اروپاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

درس بیداری راهبردی دیرهنگام اروپا

تحرکات اخیر پایتخت‌های اروپایی برای تقویت بنیه دفاعی و استقلال راهبردی، نشان‌دهنده پایان دوران وابستگی یک‌جانبه به واشنگتن و تولد نظمی چندقطبی در دل ائتلاف غرب است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با ‌عنوان «درس بیداری راهبردی دیرهنگام اروپا» به قلم لئون هدار (Leon Hadar)  در نشنال اینترست (National Interest) منتشر شده است. این مقاله به واکاوی تغییر رویکرد کشورهای اروپایی از «مفت‌سواری امنیت» به‌سوی «خودکفایی نظامی» می‌پردازد و استدلال می‌کند که واشنگتن اکنون در برابر تناقضی خودساخته قرار گرفته؛ چرا که با وجود دهه‌ها اصرار بر مشارکت اروپا در هزینه‌های دفاعی، اکنون از کاهش نفوذ خود بر قاره سبز هراسان است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

دهه‌هاست که نخبگان سیاست خارجی آمریکا از بهره‌مندی اروپا از چتر امنیتی ایالات متحده و صرف بودجه‌های نظامی در برنامه‌های رفاهی گلایه دارند. اما اکنون که اروپا تحت تأثیر بازگشت رقابت قدرت‌های بزرگ، ناامنی در پیرامون خود و تردید درباره قابلیت اطمینان به آمریکا، به‌سوی تقویت هزینه‌های دفاعی و تولید تسلیحات هماهنگ گام برداشته، واشنگتن این استقلال را نه یک راهکار، بلکه یک معضل می‌بیند. فرانسه و آلمان به‌دنبال معماری دفاعی مستقلی هستند که در صورت لزوم بدون نیاز به واشنگتن عمل کند و لهستان و کشورهای حوزه بالتیک نیز در حال ساخت توانمندی‌های نظامی جدی هستند. این تحرکات ناشی از احساسات ضدآمریکایی نیست، بلکه نتیجه یک محاسبات رئالیستی ساده است: دولت‌ها در نهایت خود مسئول امنیت خویش هستند.

واشنگتن اکنون با تناقضی درونی روبه‌روست؛ ترس از دست‌دادن نفوذ بر متحدانی که دیگر «کشورهای اقماری» مطیع نیستند، مانع از استقبال کامل از بلوغ راهبردی اروپا می‌شود. با این حال، یک اروپای مقتدر که توانایی مدیریت چالش‌های امنیتی در همسایگی خود را داشته باشد، دقیقاً همان چیزی است که برای یک رابطه ترنس‌آتلانتیک پایدار ضروری است. جایگزین این وضعیت، تداوم وابستگی است که تنها به نارضایتی متقابل، فرسایش‌زایی بیش از حد تعهدات آمریکا و توسعه‌نیافتگی فرهنگ راهبردی اروپا منجر می‌شود. مسیر آینده مستلزم تطبیق انتظارات آمریکا با واقعیت‌های جدید است؛ ناتو باید از یک سیستم «باج‌گیری امنیتی» تحت سلطه یک عضو، به ائتلافی از شرکای برابر تبدیل شود.

از منظر رئالیستی، حرکت اروپا به‌سوی مسئولیت‌پذیری راهبردی، هم اجتناب‌ناپذیر و هم مطلوب است. ایالات متحده دیگر نمی‌تواند و شاید هرگز نمی‌توانست ضامن دائمی امنیت قاره‌ای متشکل از دموکراسی‌های ثروتمند و صنعتی باشد. دوران هژمونی آمریکا در ائتلاف غربی به‌دلیل تغییر توزیع قدرت جهانی رو به پایان است. چالش اصلی سیاست خارجی آمریکا در سال ۲۰۲۶ این است که آیا می‌تواند بلوغ راهبردی اروپا را بپذیرد و منابع خود را بر منافع حیاتی‌تر متمرکز کند، یا همچنان به رابطه‌ای مبتنی بر وابستگی هژمونیک چنگ خواهد زد که دیگر تأمین‌کننده منافع بلندمدت هیچ‌یک از دو طرف نیست./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا