چالشهای راهبردی و پیامدهای سیاسی جنگ با ایران
سیاستهای جنگطلبانه دولت دونالد ترامپ در قبال ایران با بحران مواجه شده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چالشهای راهبردی و پیامدهای سیاسی جنگ با ایران » نوشته هولمن دبلیو. جنکینز جونیور (Holman W. Jenkins, Jr.) در وال استریت ژورنال (Wall Street Journal) منتشر شده است. این یادداشت، بررسی میکند که محاسبات نادرست دونالد ترامپ در درگیری نظامی با ایران، در کنار راهبردهای حزبی دموکراتها و فرافکنیهای سیاسی، چالشهای ژئوپلیتیک و داخلی پیچیدهای را برای ایالات متحده رقم زده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
تشدید درگیریهای نظامی دولت دونالد ترامپ با ایران به دلیل کمبود منابع نظامی، نبود حمایت کافی داخلی و مجموعه محاسبات راهبردی، با بحران و بنبست جدی مواجه شده است. این مداخله نظامی که برخلاف توصیههای تیم مشاوران رئیسجمهور و برخلاف وعدههای اولیه انتخاباتی او شکل گرفت، هزینههای سرسامآوری را به همراه داشته است. اگرچه برخی تحلیلگران مقایسههایی میان این عملکرد و مداخلات گذشته انجام میدهند، اما واقعیت این است که ادامه این روند بدون داشتن یک چشمانداز روشن برای خروج، فشارهای سنگینی را به ساختار امنیتی و اقتصادی ایالات متحده تحمیل کرده است.
در این میان، بازار جهانی انرژی و بهویژه امنیت جریان نفت از طریق تنگه هرمز تحت تأثیر این تنشها قرار گرفته است. با وجود اینکه دولت تلاش میکند با کمترین هزینه سیاسی از این مخمصه خارج شود، اما سیاستورزی در یکمحیط پر از ابهام و چالش، گزینههای پیش روی دولتمردان را بسیار محدود کرده است. از یکسو، خطرات ناشی از دستیابی ایران به قابلیتهای تسلیحاتی پیشرفته بهانهای برای مداخله بوده و از سوی دیگر، ناتوانی در مدیریت پایدار این بحران، هزینههای گزافی را برای واشنگتن به بار آورده است که آثار آن تا سالها در سیاست خارجی آمریکا باقی خواهد ماند.
از منظر سیاست داخلی، فضای سیاسی ایالات متحده همچنان در چنبره مناقشات فرسایشی و رویکردهای حزبی میان دموکراتها و جمهوریخواهان گرفتار است. منتقدان اشاره میکنند که ساختار سیاسی آمریکا سالهاست که درگیر بازیهای اتهامزنی متقابل، از جمله موضوعات مرتبط با دخالتهای خارجی و پروندههای انتخاباتی گذشته است. حزب دموکرات در سالهای اخیر تلاش کرده است تا از حضور ترامپ به عنوان ابزاری برای بسیج حامیان خود استفاده کند، غافل از اینکه این راهبردهای قطبیساز، به انسجام ملی آسیب رسانده و چالشهای ساختاری عمیقتری را در سیستم حکمرانی ایجاد کرده است.
با نزدیک شدن به دورههای انتخاباتی آتی، هر دو حزب بزرگ آمریکا با آزمون دشواری روبهرو هستند. اگر حزب دموکرات نتواند از الگوهای خودتحقیرکننده و تفرقهافکنانه فاصله بگیرد و حزب جمهوریخواه نیز نتواند پیامدهای منفی سیاستهای اقتصادی و نظامی خود را مدیریت کند، هزینههای گزافی متوجه آینده سیاسی آنها خواهد شد. در نهایت، وضعیت کنونی بازتابدهنده چرخهای از تصمیمات لحظهای و واکنشهای حزبی است که به جای حل ریشهای بحرانها، صرفاً به مدیریت روزمره و فرافکنی مشکلات منجر شده است و چشمانداز ثبات داخلی و بینالمللی را بیش از پیش با ابهام مواجه میسازد./منبع



