اروپاامنیت و دفاع

تسلیح مجدد اروپا یک تله است

ایالات متحده باید بدون توجه به بودجه نظامی اروپا، نیروهای خود را از این قاره خارج کند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «تسلیح مجدد اروپا یک تله است» نوشته لوک نیکاسترو (Luke Nicastro) در آمریکن کانسروتیو (American Conservative) منتشر شده است. این یادداشت با رویکردی واقع‌گرایانه استدلال می‌کند که افزایش بودجه دفاعی اعضای ناتو نباید دستاویزی برای تداوم حضور نظامی واشنگتن در قاره سبز باشد، چرا که این امر ضمن تشدید معمای امنیت با روسیه، منافع بلندمدت و ثبات راهبردی آمریکا را به مخاطره می‌اندازد. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

تلاش‌های اخیر کشورهای اروپایی برای افزایش بودجه دفاعی خود به مرز ۵ درصد تولید ناخالص داخلی تا سال ۲۰۳۵، بیش از آنکه گامی در جهت دستیابی به خودمختاری راهبردی باشد، ابزاری دیپلماتیک برای پابرجا نگه داشتن چتر حمایتی ایالات متحده در قاره اروپا است. رهبران ناتو تلاش می‌کنند با برجسته‌کردن این تعهدات مالی و پیوند زدن آن به اشتغال‌زایی در صنایع نظامی آمریکا، دولت ترامپ را به استمرار حضور نظامی در اروپا ترغیب کنند. با این حال، مشروط‌کردن راهبرد کلان واشنگتن به سطح هزینه‌کردهای اروپا، ناشی از یک خطای محاسباتی است که ریشه در تمرکز بیش از حد بر انتقاد از «سواری مجانی» اروپایی‌ها دارد.

اگرچه گزاره عادلانه نبودن سهم اروپا در ناتو درست است، اما تمرکز انحصاری بر آن مانع از درک این واقعیت بنیادین می‌شود که تداوم استقرار ده ها هزار نیروی آمریکایی در اروپا دیگر با منافع ملی این کشور همخوانی ندارد. توان اقتصادی و جمعیتی اعضای اروپایی ناتو به مراتب از روسیه بیشتر است؛ به طوری که مجموع تولید ناخالص داخلی آن‌ها بیش از ۱۰ برابر و جمعیتشان چند برابر روسیه است. این پتانسیل ساختاری، حتی بدون برنامه‌های تسلیحاتی جدید، توان بازدارندگی متعارف کافی در برابر هرگونه ماجراجویی احتمالی مسکو را ایجاد می‌کند.

بنابراین، هدف اصلی ایالات متحده در قبال روسیه باید بازسازی ثبات راهبردی و پرهیز از تنش‌زایی باشد، در حالی که حضور گسترده نظامی آمریکا در اروپا دقیقاً در تضاد با این هدف عمل می‌کند. این وضعیت نه تنها هراس مسکو از محاصره امنیتی را تشدید می‌کند، بلکه فرصت‌های دستیابی به یک صلح پایدار در اوکراین و ایجاد یک سازوکار امنیتی فراگیر در اوراسیا را از بین می‌برد. افزون بر این، ضمانت امنیتی بی قید و شرط آمریکا سبب جسورتر شدن جریان‌های تندرو در شرق اروپا شده و سرنوشت واشنگتن را به تصمیمات آن‌ها گره می‌زند، در حالی که این منابع مالی و انسانی گران‌بها می‌توانند در مناطق حیاتی‌تر جهان به کار گرفته شوند.

از منظر نظریه واقع‌گرایی در روابط بین‌الملل، ترغیب و جدی‌تر شدن روند تسلیح مجدد اروپا می‌تواند به یک «معمای امنیت» دامن بزند؛ چرخه‌ای مخرب که در آن اقدامات دفاعی یک طرف، واکنش متقابل رقیب را برمی‌انگیزد و در نهایت امنیت کل منطقه را کاهش می‌دهد. وقوع بحران اوکراین نیز تا حد زیادی محصول همین پویایی‌های امنیتی بود. در نتیجه، راهبرد صحیح برای واشنگتن، فریب نخوردن با مشوق‌های مالی ناتو و اجرای کاهش یک‌جانبه، تدریجی و بدون قید و شرط نیروها با هدف خروج کامل از ترتیبات دفاعی قاره اروپا است، چرا که منافع سیاسی و امنیتی آمریکا کاملاً از منازعات پایدار اروپایی مجزا است./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا