کالبدشکافی معماهای بازدارندگی اروپا
بحث درباره آینده بازدارندگی اروپایی شدت گرفته است، زیرا متحدان در ناتو در تلاش برای ایجاد تعادل بین سه هدف کلیدی هستند. در آینده، آنها باید همکاری عمیقتری داشته باشند تا راهبرد منسجمی برای مقابله با تهدیدات جدید تدوین کنند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «کالبدشکافی معماهای بازدارندگی اروپا» به قلم سوفیا بش (Sophia Besch) و جیمی کیونگ (Jamie Kwong) در اندیشکده بنیاد کارنگی (Carnegie Endowment) منتشر شده است. این مقاله به چالش فزاینده اروپا در حفظ بازدارندگی هستهای گسترده آمریکا در برابر روسیه، بهویژه با توجه به سیگنالهای دولت ترامپ، میپردازد. نویسندگان معتقدند اروپا در تلاش است تا همزمان سه هدف بازدارندگی در برابر روسیه، اطمینانبخشی به متحدان و حفظ مشارکت آمریکارا محقق کند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
سؤال دیرینهای که توسط فردریش مرتس، صدراعظم آلمان، و دونالد توسک، نخستوزیر لهستان، مطرح شده است، مبنی بر اینکه آیا میتوان به تعهد آمریکا برای ارائه بازدارندگی هستهای گسترده به متحدان ناتو اعتماد کرد؟، به یکی از محورهای اصلی راهبرد اروپا تبدیل شده است. بهرغم اطمینانهای رسمی واشنگتن، سیگنالهای دونالد ترامپ مبنی بر کاهش تعهدات آمریکا، و انتشار راهبرد امنیت ملی جدید ایالات متحده که اروپا را به «ایستادن روی پای خود» ترغیب میکند، نشانگر فاصلهگرفتن از رویکرد سنتی آمریکا به دفاع در این قاره است. فراتر از اختلافات سیاسی، تغییرات ساختاری و ظهور چندقطبی هستهای (رقابت با روسیه و چین) اعتبار تعهدات امنیتی آمریکا را بهطور فزایندهای دشوار و پرمخاطره میسازد. بحث بازدارندگی اروپا برای پاسخگویی به این چالشها باید همزمان سه هدف را برای سه مخاطب متمایز دنبال کند: بازدارندگی روسیه، اطمینانبخشی به متحدان اروپایی و حفظ مشارکت ایالات متحده.
برای تقویت بازدارندگی در برابر مسکو، اروپا در حال سرمایهگذاری در قابلیتهای متعارف جدید است؛ یکی از این نمونهها، تلاش مشترک برای ساخت و استقرار موشکهای دقیق دوربرد تحت عنوان «رویکرد اروپایی برای حمله دوربرد» است. اگرچه این قابلیتها بهتنهایی بازدارنده نخواهند بود، اما با پیچیده کردن برنامهریزی عملیاتی مسکو و کاهش اطمینان آن به دستاوردهای سریع و کمهزینه، میتوانند تلاشهای بازدارندگی را تقویت کنند. با این حال، بلوغ این قابلیتهای حمله عمیق، بیش از یک دهه طول خواهد کشید و فقدان سامانههای کلیدی مانند شبکههای اطلاعاتی، نظارتی و شناسایی، و همچنین تنگناهای صنعتی، پیشرفت را کند میکند. علاوه بر این، اروپا باید مشخص کند که هدف دکترینال این سامانههای ضربتی چیست و چگونه با موضع هستهای ناتو مرتبط میشوند، زیرا هرگونه ناهماهنگی در سیگنالدهی دکترینال میتواند توسط روسیه به اشتباه بهعنوان تهدیدی علیه زرادخانه هستهای آن تعبیر شده و خطر تشدید درگیری را افزایش دهد.
در کنار این، بهدلیل تردیدها در مورد قابلیت اطمینان تضمینهای امنیتی آمریکا، نیاز مبرمی به اطمینانبخشی معتبر به متحدان اروپایی، بهویژه کشورهایی مانند لهستان، وجود دارد تا آنها را از در نظر گرفتن گزینههای هستهای مستقل باز دارد؛ زیرا تکثیر هستهای نهتنها نظم جهانی را تضعیف میکند، بلکه انسجام امنیتی اروپا را نیز متلاشی میسازد. در این راستا، دو قدرت هستهای موجود در اروپا، یعنی انگلیس و فرانسه، نقش فزایندهای ایفا میکنند؛ انگلیس اعلام کرده است که به مأموریت هواپیمای دوگانه ناتو میپیوندد، در حالی که فرانسه یک «بحث راهبردی» در مورد حفاظت از متحدان قارهای توسط بازدارندگی خود را آغاز کرده است. در اعلامیه نورثوود، لندن و پاریس بعد اروپایی منافع حیاتی خود را تأیید کردند و برای اولینبار از سوی فرانسه، امکان هماهنگی زرادخانههای هستهای خود را اعلام نمودند، که نشاندهنده سیگنالی واضح برای افزایش نقش هستهای اروپایی است. هدف نهایی اروپا این است که با تعدیل مجدد رابطه دفاعی فراآتلانتیکی، خود را بهعنوان یک شریک راهبردی توانمند به واشنگتن نشان دهد تا آمریکا اروپا را بهعنوان یک ستون امنیت غرب، و نه یک سربار، در نظر بگیرد؛ افزایش هزینههای دفاعی در سال ۲۰۲۵ و انباشت قابلیتها، سیگنال مهمی در این راستا است. با این حال، اروپا همچنان فاقد یک چارچوب مشترک و منسجم برای بازدارندگی است و بحثهای ملی در مورد تهدیدات و تحمل ریسک، متفرق و متناقض باقی ماندهاند. برای تدوین یک راهبرد بازدارندگی منسجم که برای مخاطبان مختلف کالیبره شده باشد، اروپا به عادتهای عملی همکاری دفاعی، برنامهریزی مشترک و وضوح بیشتر در مدیریت تشدید تنشها نیاز دارد که باید همه متحدان، بهویژه کشورهای خط مقدم را درگیر کند./ منبع



