اروپاامنیت و دفاعخارجی

اشتیاق اروپا برای خودمختاری راهبردی به چه معناست؟

گذار اروپا به خودمختاری راهبردی و ضرورت تدوین دکترین بازدارندگی یکپارچه، نشان‌دهنده واقع‌گرایی در عصر بی‌اعتمادی است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «اشتیاق اروپا برای خودمختاری راهبردی به چه معناست؟» به قلم فرانسوا دیاز-مورین (François Diaz-Maurin) در بولتن دانشمندان اتمی (Bulletin of the Atomic Scientists) منتشر شده است. این مقاله با تمرکز بر نتایج کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۶، استدلال می‌کند که اعتماد به تضمین‌های امنیتی واشنگتن به‌سرعت در حال فرسایش است و اروپا میان دو تهدید بزرگ یعنی روسیه پوتین و ایالات متحده ترامپ گرفتار شده است. نویسنده تأکید دارد که خودمختاری راهبردی دیگر یک انتخاب نیست، بلکه واقعیتی بازگشت‌ناپذیر است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

اروپایی‌ها در «کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۶» بر رفع نیازهای امنیتی خود در سایه تهدیدات مسکو و کاهش شدید اعتماد به واشنگتن متمرکز شدند. با توجه به لفاظی‌های تهاجمی دونالد ترامپ و تردید در اعتبار تعهدات ناتو، رهبران اروپا مصمم هستند اهرم‌های فشار واشنگتن را کاهش دهند تا ناچار به پذیرش مطالبات سیاسی در ازای تضمین‌های امنیتی نشوند. برای دستیابی به بازدارندگی معتبر در برابر روسیه، اروپا باید شکاف‌های موجود را در دو سطح متعارف و هسته‌ای پر کند. در بخش متعارف، ۶ کشور اروپایی از جمله آلمان، فرانسه و انگلیس با امضای یک تفاهم‌نامه برای توسعه موشک‌های دوربرد با برد بیش از ۵۰۰ کیلومتر، گام مهمی در جهت رفع خلاء ناشی از پایان پیمان موشک‌های میان‌برد (INF) برداشته‌اند. امانوئل مکرون تأکید دارد که بازدارندگی نباید تنها بر سلاح هسته‌ای متکی باشد، زیرا تهدیدات ترکیبی و نفوذهای مرزی روسیه را نمی‌توان با بمب اتم پاسخ داد.

در بخش هسته‌ای، بحث‌ها به مرحله‌ای جدی اما ابتدایی رسیده است. فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، و مکرون گفت‌وگوهای خصوصی درباره چتر هسته‌ای مشترک را تایید کرده‌اند. با وجود اینکه آلمان طبق معاهدات از داشتن سلاح هسته‌ای منع شده است، اما بحث «اشتراک هسته‌ای» میان کشورهای اروپایی بار دیگر به اولویت تبدیل شده است؛ وضعیتی که یادآور بحران‌های دهه ۱۹۶۰ میلادی است. مکرون با بیان اینکه منافع حیاتی فرانسه دارای «ردپای اروپایی» است، به شکلی ظریف اعلام کرده که پاریس ممکن است پیش از حمله مستقیم به خاک خود، از زرادخانه هسته‌ای‌اش برای دفاع از متحدان اروپایی استفاده کند. این رویکرد به‌معنای بسط بازدارندگی هسته‌ای فرانسه به کل قاره است؛ هرچند که هماهنگی میان قدرت‌های هسته‌ای (فرانسه و انگلیس) و کشورهای فاقد این سلاح بر سر نحوه فرماندهی و کنترل، همچنان چالشی بزرگ و در قلمرویی ناشناخته است.

با این حال، این گذار بدون خطر نیست. انگلیس و فرانسه نگران هستند که گسترش بیش از حد سریع بازدارندگی مستقل آن‌ها، پیش از آنکه شکاف‌های متعارف پر شود، باعث تضعیف چتر حمایتی فعلی آمریکا شود که هنوز از حمایت دوحزبی در کنگره برخوردار است. همچنین، هزینه‌های مالی گزاف و ریسک‌های سیاسی داخلی، به‌ویژه مخالفت کشورهایی مانند اسپانیا با بازتسلیح هسته‌ای، مسیر دستیابی به اجماع را دشوار می‌کند. مکرون تلاش دارد با سرعت‌بخشیدن به این روند، از کاهش علاقه متحدان در صورت تغییر احتمالی لحن واشنگتن جلوگیری کند. او به‌دنبال پیوند دادن بازدارندگی هسته‌ای با یک رویکرد دفاعی کل‌نگر شامل سامانه‌های پدافند موشکی و تسلیحات دقیق دوربرد است تا اروپا به‌عنوان بازیگری برابر در میز مذاکره با روسیه ظاهر شود.

در نهایت، واقعیت مونیخ نشان داد که حتی سخنرانی‌های اطمینان‌بخش مقامات ارشد آمریکایی مانند مارکو روبیو نیز نتوانسته است شکاف اعتماد میان دو سوی اقیانوس اطلس را ترمیم کند. اروپا به این درک رسیده است که نمی‌تواند سرنوشت خود را تنها به انتخاب‌های سیاسی در واشنگتن گره بزند. تلاش برای خودمختاری راهبردی اکنون به جریانی بازگشت‌ناپذیر تبدیل شده است؛ فرآیندی که در آن اروپا نه به‌دنبال تبدیل‌شدن به یک ابرقدرت هسته‌ای تهاجمی، بلکه در پی اتمام آسیب‌پذیری ساختاری خود است. انتقال مسئولیت امنیت اروپا به خود اروپایی‌ها آغاز شده و چالش اصلی در سال‌های پیش رو، نه تعداد کلاهک‌ها، بلکه انسجام سیاسی و ظرفیت مالی برای پشتیبانی از این دکترین نوین خواهد بود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا