ایستادگی در کنار اوکراین بدون تحریک جنگ گسترده با روسیه
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ایستادگی در کنار اوکراین بدون تحریک جنگ گسترده با روسیه» به قلم لوئیس رنه بِرِس (Louis René Beres) در جروزالم پست (Jerusalem Post) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی تعادل حساس میان الزام قانونی ایالات متحده و ناتو برای حمایت از اوکراین و خطرات بالقوه تشدید یک جنگ گسترده با روسیه میپردازد و چالشهای حقوق بینالملل و راهکارهای راهبردی در جلوگیری از نسلکشی و تنشهای هستهای را تحلیل میکند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
ایالات متحده و ناتو در مواجهه با جنایات روسیه علیه اوکراین موظف به حمایت کامل از این کشور هستند؛ اما این حمایت با خطر بالقوه تشدید یک جنگ گسترده و حتی مواجهه با تهدید هستهای همراه است. تعادل میان الزامهای حقوقی و ملاحظات امنیتی، چالش اصلی سیاستگذاران است. اقدامات آمریکا و متحدانش باید همزمان با رعایت قوانین بینالملل و قانون داخلی، از ایجاد تنشهای خطرناک جلوگیری کند و در عین حال پاسخگوی جنایات سازمانیافته علیه غیرنظامیان باشد.
جنایات گزارششده شامل ربودن بیش از بیست هزار کودک اوکراینی و دیگر اقدامات مشابه است که مصادیق قابل تأییدی از نسلکشی محسوب میشود. مطابق کنوانسیون جلوگیری و مجازات نسلکشی سال ۱۹۴۸ و حقوق داخلی آمریکا، کشورها موظف به پیشگیری و مجازات چنین رفتارهایی هستند. عدم اقدام داوطلبانه علیه این جنایات، بر خلاف اصول الزامآور حقوق بینالملل و الزام به «نیت خوب» تلقی میشود. این اصول بهمعنای همیاری و همکاری میان دولتها برای رعایت حقوق جهانی است.
پیچیدگی وضعیت اوکراین نیازمند ارزیابی دقیق ریسکها و تصمیمگیریهای راهبردی است. هر اقدام عملی میتواند به رقابت برای «تسلط بر تشدید بحران» منجر شود و خطر برخورد هستهای را افزایش دهد. بنابراین، برنامهریزی راهبردی باید تفاوت میان جنگ هستهای عمدی و غیرعمدی را مدنظر قرار دهد و سناریوهای ناشی از خطاهای محاسباتی یا حوادث فنی را نیز در نظر بگیرد.
قواعد بینالملل شامل منشور لندن در سال ۱۹۴۵، منشور سازمان ملل در سال ۱۹۴۵، اعلامیه اصول حقوق بینالملل در سال ۱۹۷۰، تأیید اصول نوریمرگن در سال ۱۹۴۶ و ۱۹۵۰ و مقالات کمیسیون حقوق بینالملل درباره مسئولیت دولتها است. دیوان بینالمللی دادگستری در پرونده بوسنی و هرزگوین علیه صربستان، مسئولیت مستقیم کشورهای عضو در پیشگیری از نسلکشی را تصریح کرده است. این تعهدها نشاندهنده الزام بیچونوچرای رعایت حقوق بشر و جلوگیری از نقض آن توسط دیگر کشورهاست.
تجارب فلسفه سیاسی کلاسیک بر محدودیتهای عمل اخلاقی در جهان واقعی تأکید دارد. حتی وقتی دولتها یا افراد قصد دارند کار درست انجام دهند، شرایط پیچیده بینالمللی، اقدامات دیگر کشورها و موانع عملی ممکن است مانع تحقق کامل این نیت خوب شوند. نظریههای ماکیاولی و هابز نشان میدهد که رعایت قانون و اخلاق در دنیایی پر از بدی و آنارشی مستلزم تصمیمگیریهای دقیق و هوشمندانه است تا خطر تشدید درگیریها کاهش یابد و ثبات حفظ شود.
در مجموع، ایالات متحده و ناتو باید از اقدامات نسلکشیمانند روسیه جلوگیری کنند و پاسخهای قانونی و راهبردی مناسبی اعمال کنند، در حالی که احتمال تشدید رقابتهای نظامی و بروز جنگ هستهای را به حداقل برسانند. توجه دقیق به تفاوت میان تهدیدهای عمدی و غیرعمدی و مدیریت هوشمندانه ریسکها، شرط لازم برای حفظ صلح و امنیت بینالمللی در این وضعیت بیسابقه است./ منبع



