ماده بیست و نهم: کنترل شناختی
طرح صلحی که بهنفع روسیه میشود، به روسیه توان ورود به یک دور جنگ روانی را میدهد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «کنترل شناختی» به قلم ادوارد لوکاس (Edward Lucas) در مرکز تحلیل سیاست اروپا (Center for European Policy Analysis) منتشر شده است. این مقاله به بررسی پیامدهای طرح صلح جنجالی و فاششده ۲۸ مادهای برای اوکراین میپردازد. نویسنده معتقد است که نشت هوشمندانه این طرح که ظاهراً توسط روسیه طراحی شده بود، یک پیروزی بزرگ در «جنگ شناختی» محسوب میشود، چرا که هدف آن تغییر درک متحدان غربی، برجسته کردن تفرقه و ضعفهای آنها و در نهایت، انحراف تمرکز از تحریم روسیه بهسمت امتیازدهی اوکراین بوده است. وی هشدار میدهد که بهجای مقصر دانستن صرف دولت آمریکا، متحدان اروپایی باید تعلل و انفعال خود را بپذیرند و قبل از آنکه فرصتهای باقیمانده از دست بروند، قاطعانه عمل کنند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
طرح صلح ۲۸ مادهای که ظاهراً ترجمه ماشینی از روسی، بسیار یکطرفه و ضعیف نگاشته شده بود، بهجای آنکه بهعنوان یک سند سخیف مورد تمسخر قرار گیرد، باعث نگرانی شدید در اوکراین، وحشت در اروپا و عقبنشینیهای عجولانه از سوی بخشهایی از دولت ایالات متحده شد که با دیپلماسی آشنا هستند. این نتیجه، یک دستاورد بزرگ برای روسیه بود؛ چرا که این نشت هوشمندانه که ظاهراً از سوی همتای روسی فرستاده ویژه ترامپ منتشر شده، دقیقاً در جهت هدف «جنگ شناختی» یعنی تغییر درک ما و تعیین تصمیمات نهایی عمل کرد و توانست تفرقه و ضعف متحدان غربی را برجسته و تشدید کند. این رویداد بهطور همزمان، آشفتگی داخلی در دولت آمریکا را نشان داد و افول ائتلاف ترانسآتلانتیک را زیر خط کشید؛ بهطوری که اروپاییها، که روزی مهمترین متحدان ایالات متحده بودند، به شکلی تحقیرآمیز از بحث بین ابرقدرتها کنار گذاشته شدند و سپس مجبور شدند برای گرفتن کرسی در مذاکرات ژنو تقلا کنند و تمرکز گفتوگوها را از اعمال تحریمهای جدید علیه روسیه بهسمت میزان امتیازاتی که اوکراین باید برای «صلح» بدهد، منحرف کردند.
این یک شکست بزرگ در حوزه جنگ شناختی است که هیچکس ما را مجبور به انجام آن نکرد، بلکه خودمان مسبب آن بودیم. بهجای تحلیل این شکست، مسیر آسانتر این است که وقایع اخیر را یک گاف دیگر از سوی دولت آمریکا تلقی کنیم و برای پایان «صلح آمریکایی» سوگواری کنیم؛ در حالی که وضعیت میتواند بدتر نیز شود، از جمله اینکه دونالد ترامپ با قطع کمکها اوکراین را تحت فشار قرار دهد یا اروپاییها را تهدید کند که اگر اوکراین این معامله ناگوار را نپذیرد، آمریکا عملاً از ناتو خارج خواهد شد. با این حال، وحشتزدگی و واکنش بیش از حد در مورد وقایعی که هنوز رخ ندادهاند، یک پاسخ غیرسازنده است که تنها زمان و انرژی را هدر میدهد؛ بهویژه پس از سالی که پر از مانورهای دیپلماتیک شکستخورده و نشستهای بینتیجه بوده است.
متحدان نباید از این وقایع غافلگیر میشدند؛ چرا که فرصتهای زیادی برای ارزیابی ثبات حمایت آمریکا وجود داشته است. بهجای درگیر شدن در «نمایش واقعیت واشنگتن دیسی»، اروپاییها باید ابتکار عمل را بهدست میگرفتند و توازن قدرت را هم در برابر روسیه و هم در درون ائتلاف تغییر میدادند. یک مثال مشخص، تعلل طولانیمدت و چند ماهه اروپاییها در توقیف داراییهای مسدودشده بانک مرکزی روسیه است که با به تعویق انداختن این تصمیم در اجلاسهای متوالی، اکنون سرنوشت این وجوه را به یک ابزار چانهزنی بین آمریکا و روسیه تبدیل کرده است؛ در حالی که اگر اتحادیه اروپا بهسرعت عمل میکرد، ماهها پیش این پول میتوانست در اختیار اوکراین قرار گیرد. در نهایت، هرچه اروپاییها متحدتر و قاطعتر عمل کنند، کمک بیشتری به اوکراین خواهند کرد، بازدارندگی قویتری در برابر روسیه ایجاد میکنند و رئیسجمهور آمریکا را که برندگان را به بازندگان ترجیح میدهد، بیشتر تحت تأثیر قرار خواهند داد./ منبع



