اروپاامنیت و دفاعخارجی

پوتین گزینه‌ای ندارد

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «پوتین گزینه‌ای ندارد» به قلم کارل بیلدت (Carl Bildt) در پراجکت سیندیکیت (Project Syndicate) منتشر شده است. در این یادداشت، نویسنده به بررسی وضعیت کنونی جنگ روسیه و اوکراین و تحلیل مسیرهای محدود پیش‌روی ولادیمیر پوتین برای دستیابی به پیروزی در این جنگ پرداخته است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.


نتیجه جنگ روسیه علیه اوکراین تنها برای آینده این دو کشور، بلکه برای تمام اروپا اهمیت دارد. علت اصلی این درگیری، وسواس ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، برای بازگرداندن کشورش به وضعیت یک قدرت امپراتوری است. روسیه قدیم، امپراتوری بسیار متمرکز بود که لنین آن را «زندان ملت‌ها» نامید. پوتین لنین را به‌عنوان کسی می‌داند که نظم امپریالیستی قدیم را شکسته و به اوکراین این فرصت را داده است که مسیر خود را پیدا کند. اما پوتین در تحقق این رؤیا ناکام بوده است. زمانی که او بیش از صد هزار سرباز را در ماه فوریه ۲۰۲۲ به اوکراین فرستاد، بیشتر تحلیلگران، از جمله تقریباً تمام کارشناسان غربی ارتش روسیه، پیش‌بینی می‌کردند که پیروزی سریعی به‌‌دست خواهد آمد. اما سه و نیم سال بعد، بیشتر نیروهای اولیه از بین رفته‌اند. پوتین ممکن است سه برابر نیروهای تازه استخدام‌شده در جبهه‌ها داشته باشد، اما اکنون کمتر از ۲۰ درصد از خاک اوکراین در کنترل او است. هیچ‌کس انتظار نداشت ارتش روسیه چنین ضعیف عمل کند و اکنون این سوال مطرح است که آیا پوتین هنوز می‌تواند جنگ را پیروز شود.

اولین گزینه پوتین این است که به هدف اصلی خود ادامه دهد: شکست نظامی کامل اوکراین. اما ماهیت جنگ در سال‌های اخیر به‌شدت تغییر کرده است. به‌خاطر پیشرفت‌های سریع تکنولوژیک در هر دو طرف، دفاع بهتر از حمله عمل می‌کند. نگه‌داشتن اراضی بسیار آسان‌تر از تصرف آن‌ها است. در حالی که اوکراین برتری تکنولوژیک به‌دست آورده است، روسیه به‌سرعت در حال جبران است و هر دو طرف به‌طور فزاینده‌ای به زیرساخت‌های حیاتی انرژی یکدیگر حمله می‌کنند. اما احتمال پیروزی ارتش روسیه بر ارتش اوکراین بسیار کم است. پوتین از پیشرفت‌های کوچک خود مانند زمانی که فرماندهان خود را در سن پترزبورگجمع کرد و به آرامگاه پتر کبیر گل گذاشت، سخن می‌گوید، اما این دستاوردها از اهمیت راهبردی چندانی برخوردار نیستند. برای تقریباً دو سال، ارتش روسیه نتوانسته هیچ عملیات تهاجمی مهمی انجام دهد و نشانه‌ای از تغییر این وضعیت وجود ندارد.

گزینه دوم پوتین این بود که رئیس‌جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، بخواهد تا توافقی به نفع روسیه تحمیل کند، مشابه توافقی که هیتلر در سال ۱۹۳۸ با نویل چمبرلین و ادوارد دالادیه برای گرفتن بخشی از چکسلواکی امضا کرد. به همین دلیل پوتین به‌شدت در تلاش بود تا ترامپ را تحت تأثیر قرار دهد و پیشنهادهای مختلفی مانند سرمایه‌گذاری در منابع طبیعی روسیه را مطرح کند. این طرح تقریباً موفق شد و پوتین به توافق با ترامپ در دیدار از آلاسکا نزدیک شد. اما رهبران اروپا سریعاً وارد شدند و حمایت آن‌ها از اوکراین این گزینه را مسدود کرد.

گزینه سوم پیروزی این است که پوتین زمان بخرد و امیدوار باشد که حمایت مالی اروپا از اوکراین کاهش یابد. کمک‌های مالی و نظامی ایالات متحده به اوکراین تحت ترامپ به‌طور عمده کاهش یافته است و اکنون بار تمام این هزینه‌ها بر دوش اروپایی‌ها است. این مبلغ به حدود شصت تا هشتاد میلیارد یورو در سال می‌رسد که دودهم تا سه‌دهم درصد از تولید ناخالص داخلی اروپا است. اما حمایت سیاسی اروپا از اوکراین هنوز قوی است. کشورهایی مانند نروژ که از افزایش قیمت‌های انرژی جنگ سود زیادی برده‌اند، می‌توانند تا حد زیادی کمبود کمک‌های مالی ایالات متحده را جبران کنند. علاوه بر این، پیشنهاد اعطای وام ۱۴۰ میلیارد یورویی به اوکراین که توسط دارایی‌های مسدودشده روسیه در بلژیک پشتیبانی می‌شود، می‌تواند اقتصاد و تولید دفاعی اوکراین را تقویت کند.

اگر ارتش روسیه نتواند پیروزی بدست آورد و ترامپ نتواند ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، را به تسلیم وادارد، در حالی که حمایت مالی اروپا از اوکراین ادامه دارد، کرملین هیچ مسیر معتبر برای پیروزی ندارد. اگرچه رهبری روسیه به‌طور کامل از این واقعیت بی‌خبر است، اما نتیجه غیرقابل انکار است. البته، آنچه در آینده خواهد آمد، هنوز سوالی باز است. پوتین ممکن است سعی کند تنش‌ها را افزایش دهد، حتی اگر گزینه‌های مناسبی برای این کار نداشته باشد. یا ممکن است در نهایت موافقت کند با آتش‌بس و آن را به‌عنوان پیروزی ارائه کند. اما هرگونه پایان جنگ که در آن اوکراین همچنان مستقل و حاکم باقی بماند، برای پوتین شکست به‌شمار می‌رود. در این سناریو، تنها مسیر قابل‌قبول برای رهبری کنونی کرملین این خواهد بود که از رویای امپریالیستی خود دست بردارد و بر تقویت روسیه به‌عنوان یک کشور ملت واحد تمرکز کند. هرچه زودتر کسانی که در قدرت هستند به این واقعیت برسند، برای روسیه و همسایگانش بهتر خواهد بود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا