انکار کافی نیست: اروپا به راهبرد ضدحمله متعارف نیاز دارد
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «انکار کافی نیست: اروپا به راهبرد ضدحمله متعارف نیاز دارد»، به قلم فابین هافمن (Fabian Hoffmann) در وار آن دراکس (War on the Rocks) منتشر شده است. این مقاله به ناکارآمدی پدافند موشکی اروپا در برابر تهدید موشکی رو به رشد روسیه پرداخته و پیشنهاد میدهد که راهبرد بازدارندگی مبتنی بر مجازات، بهترین راهحل برای مقابله با این تهدید است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
حملات موشکی روسیه به کییف و دیگر شهرهای اوکراین نشاندهنده توانایی این کشور در استفاده از موشکهای دوربرد برای اجبار و جنگ است. این وضعیت، اروپا را با پرسشی جدی مواجه کرده است: چگونه به تهدید موشکی روسیه پاسخ دهد؟ سیاستگذاران و تحلیلگران معتقدند که این تهدید نمیتواند بیپاسخ بماند. اروپا برای مقابله، به توسعه پدافند موشکی کوتاهبرد، میانبرد و دوربرد روی آورده است که پهپادها، موشکهای کروز و بالستیک را هدف قرار میدهند. اما این راهبرد شکستخورده است، زیرا تولید رهگیرهای اروپا با تولید موشکی روسیه همخوانی ندارد. روسیه سالانه یک و نیم تا دو برابر موشکهای بالستیک و کروز بیشتری نسبت به رهگیرهای اروپا تولید میکند و در تولید پهپادهای دوربرد، با تولید بیش از ۳۰ هزار پهپاد گرن-۲ در سال، بسیار جلوتر است. اتکا به رهگیرهای گرانقیمت، این راهبرد را ناکارآمد و ناپایدار کرده است. در نتیجه، پدافند موشکی مبتنی بر انکار دیگر عملی نیست.
اروپا باید راهبرد ضدحمله متعارف مبتنی بر مجازات را اتخاذ کند که با نشاندادن توانایی پاسخ همسان، روسیه را بازدارد. روسیه در دو دهه پیش از جنگ اوکراین، زرادخانه موشکی خود را مدرن کرد و با شروع جنگ، موشکهای کروز و بالستیک خود را گسترش داد. هرچند موشکهای روسی از نظر فناوری به پای سامانههای غربی نمیرسند، اما خطوط تولید مقیاسپذیر آنها مزیت بزرگی است. تولید موشک 723M9 از ۷۲ فروند به ۷۲۰ فروند در سال و موشک Kh-101 از ۵۶ فروند به بیش از هفتصد فروند افزایش یافته است. روسیه سالانه حدود دو هزار فروند موشک کروز و هشتصد تا یکهزار فروند موشک بالستیک تولید میکند. پهپادهای گرن-۲ و گربرا نیز پدافند هوایی دشمن را مختل میکنند. این حملات، پدافند اوکراین را تضعیف کرده، زیرساختهای غیرنظامی را هدف قرار داده و بار روانی سنگینی بر مردم تحمیل کرده است. اروپا با خرید سامانههای پاتریوت، واحدهای آتش میانبرد و سامانههای اسرائیلی، به تهدید پاسخ داده است. اما کمبود رهگیرها (چهارصد تا پانصد مورد در سال در برابر هشتصد تا یکهزار فروند موشک بالستیک روسیه)، کمبود واحدهای پرتاب و ناتوانی در مقابله با پهپادهای ارزانقیمت، پدافند اروپا را ناکافی کرده است.
ایده «تیرانداز را بزن» نیز با توجه به دشواری هدفگیری پرتابکنندههای متحرک در جنگ اوکراین، غیرواقعبینانه است. اروپا فاقد زیرساخت اطلاعاتی و موشکهای لازم برای این کار است و برتری هوایی در قلمرو روسیه ریسک استفاده هستهای را افزایش میدهد. بنابراین، اروپا باید با تهدید به حملات تلافیجویانه علیه زیرساختهای کلیدی روسیه، مانند صنایع نفت و گاز، بازدارندگی ایجاد کند. این راهبرد نیازمند صدها یا هزاران موشک دوربرد و سرمایهگذاری در لجستیک است. با وجود چالشها، تولید موشکهای کمهزینه مانند موشکهای کروز مینی و پهپادهای دوربرد، این هدف را شدنیتر از پدافند موشکی گرانقیمت میکند. اروپا باید این سیگنال را مخابره کند که پاسخ به حملات موشکی روسیه قاطع خواهد بود، اما از هدفگیری مراکز جمعیتی پرهیز کند. با توجه به سابقه نقض معاهدات توسط روسیه، کنترل تسلیحاتی گزینهای بعید است. این راهبرد، هرچند با ریسکهایی همراه است، اما میتواند از تشدید حملات علیه غیرنظامیان اروپا جلوگیری کند./ منبع



