اروپاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

چرا پوتین باور دارد می‌تواند در «جنگ تمدنی» خود علیه غرب پیروز شود

به‌گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «چرا پوتین باور دارد می‌تواند در جنگ تمدنی خود علیه غرب پیروز شود» که به‌قلم اندرو آ. میچتا (Andrew A. Michta) در پایگاه تحلیلی ناینتین فورتی‌فایو (19fortyfive) منتشر شده است، استدلال می‌کند که تلاش‌های دولت آمریکا برای آتش‌بس در اوکراین به دلیل عدم درک اهداف امپریالیستی روسیه و باور پوتین به امکان پیروزی در جنگ تمدنی علیه غرب ناکام مانده است. در ادامه چکیده این مقاله را می‌خوانید.


دولت آمریکا آتش‌بس در اوکراین را اولویت سیاست خارجی خود قرار داده، اما پس از صد روز، دیپلماسی این کشور نشان داده که دستیابی به توقف پایدار خصومت‌ها بین روسیه و اوکراین هدفی دور از دسترس است. روسیه به هیچ نتیجه‌ای جز تحقق اهداف اولیه‌ای که در سال ۲۰۲۲ به حمله دوباره به اوکراین منجر شد، علاقه‌مند نیست. این اهداف فراتر از تصرف اراضی اوکراین، حقوق اقلیت روس‌زبان یا جلوگیری از پیوستن اوکراین به ناتو هستند. برای رهبر روسیه و حلقه نزدیک او، این جنگ بخشی از تلاش برای بازسازی امپراتوری روسیه است، هدفی که در سال ۲۰۰۷ در کنفرانس امنیتی مونیخ با رد نظم امنیتی غرب و توصیف فروپاشی شوروی به‌عنوان بزرگ‌ترین فاجعه ژئوپلیتیکی قرن بیستم اعلام شد. تهاجم‌های ۲۰۱۴ و ۲۰۲۲ به اوکراین و جنگ ۲۰۰۸ علیه گرجستان، نبردهایی در این جنگ بزرگ‌تر هستند، نه نتیجه اشتباهات غرب؛ زیرا ناتو هرگز برای پذیرش اوکراین به اجماع نرسید.

هدف جنگ برای بازسازی امپراتوری روسیه سه محور دارد: نخست، بازگرداندن هسته اسلاوی شرقی با تسلط بر بلاروس و اوکراین برای تشکیل بنیاد «جهان روس» تحت سلطه مسکو. دوم، تضعیف و در نهایت فروپاشی ناتو با نشان دادن ناتوانی آن در بازدارندگی گسترش روسیه به اروپا. سوم، اخراج آمریکا از اروپای مرکزی، منطقه بالتیک و در نهایت کل قاره اروپا برای پایان دادن به امنیت فرااطلسی که هشتاد سال بر پیوند اروپا و آمریکا استوار بوده است. هدف نهایی، بازگرداندن جایگاه امپریالیستی روسیه پیش از جنگ جهانی اول و دستیابی به توافقی برای تقسیم حوزه‌های نفوذ با قدرت‌های بزرگ اروپا به‌ویژه آلمان است. این اهداف پیش از تهاجم دوم به اوکراین با درخواست بازگشت به وضعیت پیش از ۱۹۹۷ و لغو پیامدهای گسترش ناتو به‌وضوح اعلام شد.

دولت آمریکا فرض می‌کند رهبر روسیه به پایان کشتار برای نجات جان انسان‌ها علاقه‌مند است و تسویه ارضی و تضمین بی‌طرفی اوکراین اهداف مسکو را برآورده می‌کند. اما امتیازاتی که برای کشاندن روسیه به میز مذاکره داده شده، مانند کاهش انزوای بین‌المللی آن، برای مذاکره صادقانه کافی نیست. هیچ تحریم جدیدی نمی‌تواند روسیه را به مذاکره جدی وادار کند، مگر تهدید مستقیم بقای رژیم. تکیه بر اهرم‌های اقتصادی، نشان‌دهنده سوء‌تفاهم از ماهیت رژیم روسیه و انگیزه‌های سیاست آن است. امپراتوری تنها شکل حکومتی است که روسیه با آن آشناست؛ یک امپراتوری با ساختارهایی از بالا به پایین و تاریخی مملو از خشونت که تهدیدی دائمی برای کشورهای شرق ناتو ایجاد می‌کند؛ تهدیدی که اروپای پسامدرن دیگر آن را تشخیص نمی‌دهد و آمریکا هرگز به‌درستی آن را درک نکرده است.

