تحلیل نقش ترکیه و اسرائیل در تغییر معادلات منطقه
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «تحلیل نقش ترکیه و اسرائیل در تغییر معادلات منطقه» به قلم معصومه فلاحتی و منتشرشده در موسسه مطالعات ایران و اوراسیا، به بررسی نقش فعال و همافزای ترکیه و اسرائیل در تغییر معادلات ژئوپولتیکی قفقاز جنوبی، بهویژه پس از پیمان صلح سال ۲۰۲۵ و توسعه کریدور زنگزور میپردازد. این یادداشت با رویکردی برمبنای واقعگرایی، پیامدهای امنیتی، اقتصادی و سیاسی این همکاری غیرمستقیم را بر موازنه قدرت منطقهای و رقابت بازیگران فرامنطقهای تحلیل میکند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
قفقاز جنوبی بهعنوان نقطه تلاقی اروپا، آسیای غربی و غربآسیا دارای موقعیتی ژئوپولتیکی حساس و مسیر ترانزیتی مهم برای انرژی است. با کاهش نفوذ سنتی روسیه، بازیگران نوظهوری چون ترکیه و اسرائیل با همکاری غیرمستقیم در حال تغییر موازنه قدرت هستند. این همکاری عمدتاً از طریق جمهوری آذربایجان جریان دارد و پروژههایی چون کریدور زنگزور ابزاری برای نفوذ اقتصادی و امنیتی محسوب میشود. نظریه واقعگرایی در روابط بینالملل، تغییرات در توزیع قدرت را کلید فهم تحولات میداند و حضور فعال ترکیه و اسرائیل در قفقاز بهمنزله بهرهبرداری از خلأ روسیه تحلیل میشود.
ترکیه با سیاستی فعالانه بهدنبال امنیت انرژی، نفوذ نوعثمانی و جایگاه منطقهای است. حمایت نظامی از جمهوری آذربایجان در قرهباغ، سرمایهگذاری در کریدور زنگزور و تقویت مسیرهای ترانزیت، از جمله اقدامات آنکارا برای کاهش وابستگی منطقه به مسیرهای روسیه است. این کریدور نهتنها مسیر زمینی ترکیه به آذربایجان را تسهیل میکند، بلکه میتواند نقش محوری در ترانزیت انرژی آسیای غربی و مرکزی ایفا کند؛ هرچند ممکن است تنشهایی با ارمنستان و روسیه ایجاد شود.
اسرائیل نیز با بهرهگیری از همکاری نظامی و امنیتی با جمهوری آذربایجان، نفوذ خود را در قفقاز افزایش داده است. این همکاری بخشی از راهبرد مقابله با ایران و تأمین منافع ژئوپولتیکی اسرائیل است. ائتلاف غیررسمی ترکیه و اسرائیل، که بر منافع تجاری، نظامی و انرژی متمرکز است، میتواند به افزایش رقابت و بیثباتی در منطقه دامن زند. هرچند تفاوتهای ایدئولوژیک مانع ایجاد اتحاد مستقیم شده، اما از طریق آذربایجان در حوزههای نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک همکاری میکنند.
پیمان صلح میان آذربایجان و ارمنستان در ماه آگوست سال ۲۰۲۵ با میانجیگری آمریکا، آغازگر فاز جدیدی از این ائتلاف است. این پیمان، به آمریکا حقوق انحصاری توسعه کریدور زنگزور برای ۹۹ سال را اعطا کرده و فرصتی راهبردی برای ترکیه و اسرائیل در تعامل با واشنگتن فراهم آورده است. ترکیه میتواند نفوذ خود را بر ترانزیت انرژی و جادهها افزایش دهد و اسرائیل نیز جایگاه خود را برای پیشبرد اهداف امنیتی تقویت کند. این پیمان امکان بازگشایی مسیرهای ارتباطی نخجوان را فراهم میکند و جایگاه آمریکا را بهعنوان واسطه امنیتی در منطقه تثبیت مینماید.
در چشمانداز ژئوپولتیکی، این تحول احتمالاً به تثبیت حضور پایدار ترکیه و اسرائیل و کاهش وابستگی منطقه به ایران و روسیه میانجامد. در حوزه انرژی، همکاری از طریق پروژههایی نظیر خط لوله باکو-تفلیس-جیهان و کریدور زنگزور، نقش ترکیه و اسرائیل در امنیت انرژی اروپا را افزایش میدهد و احتمال شکلگیری ائتلاف انرژی سهجانبه با آذربایجان وجود دارد. در بعد امنیتی-نظامی، تقویت توان نظامی باکو میتواند به افزایش تنش با ایران منجر شود. در بعد سیاسی، این همکاری ممکن است در پرونده سوریه نیز نمود پیدا کند، گرچه رقابتهای متقابل ادامه خواهد یافت.
با وجود این، ائتلاف غیرمستقیم ترکیه و اسرائیل با چالشهایی، از جمله واکنش ایران و روسیه به کاهش نفوذ و بیثباتی داخلی در آذربایجان و ارمنستان که میتواند اجرای پیمان و پروژهها را خدشهدار کند، روبهرو است. آینده این ائتلاف به تحولات داخلی، واکنش بازیگران منطقهای و توازن قوا میان ترکیه و اسرائیل بستگی دارد و قفقاز همچنان عرصه رقابت این دو بازیگر و متحدانشان باقی خواهد ماند./ منبع



