اروپاانتخاب سردبیرخارجینظام بین‌الملل و نهادها

حقوق بشر؛ سلاح پنهان غرب

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «حقوق بشر؛ سلاح پنهان غرب» نوشته کیت کلارنبِرگ (Kit Klarenberg) در المیادین (Al Mayadeen) منتشر شده است که به بررسی استفاده ابزاری و ژئوپلیتیکی از مفهوم حقوق بشر توسط قدرت‌های غربی و پیامدهای آن در کشورهای بلوک شرق و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی می‌پردازد. این یادداشت نشان می‌دهد که حقوق بشر به‌عنوان ابزاری برای فشار و نفوذ سیاسی، اغلب با هدف تضعیف حکومت‌ها و تغییر نظام‌ها به کار گرفته شده است. در ادامه، بهره سخن این یادداشت را می‌خوانید.


چهلمین سالگرد امضای توافقنامه هلسینکی بدون توجه گسترده رسانه‌های جریان اصلی سپری شد، اما اهمیت آن در تغییر مسیر سیاسی و اجتماعی کشورهای اروپای شرقی و اتحاد جماهیر شوروی بی‌سابقه است. این توافق، ضمن تثبیت سیاست تنش‌زدایی میان ایالات متحده و اتحاد شوروی، تعریف محدودی از حقوق بشر ارائه کرد که تنها به آزادی‌های سیاسی مانند آزادی تجمع، بیان، اطلاع‌رسانی و تردد محدود می‌شد و حقوق اقتصادی و اجتماعی مانند آموزش، اشتغال و مسکن که در بلوک شرق مرسوم بود، نادیده گرفته شد.

توافقنامه هلسینکی منجر به ایجاد نهادهای غربی برای نظارت بر رعایت حقوق بشر در بلوک شرق شد و این نهادها ارتباط نزدیکی با گروه‌های مخالف داخلی برقرار کردند و از فعالیت‌های آن‌ها حمایت کردند. این روند محدود به حضور نمایندگان شوروی، کشورهای پیمان ورشو یا یوگسلاوی در ارزیابی وضعیت حقوق بشر در غرب نبود و نفوذ غربی‌ها بر گروه‌های مخالف تقویت شد.

پس از امضای توافقنامه، گروه‌های متعددی در بلوک شرق برای ثبت نقض‌های احتمالی حقوق بشر تشکیل شدند و اطلاعات آن‌ها به نهادها و سفارتخانه‌های غربی منتقل شد. این فشارهای داخلی و خارجی بر اتحاد شوروی و متحدانش اثرگذار بود و به تغییر گفتمان حقوق بشر از تمرکز بر مسائل اقتصادی و اجتماعی به محوریت آزادی‌های سیاسی و استفاده ابزاری از آن برای محکومیت دولت‌ها انجامید.

در دهه ۱۹۸۰، اعتصابات گسترده در لهستان به تأسیس اتحادیه مستقل و جنبش اجتماعی «همبستگی» انجامید که خواستار توزیع نسخه‌های پروتکل حقوق بشر هلسینکی در سطح عمومی شد. این جنبش با حمایت مالی و سیاسی واشنگتن، توانست سازمان‌دهی شود و طی مدت کوتاهی میلیون‌ها عضو جذب کند. سایر گروه‌های مخالف در کشورهای بلوک شرق نیز با حمایت مشابه، نقش مؤثری در برکناری حکومت‌های طرفدار شوروی و تشکیل دولت‌های جدید ایفا کردند.

حمایت آمریکا از این فعالیت‌ها در قالب دستورالعمل‌های امنیت ملی و نهادهایی مانند AFL-CIO و بنیاد ملی دموکراسی محرمانه بود و منابع مالی گسترده‌ای برای چاپ و توزیع نشریات، تجهیزات رسانه‌ای و فناوری فراهم شد. این اقدامات موجب شکل‌گیری رسانه‌ها و روزنامه‌های مستقل در لهستان شد و فعالان پیشین مخالف حکومت‌های کمونیستی به قانون‌گذاران و روزنامه‌نگاران تبدیل شدند.

پس از انقلاب‌های ۱۹۸۹، این تحولات به‌طور گسترده به‌عنوان نمونه‌های گذار مسالمت‌آمیز از دیکتاتوری به دموکراسی معرفی شد و الگویی برای سیاست‌های مشابه آمریکا در جهان تحت عنوان حقوق بشر فراهم شد. با این حال، کشورهای بلوک شرق در پی این تغییرات اقتصادی و سیاسی به‌طور گسترده با فروپاشی نظام‌های تأمین اجتماعی مواجه شدند و مسائلی مانند بی‌خانمانی، گرسنگی، نابرابری و بیکاری به‌طور چشمگیری افزایش یافت. تحولات اقتصادی و اجتماعی پس از فروپاشی کمونیسم، که به‌عنوان «شوک درمانی» شناخته شد، بسیاری از دستاوردهای اجتماعی پیشین را از میان برد و تجربه حقوق بشر به‌طور عمده به آزادی‌های سیاسی محدود شد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا