چهار سال حمله بیپایان روسیه، استقامت اوکراین و تعلل غرب
پس از چهار سال جنگ، تعلل غرب و نوسانات سیاسی در آمریکا، مقاومت اوکراین را در برابر تجاوز امپریالیستی روسیه به خطر انداخته است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چهار سال حمله بیپایان روسیه، استقامت اوکراین و تعلل غرب» به قلم بوهدان ناهایلو (Bohdan Nahaylo) در کییف پست (Kyiv Post) منتشر شده است. این یادداشت معتقد است که با گذشت چهار سال از تهاجم تمامعیار روسیه، مقاومت اوکراین به دلیل حمایت تدریجی و محدودشده سیاسی غرب، بهویژه از سوی دولت ترامپ، در حال تضعیف است؛ امری که جنگ را طولانیتر کرده و جاهطلبیهای امپریالیستی پوتین را جسورتر ساخته است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
چهار سال پس از تهاجم تمامعیار ولادیمیر پوتین به اوکراین، این جنگ به یک نبرد فرسایشی طاقتفرسا تبدیل شده است که نتایج آن کمتر به رویدادهای خط مقدم و بیشتر به تصمیمات واشنگتن و پایتختهای اروپایی بستگی دارد. این وابستگی، ضمن اینکه منبع قدرت بوده، به بزرگترین آسیبپذیری اوکراین نیز تبدیل شده است. در حال حاضر، روسیه تقریباً ۱۸ درصد از خاک اوکراین را اشغال کرده و با وجود تلفات سرسامآور (بهطور متوسط بیش از هزار سرباز در روز)، به حملات خود ادامه میدهد. محاسبه پوتین ساده است؛ روسیه «گوشت دم توپ» برای قربانی کردن دارد، اما ریاضیات برای اوکراین کاملاً متفاوت است؛ بسیج ناسازگار و جیرهبندی شدید مهمات باعث شده تا اختلاف در تعداد گلولههای توپخانه بهتنهایی نشان دهد که چگونه تزلزل غرب مستقیماً به تلفات اوکراینیها تبدیل میشود.
نبوغ اوکراینیها با ساخت پهپادها و موشکهای بومی، جایی که قاطعیت غرب ناکام مانده را جبران کرده است خوب بوده، اما با این حال، با اعلام دولت ترامپ مبنی بر اینکه «این جنگ ما نیست»، قمار پوتین نتیجه داده است. بازگشت ترامپ به قدرت، چشمانداز ژئوپلیتیکی را به طرز خطرناکی تغییر داد. وعده او برای پایان دادن به جنگ «در ۲۴ ساعت» و اکراه بعدیاش برای تضمین حمایت معنادار، تردیدهایی را در مورد عزم آمریکا ایجاد کرد که دقیقاً همان چیزی بود که مسکو میخواست. اوکراین اکنون بین دیکتاتوری روسی که به دنبال انقیاد است و رئیسجمهور آمریکا که تعهدش با حالوهوای سیاسی و غرایز معاملهگرانهاش نوسان میکند، گیر افتاده است. خواستههای پوتین نرمتر نشده و او دلیلی برای مصالحه نمیبیند.
بسته کمکی ۶۱ میلیارد دلاری که در آوریل ۲۰۲۴ تصویب شد، تنها پس از ماهها تأخیر که به قیمت جان اوکراینیها تمام شد، کمی فضا برای تنفس ایجاد کرد. خوشبختانه، اروپا بهتدریج بار بیشتری را به دوش کشیده و کمکهای اتحادیه اروپا اکنون از کمکهای آمریکا فراتر رفته است. با این حال، اروپا با موانع خاص خود، از جمله مانعتراشیهای مجارستان و خستگی فزاینده از جنگ، روبهروست. فشارها برای مذاکره افزایش یافته، اما پوتین هیچ علاقهای به دیپلماسی واقعی نشان نداده است. در واقع، لفاظیهای او آشکارا امپریالیستی شده و هدفش را بازگرداندن «سرزمینهای تاریخی» روسیه اعلام میکند. هرگونه توافقی که به تجاوز روسیه با واگذاری قلمرو پاداش دهد، یک سابقه فاجعهبار ایجاد خواهد کرد. درس اصلی چهار سال گذشته این است که حمایت تدریجی، درگیریها را طولانی و هزینهها را چند برابر میکند.
«مدیریت تشدید تنش» توسط غرب یک حماقت پرهزینه بوده است. ضعف، تجاوز را به دنبال دارد. حمایت از اوکراین یک سرمایهگذاری در نظم بینالمللی است که به نفع منافع غرب است. هزینه حمایت از اوکراین اکنون کمتر از مقابله با روسیهای جسورتر در آینده است. سؤال اصلی این است: آیا به روسیه اجازه داده خواهد شد تا یک امپراتوری توسعهطلب و ضدغربی را احیا کند، یا اوکراین برای خنثی کردن این هدف و دفاع از جهان آزاد توانمند خواهد شد؟/ منبع



