هنر مدیریت تفاوتها؛ بریکس چگونه تناقضات نظم چندقطبی را مهار میکند؟
دستاورد اصلی بریکس رفع تناقضات میان اعضای آن نیست، بلکه توانایی این ائتلاف در مدیریت اختلافات برای حفظ اقدام مشترک در جهان چندقطبی است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «هنر مدیریت تفاوتها؛ بریکس چگونه تناقضات نظم چندقطبی را مهار میکند؟» به قلم مارکوس وینیسیوس دیفریتاس (Marcus Vinicius De Freitas) در آناتولی (Anadolu) منتشر شده است. این یادداشت با بررسی بیانیه اجلاس دهلینو، به تبیین ماهیت بریکس پرداخته و نشان میدهد که موفقیت این گروه نه در ایجاد یکپارچگی مطلق، بلکه در حفظ انسجام برای پیشبرد نظام چندقطبی و اصلاح حکمرانی اقتصاد جهانی است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
نشست اخیر گروه بریکس در دهلینو در یکی از پیچیدهترین شرایط بینالمللی برگزار شد. در حالی که غرب آسیا درگیر جنگ است و بازیگرانی نظیر امارات یا هند هر یک روابط راهبردی متفاوتی با غرب دارند، اختلافات مرزی چین و هند پابرجا مانده و روسیه نیز همچنان درگیر جنگ اوکراین است. با این حال، دستیابی اعضا به توافق و صدور بیانیه پایانی دهلینو، خود گویاترین دستاورد این اجلاس به شمار میرود.
این دستاورد نشان میدهد که معیار ارزیابی بریکس، هماهنگی است و نه انطباق کامل. این گروه بر خلاف ائتلافهایی نظیر ناتو یا اتحادیه اروپا، بر اساس یک دکترین امنیتی مشترک یا نظام سیاسی یکسان بنا نشده است. اصطلاح جهان چندقطبی بدون وجود اختلافنظر، معنایی متناقض دارد. بحران غرب آسیا آزمونی جدی برای این نشست بود، اما ادبیات محتاطانه بیانیه پایانی، بهجای تلاش برای حذف این تفاوتهای عمیق، آنها را در خود جای داد. اگرچه این ائتلاف نمیتواند جنگها و بحرانهای امنیتی موجود را حلوفصل کند، اما موفق شده است بازیگرانی با منافع راهبردی کاملاً متفاوت را در یک چارچوب سیاسی مشترک حفظ کند.
حوزه اقتصاد و حکمرانی جهانی، بستری است که بریکس بیشترین توانمندی خود را در آن نشان میدهد. تأکید اجلاس دهلینو بر اصلاح نهادهایی نظیر صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی برای افزایش سهم اقتصادهای نوظهور، در کنار مخالفت با تحریمهای یکجانبه، اهمیت عملی این بلوک را برجسته میکند. در این مسیر، پیشبرد تسویهحساب با ارزهای ملی، توسعه پرداختهای فرامرزی و تقویت «بانک توسعه جدید» برنامههایی بسیار کاربردیتر و مهمتر از ایده بلندپروازانه ایجاد یک ارز مشترک هستند.
در واقع، کشورهای عضو بریکس بهطور همزمان دو مسیر را دنبال میکنند؛ از یک سو خواهان نفوذ بیشتر در نهادهای بینالمللی فعلی هستند و از سوی دیگر ابزارهای جایگزین خود را توسعه میدهند. اگرچه این تنوعِ منافع ممکن است روند مذاکرات را کند کرده و دستیابی به اجماع ژئوپلیتیکی را دشوار سازد، اما همین ویژگی به بریکس بهعنوان صدای «جنوب جهانی» اعتبار میبخشد. نظم چندقطبی آینده با ائتلافهای متقاطع و منافع رقابتی همراه خواهد بود و بریکس در حال اثبات این حقیقت است که اختلافنظر در یک سازمان، لزوماً بهمعنای ناکارآمدی آن نیست./ منبع



