بازندگان واقعی جنگ روسیه
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «بازندگان واقعی جنگ روسیه» نوشته سرگئی رادچنکو (Sergey Radchenko) در مسکو تایمز(Moscow Times) منتشر شده است. جنگ اوکراین نهتنها این کشور، بلکه روسیه و اروپا را نیز در مسیر فرسایش و ضعف قرار داده و پیامدهای آن، بهویژه از نظر اقتصادی و سیاسی، موجب کاهش جایگاه جهانی این بازیگران خواهد شد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، توانایی عجیبی در ظاهرشدن به اشکال متفاوت برای مخاطبان گوناگون دارد؛ همانند جادوگر شهر اوز، گاه بهصورت یک سر سخنگوی عظیم، گاه دختری زیبا و گاه هیولایی ترسناک. تشخیص واقعیت پشت این نقابها دشوار است، اما سرنوشت کشورها بهویژه در موضوع تجاوز روسیه به اوکراین به دیدگاههای واقعی او بستگی دارد. تازهترین اظهارنظر ترامپ درباره جنگ اوکراین نیز همچون گذشته مبهم بود. او در روز ۲۳ سپتامبر در شبکه «تروثسوشال» نوشت که کییف میتواند بجنگد و «تمام اوکراین را در شکل اصلی خود بازپس گیرد» و حتی فراتر از مرزهای ۱۹۹۱ پیش برود. این سخنان با عبارت کوتاه «موفق باشید» پایان یافت که ابهام پیام او را بیشتر کرد.
این پیام از سوی کسانی که امیدوارند ترامپ به حمایت از اوکراین روی بیاورد، استقبال شد و به نشانهای از ناامیدی او از ولادیمیر پوتین تعبیر گشت. اما ناظران محتاط چنین برداشتی را رد کردند. دونالد توسک، نخستوزیر لهستان، اظهار داشت پشت این خوشبینی ظاهری وعدهای از کاهش مداخله آمریکا و انتقال بار پایان جنگ به اروپا نهفته است و افزود: «حقیقت بهتر از توهم است.»
با توجه به تغییر مواضع ترامپ در ماههای اخیر، تصور اینکه این سخنان آغاز رویکردی تازه باشد، سادهلوحانه است. آشکار شده که آمریکا تمایلی به درگیری عمیق در اوکراین ندارد. بیشترین انتظار آن است که واشنگتن همچنان اطلاعات و کمک نظامی در اختیار کییف قرار دهد، مشروط به آنکه اروپاییها هزینهها را بپردازند. این اروپا است که باید اوکراین را سرپا نگه دارد و سلاحهای لازم را تأمین کند و همچنین با پیامدهای طولانیشدن جنگ در قاره خود زندگی کند.
پیامدها سنگین خواهد بود. اوکراین بیشترین آسیب را دیده است؛ صدها هزار کشته، میلیونها آواره دائمی و ویرانی اقتصادی گسترده. چشمانداز بازسازی سریع وجود ندارد و با تداوم جنگ، هزینهها افزایش یافته و کشور را به مرز ورشکستگی و حتی فروپاشی نزدیک میکند.
روسیه نیز ضربههای جدی خورده است. تورم بالا، نرخ بهره سنگین، کسری بودجه فزاینده، کمبود نیروی کار و هزینههای سرسامآور نظامی اقتصاد آن را به سوی سقوط تدریجی میکشاند. چشمانداز هر ماه بدتر میشود. اگر روسیه جنگ را ببازد، احتمال آشوب و تجزیه وجود دارد و اگر ببرد، با روسیهای اقتدارگرا و ویران روبهرو خواهیم بود که باید هزینههای سنگین بازسازی اوکراین را بپردازد.
اروپا وضعیت بهتری دارد، اما پس از سه سال و نیم جنگ اقتصادی با روسیه بهای آن را میپردازد: افزایش هزینههای انرژی، زیان ناشی از قطع روابط تجاری و بار سنگین مخارج دفاعی. علاوه بر این، کاهش وابستگی به چین نیز انتخابهای دشواری پیش روی اروپا میگذارد. نتیجه، رکود اقتصادی، بیکاری فزاینده و افت سطح زندگی است که زمینهساز رشد پوپولیسم راستگرا و خطر چرخش اقتدارگرایانه در سیاست اروپاست.
بدینترتیب، اوکراین، روسیه و اروپا بازندگان اصلی این جنگاند. این وضعیت با خودویرانگری اروپا در جنگهای ۱۹۱۴-۱۹۱۸ و ۱۹۳۹-۱۹۴۵ مقایسه میشود که پایان سلطه جهانی قاره را رقم زد. هرچند اروپای غربی پس از جنگ سرد تحت حمایت آمریکا بهبود یافت، اما قدرت اقتصادی نسبی آن در برابر خیزش جنوب جهانی کاهش یافته و آخرین چیزی که نیاز داشت، جنگی طولانی دیگر بود.
در سالهای آینده، اروپا، اوکراین و روسیه ضعیفتر و کماهمیتتر خواهند شد، در حالی که آمریکا و چین قواعد بازی را تعیین میکنند. تاریخنگاران آینده با شگفتی خواهند پرسید که چگونه اروپاییها سه بار پیاپی چنین مسیری از خودویرانگری را پیمودند./ منبع



