آمریکاامنیت و دفاعخاورمیانهداخلی

چرا غنی‌سازی؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان « چرا غنی‌سازی؟» در روزنامه فرهیختگان و به قلم مهدی خانعلی‌زاده منتشر شده است. این یادداشت با تحلیل روند مذاکرات غیرمستقیم تهران و واشنگتن، به بررسی ابعاد راهبردی سیاست بازدارندگی هسته‌ای و چرایی حساسیت آمریکا نسبت به حفظ چرخه غنی‌سازی اورانیوم در خاک ایران می‌پردازد و سیاست‌های اعلامی و اعمالی طرفین را در زمینه مدیریت بازدارندگی و تامین منافع ملی ارزیابی می‌کند. در ادامه، خلاصه این مطلب آمده است.


از آغاز روند مذاکرات غیرمستقیم تهران و واشنگتن که با ارسال نامه‌ای از سوی رئیس‌جمهور آمریکا به جریان افتاد، سیاست رسمی اعلامی کاخ سفید همواره جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح اتمی بوده است؛ اما در عمل، سیاست اجرایی آمریکا، جلوگیری از انجام فرایند غنی‌سازی در خاک ایران و همچنین خروج مواد غنی‌شده هسته‌ای از کشور را دنبال کرده است. نگاهی به مواضع و عملکرد طرف آمریکایی نشان می‌دهد آمریکا از ابتدا با هدف ممانعت از تحقق چرخه کامل سوخت هسته‌ای ایران وارد مذاکرات شد و سایر موارد مطرح شده را بیشتر با هدف اقناع و مدیریت افکار عمومی جهانی پیگیری کرده است.

تاکید طرف آمریکایی بر «غنی‌سازی صفر» ریشه در مسائل مرتبط با بازدارندگی اتمی دارد که در اظهارات مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به وضوح بازتاب یافته است. در جلسه استماع کنگره، به این موضوع اشاره شد که ایرانیان برنامه غنی‌سازی اورانیوم خود را نه‌تنها یک ضرورت فنی، بلکه بخشی از وقار و غرور ملی می‌دانند و همین ویژگی بازدارندگی را برای ایران ایجاد می‌کند. این بازدارندگی باعث می‌شود ایران به کشوری در مرز دستیابی به فناوری اتمی تبدیل شده و برای طرف مقابل غیرقابل‌دستیابی به نظر برسد. به اعتقاد مقام‌های آمریکایی، اگر ایران توان غنی‌سازی خود را حفظ کند، می‌تواند در آینده سطح آن را افزایش دهد و در صورت اراده، به شاخص‌های فنی دستیابی به سلاح نزدیک شود. از منظر آمریکا، بخش عمده مسیر غنی‌سازی، طی کردن گام‌هایی نظیر رسیدن به سطح ۳.۶۷ درصد است و پس از آن امکان انجام غنی‌سازی تسلیحاتی پدید می‌آید. مسئله اصلی برای آمریکا این است که ایران خواهان حفظ برنامه غنی‌سازی خود است و حاضر به عقب‌نشینی از این حق راهبردی نیست.

اهمیت موضوع بازدارندگی برای ایران در سال‌های اخیر افزایش یافته و راهبرد اتخاذشده نیز مبتنی بر ایجاد بازدارندگی اتمی بدون حرکت به سمت تولید سلاح اتمی بوده است. این سیاست بر اساس تعریف بازدارندگی در روابط بین‌الملل، ایران را در موقعیتی قرار داده که توانایی واکنش و ضربه دوم احتمالی را در برابر هرگونه حمله پیش‌دستانه از سوی آمریکا یا اسرائیل حفظ می‌کند. همین توان بازدارندگی موجب شده است که دولت پیشین آمریکا ایران را عملاً کشوری هسته‌ای بنامد و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هم تأکید کند تنها کشوری که توان تولید سلاح اتمی را دارد اما اقدام به ساخت آن نکرده، ایران است. بر همین اساس، موقعیت ژئوپلیتیکی، ظرفیت‌های سرزمینی و تولیدات دفاعی ایران عامل تقویت بازدارندگی محسوب شده‌اند و به همین علت، ساختار موازنه قوا در منطقه غرب آسیا به سه دسته «کشورهای اتمی»، «کشورهای غیراتمی» و «ایران» تقسیم می‌شود. در این ساختار، تهران تنها واحدی است که بدون برخورداری از زرادخانه هسته‌ای، از بازدارندگی موثر برخوردار است و به‌دلیل اتخاذ رویکرد واقع‌گرایانه در صنعت هسته‌ای، ضمن رفع فشارهای بین‌المللی، توان بازدارندگی خود در قبال اسرائیل را نیز حفظ کرده است.

