آیا ۹ می نقطه عطفی در جنگ بود؟
جنگ اوکراین و روسیه ادامه دارد
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا ۹ می نقطه عطفی در جنگ بود؟» نوشته آندرس آسلوند (Anders Åslund) در کیف پست(kyiv post) منتشرشده است. نشانههای نمادین و نظامی در رژه روز نهم می مسکو و ارتباط آن با تحولات جنگ روسیه و اوکراین که برگزار شد با تغییرات ظاهری همراه بود. این رویداد میتواند بازتابی از دگرگونیهای عمیقتر در توازن جنگ و سیاست باشد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
رژه روز نهم می در مسکو بهعنوان نقطه احتمالی عطف در جنگ به ارزیابی تغییرات نمادین و عملی در وضعیت جنگ میان روسیه و اوکراین است و این رویداد در زمینه محدودیت نمایش نظامی، کاهش حضور متحدان و تغییر موازنه جنگ تحلیل میکند. در این مراسم که نسبت به سالهای گذشته کوتاهتر و کمنمایشتر توصیف شده، هیچ تجهیزات نظامی سنگین به نمایش گذاشته نشد و حضور خارجیها عمدتاً به بلاروس و قزاقستان محدود بود.
کاهش مشارکت خارجی و نبود نمایش قدرت نظامی نشاندهنده محدودتر شدن دایره متحدان روسیه است همچنین فعالیت پهپادهای اوکراینی در نزدیکی مسکو به عنوان عاملی مطرح میشود که بر احساس امنیت داخلی روسیه تأثیر گذاشته و نحوه برگزاری رویدادهای عمومی را تغییر داده است این موضوع در چارچوب گستردهتری از توانایی اوکراین برای انجام حملات در عمق خاک روسیه تفسیر میشود.
در بخش دیپلماتیک نقش دونالد ترامپ به عنوان میانجی یا فشاردهنده برای آتشبس موقت میان روسیه و اوکراین مطرح شده است. ولودیمیر زلنسکی با آتشبس ۳۰ روزه موافقت میکند اما شرایط آن نشاندهنده نفوذ واقعیتهای میدانی بر مذاکرات است. اروپا حمایت مالی و نظامی خود از اوکراین را افزایش داده و آمریکا نقش کمتری نسبت به گذشته در هدایت جنگ دارد در این میان اوکراین به گسترش روابط دیپلماتیک خود از جمله با کشورهای خلیج فارس روی آورده است. در تحلیل تاریخی به سقوط رژیمهای سیاسی مانند چائوشسکو در رومانی و یانوکوویچ در اوکراین اشاره میشود تا امکان فروپاشی ناگهانی قدرت توضیح داده شود.
روسیه در این چارچوب کشوری معرفی میشود که ممکن است تحت فشار داخلی نخبگان با تغییرات سیاسی مواجه شود. در مقابل اوکراین کشوری توصیف میشود که ادامه جنگ برای آن یک ضرورت وجودی است، در گزارش همچنین به حضور محدود نیروهای کره شمالی در کنار روسیه اشاره میشود که نشانهای از محدود بودن شرکای نظامی خارجی تلقی میگردد. همچنین نقش دونالد ترامپ در فشار برای آتشبس موقت به عنوان بخشی از دیپلماسی غیرمستقیم آمریکا در جنگ مورد تأکید قرار میگیرد.
در این روایت روسیه تحت رهبری پوتین با چالشی طولانیمدت مواجه است که فرسایش داخلی و فشار خارجی را همزمان تجربه میکند اوکراین نیز به عنوان کشوری معرفی میشود که توان ادامه جنگ آن ناشی از نبود گزینه جایگزین و ضرورت بقا است. مقایسه تاریخی با جنگ جهانی اول نشان میدهد که فرسایش طولانی میتواند به فروپاشی امپراتوریها منجر شود، آینده جنگ نه تنها به میدان نبرد بلکه به تصمیمات نخبگان سیاسی و ثبات داخلی کشورها وابسته است، تحولات نمادین مانند رژه نهم می میتوانند بازتابی از تغییرات عمیقتر در توازن نظامی و سیاسی باشند. این وضعیت در کنار افزایش حملات پهپادی اوکراین و تغییر آرایش دیپلماتیک اروپا و آمریکا تصویر کلی از جنگی فرسایشی و چندلایه ارائه میدهد که آینده آن نامشخص ارزیابی میشود تلقی میگردد./منبع



