آخرین فرصت غرب
چگونه قبل از اینکه خیلی دیر شود، نظم جهانی جدیدی بسازیم.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «آخرین فرصت غرب» از الکساندر اشتوب (Alexander Stubb)، رئیسجمهور فنلاند، در فارن افرز (Foreign Affairs) منتشر شده است. نویسنده با اشاره به فروپاشی نظم جهانی پس از جنگ سرد، هشدار میدهد که نظم لیبرال مبتنی بر قانون که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت، اکنون در حال مرگ است و جای خود را به رقابت چندقطبی میدهد. اشتوب استدلال میکند که دهه آینده آخرین فرصت برای «غرب جهانی» است تا با اصلاح نهادهای بینالمللی و سهم دادن به «جنوب جهانی»، از تبدیل شدن رقابت به درگیری جلوگیری کرده و جهانی مبتنی بر «واقعگرایی مبتنی بر ارزشها» (Values-based Realism) را بنا نهد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
جهان در چهار سال اخیر، بیش از سی سال گذشته تغییر کرده و عصر پس از جنگ سرد به پایان رسیده است. نظم لیبرال مبتنی بر قانون که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت، در حال فروپاشی است و همکاری چندجانبه جای خود را به رقابت چندقطبی میدهد. این وضعیت جدید از بینظمی، ناشی از رقابت میان چین و ایالات متحده و ظهور قدرتهای میانی مانند برزیل، هند و عربستان است که میتواند نظم جهانی را بهسمت ثبات یا آشوب سوق دهد. اکنون یک رقابت مثلثی میان «غرب جهانی»، «شرق جهانی» و «جنوب جهانی» در حال شکلگیری است و جنوب جهانی با انتخاب میان تقویت سیستم چندجانبهگرایی یا دنبال کردن چندقطبیگرایی، جهتگیری آینده ژئوپلیتیک را تعیین خواهد کرد. پنج تا ده سال آینده، سرنوشت نظم جهانی را برای دههها رقم خواهد زد و این آخرین شانس برای کشورهای غربی است تا جهان را متقاعد کنند که قادر به گفتوگو بهجای مونولوگ و همکاری بهجای سلطه هستند.
پس از سقوط دیوار برلین در سال ۱۹۸۹ و پایان جنگ سرد، بسیاری از جمله خود من، بر این باور بودند که پیروزی لیبرالیسم حتمی است و پایان تاریخ فرارسیده است. اما این آینده هرگز محقق نشد؛ شکستهای غرب در افغانستان و عراق، ضربه اقتصادی سال ۲۰۰۸، و ظهور چین بهعنوان یک ابرقدرت، لحظه تکقطبی را کوتاه کردند. تهاجم تمامعیار روسیه به اوکراین در ماه فوریه ۲۰۲۲ ضربه دیگری به نظم قدیم وارد کرد؛ بهویژه از آنجا که عامل آن، عضوی دائم در شورای امنیت سازمان ملل بود. اکنون، نظم بینالمللی بهجای چندجانبهگرایی (نظامی مبتنی بر قوانین مشترک و نهادهای بینالمللی که اصول آن به طور مساوی برای همه کشورها اعمال میشود) بهسمت چندقطبیگرایی (یک الیگارشی قدرت که بر معاملات محدود میان بازیگران اصلی استوار است و منجر به هرجومرج و درگیری میشود) در حال تغییر است.
سیاست خارجی باید بر پایه سه رکن ارزشها، منافع و قدرت بنا شود و فنلاند بهعنوان یک کشور کوچک با نیروی دفاعی قوی در اروپا، الگویی موفق در این زمینه ارائه داده است. در دوران جنگ سرد، فنلاند با اتخاذ «واقعگرایی عملگرایانه» (فنلاندیسازی) برای حفظ استقلال، برخی ارزشهای غربی را فدا کرد، اما پس از جنگ سرد با پیوستن به اتحادیه اروپا در ۱۹۹۵ بر «ایدئالیسم مبتنی بر ارزشها» تمرکز کرد و اشتباه کرد که به ناتو نپیوست. اکنون با عضویت در ناتو، رویکرد «واقعگرایی مبتنی بر ارزشها» را پذیرفته که شامل تعهد به حاکمیت قانون، حقوق بشر و احترام به تنوع فرهنگی است، بدون نادیده گرفتن محدودیتهای قدرت.
ساختار قدرت جهانی به سه حوزه تقسیم شده: غرب جهانی (حدود پنجاه کشور به رهبری آمریکا)، شرق جهانی (۲۵ کشور به رهبری چین) و جنوب جهانی (۱۲۵ کشور در حال توسعه با اکثریت جمعیت جهان، مانند هند و برزیل) که بهدنبال نقش بیشتر در نظام بینالملل است. رقابت غرب و شرق برای جلب جنوب جهانی حیاتی است، زیرا جنوب رأی تعیینکننده در نظم نوین را دارد. غرب نمیتواند صرفاً با تبلیغ دموکراسی جذب کند، بلکه باید با سرمایهگذاری اقتصادی، تقسیم قدرت و دادن جایگاه شایسته به جنوب در نهادهای بینالمللی عمل کند.
برای جلوگیری از تبدیل رقابت به درگیری، اصلاح نهادهای بینالمللی ضروری است. از سازمان ملل شروع شود: نمایندگی دائمی برای همه قارهها (حداقل پنج عضو جدید: دو عضو از آفریقا، دو عضو از آسیا، و یک عضو از آمریکای لاتین)، حذف حق وتو برای جلوگیری از فلج شدن شورای امنیت، و تعلیق عضویت متجاوزان به خاک دیگر کشورها. سازمانهای اقتصادی مانند سازمان تجارت جهانی، صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی نیز باید اصلاح شوند تا اعتبار نظام بینالملل حفظ شود.
در نهایت، جهان با سه سناریو روبهرو است: ادامه بینظمی فعلی با رعایت گزینشی قوانین، فروپاشی نظم لیبرال و هرجومرج با پر شدن خلاءها توسط قدرتهای محلی، یا تقارن جدید قدرت میان غرب، شرق و جنوب که به همکاری در چالشهای جهانی منجر میشود. جهان باید مسیر کنفرانس هلسینکی در سال ۱۹۷۵ (چندجانبهگرایی) را بهجای یالتا در سال ۱۹۴۵ (چندقطبیگرایی) انتخاب کند و وظیفه غرب است که با واقعگرایی مبتنی بر ارزشها و توجه به جنوب، فرصت بقای نظم جهانی را از دست ندهد./ منبع



