چرا اوکراین نمیتواند به کاخ سفید اعتماد کند
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا اوکراین نمیتواند به کاخ سفید اعتماد کند» به قلم ایان گارنر (Ian Garner) در آنهرد (UnHerd) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی نوسانات و تغییرات رفتاری دونالد ترامپ در قبال جنگ اوکراین و سیاستهای ایالات متحده در برابر روسیه میپردازد و نشان میدهد که پشت تغییر موضع اخیر ترامپ بیش از آنکه منطق راهبردی وجود داشته باشد، انگیزههای رسانهای و شخصی نهفته است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
در هفتههای اخیر، رویکرد دونالد ترامپ نسبت به جنگ اوکراین دستخوش تغییراتی آشکار شده است. او در واکنش به افزایش حملات روسیه، وعده داده که میلیاردها دلار تجهیزات نظامی به اوکراین ارسال کند و تحریمهایی با تعرفههای صد درصدی علیه روسیه وضع نماید. این تغییر مسیر ناگهانی در حالی رخ داده که تنها چند هفته پیش، ارسال کمکهای نظامی آمریکا به اوکراین بهطور ناگهانی متوقف و سپس از سر گرفته شد. هرچند برخی تحلیلگران این تغییر را نشانهای از درک بهتر ترامپ از ماهیت ولادیمیر پوتین میدانند، اما بسیاری همچنان نسبت به ثبات این سیاست جدید تردید دارند.
سه ماه پیش، دیدار ولودیمیر زلنسکی با ترامپ در کاخ سفید به شکلی تحقیرآمیز پایان یافت؛ زمانی که ترامپ او را متهم کرد که با خطر آغاز جنگ جهانی سوم بازی میکند. این در حالی بود که تماسهای طولانی ترامپ با پوتین لحن دوستانه داشت اما تغییری در مواضع کرملین ایجاد نکرد. اکنون، ترامپ در جایگاه «صلحطلب» مدعی است که قصد دارد جنگ را از راههای دیگر پایان دهد و حتی از زلنسکی پرسیده که آیا میتواند بهعمق خاک روسیه حمله کند؛ پرسشی که با پاسخ مثبت زلنسکی مواجه شده است، مشروط بر دریافت تسلیحات لازم.
در ظاهر، سیاست ترامپ بهسوی فشار بر پوتین تغییر یافته و او دیگر بهدنبال دادن امتیاز به روسیه نیست. این تغییر، با سیاست خارجی اعلامشده ترامپ در دوران انتخابات که بر انزواگرایی و صلح تأکید داشت، در تضاد است. اما در واشنگتن، اجماعی در مورد چرایی این چرخش وجود ندارد. برخی از مقامهای ارشد مانند البریج کولبی بهدنبال نزدیکی به روسیه بهمنظور تضعیف اتحاد آن با چین هستند. در مقابل، افرادی چون سناتور لیندسی گراهام، خواهان سیاستی تهاجمی علیه روسیه و بازگشت به رویکرد مهار در دوران جنگ سرد هستند. در این فضای مبهم، مشخص نیست ترامپ در نهایت در کدام جبهه قرار خواهد گرفت.
با وجود تغییرات اخیر، الگوی رفتاری ترامپ تغییر چندانی نکرده است. او همواره بهدنبال توجه رسانهها بوده و شخصیت سیاسی خود را از طریق پوشش خبری و حضور پررنگ در رسانهها ساخته است. بهنظر میرسد ناکامی پوتین در فراهمکردن یک پیروزی بزرگ تبلیغاتی برای ترامپ، عامل اصلی چرخش فعلی او باشد؛ چراکه ایفای نقش منجی صلح و احتمال دریافت جایزه نوبل برای ترامپ، همچنان رؤیایی دستنیافتنی باقی مانده است.
ترامپ همچنان با استفاده از نمایشهای رسانهای، خود را بازیگر اصلی میدان نشان میدهد. او بارها از رفتار رسانهها شکایت کرده، اما با نمایشهایی چون امضای فرمانهای اجرایی و برگزاری رژه نظامی در واشنگتن، بهدنبال جلب توجه عمومی بوده است. تماسهای صحنهآراییشده با پوتین، مذاکرات صلح در عربستان و حتی برخورد تند با زلنسکی، همگی بخشی از همین الگوی رفتاریاند که اکنون به بنبست خوردهاند.
افکار عمومی و رسانهها دیگر به نمایشهای طرفدارانه نسبت به پوتین واکنش نشان نمیدهند و ترامپ نیز برای جلب توجه، مسیر مخالف را در پیش گرفته است. در نتیجه، مواضع جدید او نهتنها باعث نگرانی روسیه نشده، بلکه واکنش بازار سهام روسیه مثبت بوده است. دیمیتری مدودف، عضو شورای امنیت روسیه، سخنان ترامپ را صرفاً یک «اولتیماتوم نمایشی» توصیف کرده و از این بابت نگران نیست.
با وجود وعدههای بزرگ ترامپ، هنوز تضمینی وجود ندارد که تسلیحات وعدهدادهشده به اوکراین برسد یا برای حمله مستقیم به روسیه استفاده شود. اگر چنین حملاتی بتواند بهگونهای مؤثر افکار عمومی روسیه یا نخبگان سیاسی این کشور را تحتتأثیر قرار دهد، شاید مسیر مذاکره هموار شود. همچنین، اعمال تعرفهها یا تحریمهای گسترده علیه روسیه نیز ممکن است فشار مضاعفی به کرملین وارد کند. با این حال، دولت زلنسکی و کشورهای ناتو همچنان نسبت به پایداری و تداوم این همکاری تردید دارند.
اعتماد به ترامپ برای حمایت بلندمدت نظامی از اوکراین و اتحاد غرب همچنان دشوار است. او در مصاحبهای با بیبیسی در روز ۱۴ جولای اذعان کرد که «تقریباً به هیچکس اعتماد ندارد». اگر پوتین بتواند راهی برای اقناع روانی یا رسانهای ترامپ پیدا کند، احتمال بازگشت او به سیاستهای پیشین همچنان وجود دارد.
در این میان، تنها برنده این بیثباتی سیاسی، شی جینپینگ است. تا زمانیکه ترامپ از تدوین یک راهبرد منسجم و بلندمدت برای حفظ برتری اقتصادی و نظامی آمریکا بازبماند، چشمانداز پیشیگرفتن چین از ایالات متحده بهعنوان ابرقدرت جهانی بیشازپیش تقویت خواهد شد./ منبع