سیاست آتش‌بس آمریکا از منظر غربی به مسئله می‌نگرد و فرض می‌کند تلفات انسانی و تخریب اموال برای محاسبات رهبر روسیه اهمیت دارد؛ در حالی که این‌گونه نیست. پیشنهادهای آتش‌بس به مسائلی می‌پردازند که برای مسکو بی‌ربط‌اند، زیرا او نه به جان سربازانش اهمیت می‌دهد و نه حاضر است هزینه‌های اقتصادی جنگ را برای تغییر محاسباتش کاهش دهد. جنگ اوکراین بخشی از جنگ تمدنی گسترده‌تر علیه غرب است که روسیه بیش از دو دهه درگیر آن بوده است. این جنگ، چه به‌صورت غیرنظامی و چه نظامی، تا زمانی که روسیه متحمل شکستی قاطع نشود که رژیم را تهدید کند، متوقف نخواهد شد. توقف‌های تاکتیکی ممکن است رخ دهد، اما این «تنفس»ها تنها فرصتی برای بازسازی و تسلیح مجدد فراهم می‌کنند. از سال ۲۰۲۲، اقتصاد روسیه برای حمایت از جنگ بازسازی شده و ارتش آن سریع‌تر از پیش‌بینی‌های غربی بازسازی شده است.

حمایت اقتصادی چین و درآمدهای انرژی، ارتش روسیه را برای ادامه جنگ چندساله آماده کرده و تجربه جنگی و یادگیری از تسلیحات غربی را تقویت کرده است؛ با این انتظار که دفاع اوکراین در نهایت فرومی‌پاشد. تلاش‌های آمریکا برای آتش‌بس، از جمله فشار بر کی‌یف، مسکو را متقاعد کرده که زمان به نفعش است. این جنگ نتیجه اشتباهات سیاستی دولت‌های پیشین آمریکا نیست، بلکه مرحله‌ای از جنگ گسترده‌تر مسکو علیه غرب است. در شرق ناتو، از هلسینکی تا ورشو، درک می‌شود که روسیه استراتژی درگیری‌های زنجیره‌ای را دنبال می‌کند، جایی که شکست اوکراین گامی برای فشار مستقیم بر این کشورها و حتی حمله به ناتو در صورت فروپاشی امنیت هند-آرام است. غرب با تساهل دو دهه‌ای در برابر تجاوزهای روسیه، به مسکو جرأت داده تا دفاع ناتو را آزمایش کند و در صورت فرصت، از مرزهای دفاعی آن عبور کند.

سیاست آتش‌بس آمریکا، بدون در نظر گرفتن ریشه‌های تاریخی و واقعیات میدانی، شانسی برای راه‌حل پایدار ندارد. هدف اصلی رژیم روسیه حفظ قدرت و پیگیری مسیر امپریالیستی است. این جنگ اثر تثبیت‌کننده‌ای بر حکومت روسیه داشته و با هزینه‌ای قابل‌قبول، بسیج اجتماعی را ممکن کرده و امتیازاتی از غرب گرفته است. تلاش‌های آمریکا برای کاهش انزوای روسیه و فشار بر اوکراین، به مسکو سیگنال داده که استراتژی‌اش مؤثر است و هدف بازآرایی امنیت اروپا در دسترس است. اگرچه قدرت سخت روسیه با تولید ناخالص داخلی و جمعیت غرب برابری نمی‌کند، رهبر آن معتقد است دموکراسی‌های غربی اراده‌ای برای مبارزه ندارند، و این باور، استراتژی او برای احیای سلطه امپریالیستی را به مسیری برای پیروزی تبدیل کرده است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا