ناتو، «گربه شرودینگر» در یونیفرم است
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان « ناتو، «گربه شرودینگر» در یونیفرم است» به قلم اورهان دراگاش (Orhan Dragas) در کییفپست (Kyiv Post) منتشر شده است. این مقاله ناتو را به گربه شرودینگر تشبیه میکند: ائتلافی که روی کاغذ قدرتمند است، اما در عمل نامعلوم است که زنده است یا مرده، مگر اینکه جعبه باز شود. نویسنده معتقد است ناتو در برابر تهاجمات زیرآستانهای روسیه منفعل است و بهجای اقدام، به صدور بیانیه بسنده میکند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
ناتو با ۳۲ عضو و بیش از سه و نیم میلیون نیروی نظامی، قدرتمندترین ائتلاف نظامی تاریخ است، اما مانند یک آژانس خبری عمل میکند: با بیانیه، ابراز نگرانی و همبستگی واکنش نشان میدهد. از سال ۲۰۲۲، جنگ تهاجمی روسیه در اوکراین نهتنها حمله به همسایه، بلکه چالش سیستماتیک علیه امنیت جمعی ناتو است. با این حال، ناتو در برابر موشکهای نزدیک مرز لهستان، پهپادهای رومانی و هواپیماهای بدون اطلاع در بالتیک، گرفتار دیپلماسی کُند و بیانیههای کلیشهای است. بهعنوان مثال، سقوط پهپاد روسی در خاک رومانی، عضو ناتو، تنها با این پاسخ روبرو شد: «شواهدی از حمله عمدی نیست». این رویکرد نشاندهنده «آتلانتیسیسم جدید» است: تا زمانی که روسیه «عمداً» خط قرمز را رد نکند، تخلفش اهمیتی ندارد.
عملیات ترکیبی روسیه در اسلواکی، لهستان، مجارستان و رومانی انتخابات را تغییر میدهد، افکار عمومی را شکل میدهد و احزاب افراطی را تأمین مالی میکند. در مولداوی، این تأثیر به تلاشهای آشکار برای بیثباتی تبدیل شده، شبیه تاکتیکهای شوروی که با روزنامهها، فساد و احزاب کار میکرد. ناتو اینها را ثبت و تحلیل میکند، اما تنها بیانیه صادر میکند. ماده ۵ ناتو -«حمله به یکی، حمله به همه»- در برابر حملات غیرمتعارف مانند کدها، ویروسها و پروفایلهای جعلی، به مفهومی نظری بدل شده است. مسکو با حملات زیرآستانهای -پهپاد، هک و خرابکاری- ناتو را آزمایش میکند، زیرا میداند واکنش تنها زمانی رخ میدهد که حملهای آشکار و رسانهای باشد. در ماه اکتبر ۲۰۲۵، دانمارک پهپادهای بزرگ بر فراز تأسیسات نظامی و غیرنظامی گزارش کرد و استونی پس از ورود پهپادهای روسی بدون پاسخگر به حریم هواییاش هشدار داد. پاسخ ناتو؟ «ما اوضاع را رصد میکنیم».
ناتو در راحتی سیاسی گیر کرده است: ائتلافی بدون ریسک، تصمیم یا تبعات. آمریکا، گرفتار آشوب سیاسی خود، دیگر پیشران ناتو نیست. دونالد ترامپ در دور دوم، ناتو را ابزاری برای تجارت میبیند: «بیشتر بپردازید یا عواقب نبینید!». اروپا هنوز تصمیم نگرفته آیا دفاع خودمختار میخواهد یا به چتر آمریکایی غیرقابلاعتماد تکیه میکند. نتیجه، این خلاء راهبردی، سیاسی و روانی است: «پهپادها با باد سقوط میکنند، نه دفاع هوایی؛ حملات هیبریدی با بوروکراسی پاسخ داده میشود، نه ضداطلاعات؛ و پروپاگاندا با بیانیه مقابله میشود، نه اقدام قاطع».
ناتو شبیه پزشکی است که ضربان بیمار را تحسین میکند، اما از بررسی اشعه ایکس پرهیز میکند. واژگان «وحدت»، «عزم» و «همبستگی» بیعیبونقص هماهنگ شدهاند، اما محتوایی ندارند. اگر ناتو قوانین خود را اعمال نکند، نقضهای سیستماتیک را نادیده بگیرد و بازدارندگی نداشته باشد، دیگر وجود ندارد -نه بهدلیل انحلال رسمی، بلکه بهخاطر فقدان تبعات. ناتو امروز بیشتر «سکوی ارتباطی» است تا ائتلاف نظامی. اروپا میخواهد ناتو تضمینی بدون تعهد باشد، محافظتی بدون ریسک اقدام. هر تحریک روس با محکومیت و سپس تأکید بر «عدم تشدید تنش» پاسخ داده میشود. مسکو فقط بخش دوم را میشنود: اجتناب از درگیری، ترس بهجای نگرانی.
این پارادوکس تا حادثهای غیرقابلچشمپوشی -حمله مستقیم، عملیات سایبری بزرگ یا سرنگونی هواپیمای غیرنظامی- ادامه مییابد. آنگاه جعبه باز میشود: آیا ناتو زنده است؟ اگر زنده باشد، باید دفاع جمعی را فراتر از ابراز نگرانی نشان دهد؛ اگر مرده است، باید اصلاح شود. ناتو در تئوری وجود دارد، اما در عمل نه؛ در بیانیهها زنده است، در اقدام مرده./ منبع



