، چین هنوز به این باور نرسیده است که می‌تواند در برابر یک حمله هسته‌ای پیشگیرانه ایالات متحده مقاومت کند و توانایی تلافی‌جویی داشته باشد. زرادخانه هسته‌ای چین به‌سرعت در حال گسترش است، اما هنوز نسبت به ایالات متحده کوچک است. این آسیب‌پذیری ممکن است رهبران چین را مجبور کند که از سلاح‌های هسته‌ای در مراحل اولیه جنگ استفاده کنند تا از دست دادن آن‌ها جلوگیری کنند.

خطرات افزایش تنش به‌ویژگی خاصی از تسلیحات چین مرتبط است: این کشور سیستم‌های موشکی دوگانه‌ قابلیت حمله به اهداف معمولی و هسته‌ای دارد. حملات ایالات متحده به سایت‌های موشکی معمولی مانند DF-21 یا DF-26 می‌تواند توسط پکن به‌عنوان حملات به بازدارندگی هسته‌ای این کشور تلقی شود و ممکن است به تلافی هسته‌ای منجر شود. به‌ویژه DF-26 که در آن‌ها از کلاهک‌های معمولی و هسته‌ای استفاده می‌شود، می‌تواند در صورتی که توسط ایالات متحده هدف قرار گیرد، این پیام را به چین بدهد که ایالات متحده قصد دارد به بازدارندگی هسته‌ای این کشور حمله کند، که خطر تشدید هسته‌ای را به همراه دارد.

برنامه‌ریزان نظامی ایالات متحده در یک دوگانگی غیرممکن قرار دارند. آن‌ها با ادامه تمرکز بر برنامه‌هایی که همیشه طراحی کرده‌اند؛ یک جنگ سریع و قاطع برای فلج کردن نیروها و رهبری چین خطر تشدید بحران و در نتیجه هسته‌ای شدن جنگ را افزایش می‌دهند. از طرف دیگر، محدودیت‌های منابع باعث می‌شود که این برنامه‌های جنگی در ابتدا احتمالاً موفق نباشند. رویکرد جنگی ایالات متحده—هدف قرار دادن سیستم‌های فرماندهی، کنترل، ارتباطات، کامپیوترها، اطلاعات، نظارت و شناسایی (C4ISR)  چین با موشک‌های دوربرد و حملات سایبری—ممکن است در واقع به‌طولانی‌تر شدن جنگ‌ها و افزایش خرابی‌ها منجر شود. حتی اگر فرماندهان کشته شوند و سیستم‌های فرماندهی نابود شوند، نباید انتظار پیروزی سریع داشت. تاریخ نشان می‌دهد که نیروها اغلب تا زمانی که فیزیکی نابود نشوند، به جنگ ادامه می‌دهند. مثلاً، بسیاری از فرماندهان روسی در جنگ اوکراین کشته شدند، اما نیروهای تحت فرماندهی آن‌ها همچنان به عملیات ادامه می‌دهند.

این حقیقت ناخوشایند که ایالات متحده برای جنگ‌های فرسایشی طولانی‌مدت در شرق آسیا آماده نیست، در بازی‌های جنگی اخیر مشخص شد. ایالات متحده پیش‌بینی کرد که در عرض سه روز تمام ذخیره موشک‌های دریایی خود را از دست خواهد داد و موجودی تمام سلاح‌های دوربرد خود را در ۱۰ تا چهارده روز تمام خواهد کرد. در بسیاری از سناریوها، تایوان با کمک ایالات متحده و ژاپن موفق به دفع حمله چین به این جزیره شد، اما این پیروزی با هزینه‌ای سنگین همراه بود: غرق شدن ده‌ها کشتی ایالات متحده، نابودی صدها هواپیما و کشته شدن ده‌ها هزار نیروی نظامی ایالات متحده.

راه پیش‌رو می‌تواند رویکرد «فرسایشی هوشمند» باشد که رویکرد بازدارندگی ایالات متحده را با تمرکز بر دفع حمله چین بدون تشدید هسته‌ای تغییر می‌دهد. این رویکرد حملات گسترده به سیستم‌های فرماندهی و کنترل را که ممکن است به بازدارندگی هسته‌ای چین مرتبط باشند، اجتناب می‌کند. همچنین بر روی سرمایه‌گذاری در سیستم‌های تسلیحاتی که توان بیشتری در نبردهای نزدیک دارند، مانند تولید بیشتر اژدرها و سیستم‌های دفاع هوایی و موشکی در مقیاس متوسط تا بلندبرد، تمرکز دارد.

این رویکرد به این معنا نیست که توانایی‌های حمله دوربرد باید به‌طور کامل کنار گذاشته شود، بلکه باید از آن‌ها به‌عنوان ابزارهایی برای شکل‌دهی به میدان نبرد استفاده کرد تا به‌عنوان راهی برای پیروزی یا شکست قطعی. در نهایت، راهبرد باید به‌طور شفاف روشن کند که ایالات متحده چه هزینه‌هایی را برای دفاع از تایوان آماده است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا