آیا حمله پهپادی اوکراین جرقهای برای جنگ جهانی سوم است؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «آیا حمله پهپادی اوکراین جرقهای برای جنگ جهانی سوم است؟» نوشتهی فرانسیس سمپا (Francis P. Sempa)، و منتشرشده در ریل کیلیر دیفنس (RealClearDefense)، واکنش رسانهها و رهبران غربی به حمله پهپادی اوکراین به پایگاههای هوایی روسیه را در پرتو مقایسهای تاریخی با حمله پرل هاربر بررسی میکند. مقاله با ارجاع به الگوهای رفتاری قدرتها در جنگهای جهانی، نسبت به پیامدهای خطرناک گسترش درگیری و ورود ناتو یا آمریکا به تقابل مستقیم با روسیه هشدار میدهد. در ادامه، چکیده مطلب را میخوانید.
برخی رسانهها و رهبران سیاسی غربی از حمله غافلگیرکننده اوکراین به چند پایگاه هوایی روسیه که به تخریب بیش از ۴۰ بمبافکن راهبردی منجر شد، با عنوان «پرل هاربر روسی» یاد کردهاند و این اقدام را تحسین میکنند. این تشبیه تاریخی از این جهت معنادار است که کشوری ضعیفتر، نیروی نظامی کشوری بسیار قویتر را در حملهای غیرمنتظره هدف قرار داده است. با این حال، این شباهت نباید باعث نادیدهگرفتن عواقب احتمالی چنین حملهای شود، چرا که پرل هاربر واقعی در نهایت به زیان ژاپن تمام شد. این پرسش مطرح است که چرا برخی گمان میکنند «پرل هاربر روسی» میتواند سرانجامی متفاوت برای اوکراین داشته باشد.
تشبیه به پرل هاربر کامل و دقیق نیست، زیرا برخلاف حمله ژاپن که آغازگر جنگ با آمریکا بود، حمله پهپادی اوکراین در بستر جنگی انجام شد که از سوی روسیه در سال ۲۰۲۲ آغاز شده بود. با این حال، این حمله تأثیری روانی مشابه داشت و باعث شوک نظامی در یکی از اضلاع قدرت راهبردی روسیه شد، همانگونه که حمله ژاپن در ۱۹۴۱ آمریکا را شوکه کرد. ژنرال ژاپنی طراح آن حمله، یاماموتو، ظاهراً هشدار داده بود که این اقدام ممکن است «غولی خفته» را بیدار کند. اکنون نیز مشخص نیست واکنش مسکو به حمله اخیر چگونه خواهد بود.
تحلیلگران هشدار میدهند که روسیه همواره به چنین اقدامات واکنش نشان داده و این واکنشها معمولاً نه متناسب، نه هدفمند و نه محدود به ملاحظات راهبردی بودهاند، بلکه بیشتر با هدف تحقیر، ترساندن و تأثیرگذاری روانی صورت گرفتهاند. در حالی که روسیه ممکن است غول خفته نباشد، اما از نظر توان نظامی و وسعت جغرافیایی بدون شک در قیاس با اوکراین یک غول به شمار میآید. نگرانی مهمتر این است که آیا روسیه واکنش خود را محدود به اوکراین خواهد کرد یا اینکه ناتو و ایالات متحده را نیز در تیررس پاسخ خود قرار خواهد داد.
چندی پیش برخی مقامات اروپایی اعلام کردند که محدودیتهای مربوط به استفاده اوکراین از تسلیحات غربی برای حمله به خاک روسیه برداشته شده است. این پیام ممکن است از سوی روسیه به عنوان چراغ سبز ناتو و آمریکا برای انجام چنین حملاتی تلقی شود. همچنین ممکن است تصور شود که این حمله پهپادی با حمایت مستقیم یا غیرمستقیم غرب انجام شده است. چنین برداشتی میتواند شرایط را به سمت تقابل مستقیم میان قدرتهای بزرگ سوق دهد؛ وضعیتی که یادآور «خوابگردی» قدرتهای اروپایی پیش از جنگ جهانی اول است.
دیدگاهی دیگر، حمله پهپادی اوکراین را بیشتر نمادین و نمایشی میداند تا نقطهعطفی راهبردی در میدان نبرد. در این نگاه، روسیه در نبرد زمینی همچنان با شیوهای تدریجی و بدون هیاهو در حال پیشروی است و واکنش عمدهای نیز به این حمله نشان نخواهد داد، بلکه همان جنگ فرسایشی را ادامه خواهد داد.
در کنار تشبیه پرل هاربر، مقایسهای دیگر نیز مطرح شده است: حمله ژاپن به بندر پورت آرتور در آغاز جنگ روسیه-ژاپن در سال ۱۹۰۴. آن جنگ که با پیروزی چشمگیر ژاپن در تنگه تسوشیما همراه بود، در نهایت به ناآرامیهای داخلی در روسیه و انقلاب منجر شد. پایان جنگ با میانجیگری رئیسجمهور وقت آمریکا، تئودور روزولت، رقم خورد و پیمان پورتسموث به امضای دو طرف رسید. گرچه هر دو کشور از مفاد این پیمان ناراضی بودند، اما آن جنگ خاتمه یافت. در پی آن، تزار نیکلای دوم مجبور به تشکیل پارلمان شد و ژاپن نیز که نارضایتیهایی از شرایط صلح داشت، در دهههای بعدی مسیر نظامیگری و توسعهطلبی را در پیش گرفت؛ روندی که به برخورد با قدرتهایی چون چین، روسیه، بریتانیا و ایالات متحده انجامید.
در حال حاضر نیز تلاشهایی برای میانجیگری وجود دارد. از جمله، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، خواهان پایان دادن به این جنگ است؛ چرا که نگران گسترش آن به سراسر اروپا و حتی فراتر از آن است. جنگ جهانی اول بهرغم اینکه هیچکس قصد آغازش را نداشت، اتفاق افتاد. جنگ جهانی دوم نیز از دل جنگهای منطقهای در اروپا و آسیا شکل گرفت؛ روندی که توسط برخی مورخان همچون ویکتور دیویس هانسون تحلیل شده است. در نبود سلاحهای هستهای، بسیاری از بحرانهایی مانند جنگ کره، جنگ ویتنام، بحران موشکی کوبا یا جنگ یوم کیپور میتوانستند به جنگهای جهانی جدیدی تبدیل شوند.
اوکراین پس از حمله پهپادی اخیر، اقدام دیگری انجام داده و با استفاده از مواد منفجره زیرآبی، پلی که شبهجزیره کریمه را به روسیه متصل میکند، هدف قرار داده است. در چنین شرایطی، دستیابی به صلح یا حتی آتشبس دور از دسترستر از همیشه به نظر میرسد. ادامهی این جنگ نهتنها رنج و ویرانی را برای طرفین بیشتر میکند، بلکه خطر گسترش آن به یک درگیری جهانی را نیز به شدت افزایش میدهد؛ خطری که هیچکس نباید خواهان تحقق آن باشد./ منبع