همین موقعیت ویژه باعث افزایش حساسیت مذاکره‌کنندگان آمریکایی نسبت به تداوم غنی‌سازی اورانیوم در خاک ایران شده است. به باور واشنگتن، حفظ چرخه کامل سوخت هسته‌ای و غنی‌سازی در داخل ایران عملاً به معنای تثبیت و تداوم بازدارندگی اتمی و اقتدار راهبردی تهران خواهد بود. به همین منظور، در پیشنهادهایی که در جریان مذاکرات به طرف ایرانی و واسطه عمانی ارائه شده، ایده‌هایی همچون ایجاد «کنسرسیوم هسته‌ای» با مشارکت برخی کشورهای منطقه و نظارت واشنگتن و بروکسل مطرح شده است. بنا بر این پیشنهاد، امکان انجام فرایندهای مختلف چرخه سوخت از جمله غنی‌سازی در خاک ایران صرفاً زمانی قابل پذیرش خواهد بود که با محوریت مناطقی چون جزایر سه‌گانه در خلیج فارس و زیر نظارت مستقیم بازرسان آمریکایی صورت گیرد. در این چارچوب، هدف اصلی خنثی‌کردن و کنترل عاملیت بازدارندگی ناشی از غنی‌سازی ایران و کنار زدن اختیار و مدیریت مستقل تهران است. این مدل مورد پذیرش مقام‌های ایرانی قرار نگرفته و رد شده است؛ چرا که اصل غنی‌سازی برای ایران معادل با تثبیت بازدارندگی و حفاظت از منافع ملی است و هرگونه محدودیتی که اختیار کشور در این زمینه را کاهش دهد، اقدامی علیه امنیت ملی به‌شمار می‌رود.

همچنین، طرح‌ها و خبرسازی‌هایی که پیرامون ایجاد کنسرسیوم هسته‌ای در جزایر سه‌گانه خلیج فارس صورت می‌گیرد، مغایر با واقعیت و سیاست‌های رسمی کشور است و تقلیل مسئله غنی‌سازی به کاهش نقش ایران در مدیریت چرخه سوخت هسته‌ای، بخشی از راهبرد اسرائیل برای تضعیف بازدارندگی تهران در منطقه است. تاکید مکرر بر عدم نیاز ایران به مجوز خارجی برای غنی‌سازی مطابق همین راهبرد، در مواضع رسمی کشور انعکاس یافته است؛ چرا که آمریکا می‌کوشد با طرح ایده کنسرسیوم و نظارت خارجی، عملاً فرایند بازدارندگی ایران را مختل سازد و با اخلال در فرایند غنی‌سازی داخلی، توازن راهبردی را به سود خود تغییر دهد.

پیشنهادهای آمریکا حتی در صورت جذاب جلوه دادن، هدفی فراتر از ایجاد یک چارچوب فنی برای فعالیت هسته‌ای ایران را دنبال نمی‌کنند و به ایجاد سازوکاری برای کاهش قدرت مانور و ضمانت‌های بلندمدت تهران منجر خواهند شد. در موقعیت کنونی مذاکرات که هر دو طرف مطالبات و خواسته‌های خود را مطرح کرده‌اند، ضرورت دارد که تحقق حقوق و منافع ایران، اولویت اصلی دستور کار باشد و راستی‌آزمایی واقعی مطالبات در صدر تصمیم‌گیری‌ها قرار گیرد.

در همین راستا، ساختار پیشنهادی آمریکا با قرار دادن شروطی همچون نظارت اثرگذار و تعیین جدول زمانی برای اجرای تعهدات ایران، مسیر تحقق منافع طرف مقابل را هموارتر و فوری‌تر پیش‌بینی کرده است؛ در حالی که برآورده شدن مطالبات ایران از جمله رفع تحریم‌ها یا انتقال دارایی‌های بلوکه‌شده، نیازمند راستی‌آزمایی تدریجی و فرآیندی طولانی‌تر است. فهرست مطالبات آمریکا، پس از موافقت و امضای اولیه، قابلیت اجرایی سریع را دارد، اما مطالبات فنی و راهبردی ایران، با زمان‌بندی میان‌مدت و بلندمدت منطبق شده‌اند.

در نهایت، مسئله اصلی از دیدگاه واشنگتن، جلوگیری از تثبیت بازدارندگی اتمی ایران از طریق کنترل و محدودسازی چرخه غنی‌سازی در داخل کشور است. تاکید بر حضور بازرسان خارجی در تجمیع کنسرسیوم‌های هسته‌ای و ارائه مدل‌های همکاری چندجانبه، بخشی از تلاش برای ایجاد الزام‌های خارجی در فرایند مدیریت صنعت هسته‌ای ایران محسوب می‌شود. این روند با هدف مدیریت فشارهای سیاسی و کاهش نگرانی‌های امنیتی تل‌آویو و متحدان منطقه‌ای دنبال می‌شود و مسئله استقلال و توان ملی در غنی‌سازی را در مرکز منازعات راهبردی قرار داده است.

در این چارچوب، حفظ اختیار و مدیریت کامل ایران بر چرخه سوخت هسته‌ای و غنی‌سازی به‌عنوان سنگ‌بنای بازدارندگی و تامین منافع ملی کشور، همچنان محور اصلی سیاست جمهوری اسلامی است و هرگونه طرح یا توافقی که این موضوع را خدشه‌دار سازد، با مخالفت قطعی روبرو خواهد شد. به این ترتیب، استمرار مذاکرات و پیشنهادهای پیشنهادی آمریکا با محوریت کنترل خارجی، تاکنون نتوانسته راه حل مورد قبول دو طرف را رقم بزند و اصل راهبردی حفظ بازدارندگی اتمی بدون سلاح همچنان بنیادی‌ترین چالش و نقطه اختلاف دو طرف باقی مانده است./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا