پس از نسلکشی: آینده فلسطین چه خواهد بود
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «پس از نسلکشی: آینده فلسطین چه خواهد بود» به قلم محمد شهاده (Muhammad Shehada) در نیو عرب (New Arab)منتشر شده است. این مقاله وضعیت فلسطین پس از دو سال خشونت اسرائیلی را کاوش میکند و بر چالشهای بازسازی غزه، انزوای اسرائیل، ضرورت وحدت داخلی و فرصتهای منطقهای تمرکز دارد تا نشان دهد چگونه تراژدی میتواند به قدرت سیاسی تبدیل شود. نویسنده با تحلیلی واقعبینانه و امیدبخش، بر اراده فلسطینیان و مسئولیت جهانی تأکید میورزد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
جنبش فلسطینی از عزم حرکت، آگاهی و همبستگی جهانی بیسابقهای برخوردار است: بهرسمیتشناختن دولت فلسطین توسط کشورها، تظاهرات عظیم در غرب، انزوای اسرائیل و تغییر افکار عمومی. با این حال، فلسطینیان در پراکندگی، از دست دادن و فلج عمیقتری بهسر میبرند. غزه ویران، رهبری تقسیمشده، کرانه باختری تحت سرکوب شدید و سازمان آزادیبخش فلسطین (PLO) منسوخ است. آتشبس شکننده پایان جنگ را نوید میدهد، اما چالشهای بازسازی و عدم قطعیتها عظیماند.
ترومای نسلکشانه غزه را فرا گرفته است: مقامات سازمان ملل میگویند برای توصیف وضعیت، کلمات جدیدی لازم است. «کلمات معنایی ندارند» و احساس غالب است؛ همه چیز به چرخه تکرار افتاده است. سؤالهای رایج: «خانهات سرپاست؟» (۹۰ درصد خانهها نابودند) و «چند عزیز از دست دادی؟» (متوسط بیش از صد نفر). با وجود جابجایی، گرسنگی و از دست دادنها، تمایل به ماندن قوی است. ندا، مادری با نوزاد تازهمتولد، میگوید: «چرا در وطنم نمانم؟».
امید به بازسازی وجود دارد: خاویر ابوعید، دیپلمات سابق، میگوید: «ما روز نکبت را پشت سر گذاشتیم و بازسازی کردیم». اگر حاکمیت فلسطینی تأیید و جنایات اسرائیل متوقف شود، طرحهای بازسازی ممکن است. اما بهبود بدون عدالت ناممکن است: «آزادی و عدالت باید پیششرط مذاکرات باشد. ما را نمیتوانند وادار به معامله مصونیت جنایات با پیشرفت انسانی نمیکنند».
دو سال نسلکشی، آپارتاید و استعمار اسرائیل را آشکار کرد و موج همبستگی ایجاد نمود: تحریمها، محاصره تسلیحاتی، سرمایهزدایی. مصطفی البرغوثی میگوید همبستگی با فلسطینیان از مبارزه آفریقایی فراتر رفته است. تظاهرات ادامه دارد؛ بهتازگی دویست هزار نفر در هلند. اما خطر فراموشی وجود دارد: پس از عملیات سرب گداخته (سال ۲۰۰۸-۰۹) و حمله لبنان (۱۹۸۲)، جهان به روال عادی بازگشت. یوسف الجمال هشدار میدهد: «وقتی جنگ تمام شود، دولتها اسرائیل را میپذیرند». برای حفظ عزم حرکت، بسیج مردمی در کرانه باختری و فشار خیابانی لازم است، مانند مبارزه آپارتاید آفریقای جنوبی که با کارزارها بین کشتارها پیش رفت.
پاسخگویی و دولتداری: یازده کشور غربی فلسطین را در سپتامبر شناسایی کردند، اما این نمادین است. الجمال میگوید: «باید با خودتعیینی و پاسخگویی همراه باشد». زها حسن، پژوهشگر اندیشکده کارنگی، هشدار میدهد: جامعه اسرائیلی دولت فلسطین را تصور نمیکند و از خلع سلاح حمایت میکند. بدون تغییر اجتماعی و هزینه دادن برای وضع موجود، پیشرفتی در کار نیست. سرخوردگی از ژست غربیها عمیق است: ایرلند با چهل هزار معترض، هنوز چندان تعهد به سرزمینهای اشغالی ندارد.
اسرائیل تبدیل به تهدید منطقهای شده است: حسن از «بیداری» عربی سخن میگوید؛ اشغال نه فقط اشغال علیه فلسطین، که اشغال علیه امنیت ملی عربهاست. اسرائیل به هژمون بیچالش تبدیل میشود؛ چیزی بزرگتر از ایران. فلسطینیان میتوانند پاسخ کشورهای عربی را هدایت کنند، اما تفرقه رهبران مانع تحقق این امر است. پس نیاز به رهبری قوی و مشارکت مدنی است.
وحدت داخلی علیه جداسازی غزه و کرانه باختری ضروری است. تلاشهای دو دهه شکست خورده است، اما پویاییهای جدید برای امیدبخشی وجود دارند: مثل آزادی مروان برغوثی در مبادله زندانیان، چهره وحدتبخش فتح و حماس. طرح ترامپ، بهرغم مشکلات، گشایشی برای آشتی خارج از حکمرانی و مشارکت حماس در کنار سازمان آزادیبخش فلسطین ایجاد کرده است. محمود عباس از آشتی ملی میترسید، اما حالا امیدوار است.
در سایه از دست دادنها، فلسطینیان میان ویرانی و عزم ایستادهاند. نسلکشی اراده را در آنها نکشت. مسیر پرمبارزه است: فشار جهانی، پاسخگویی، رهبری متحد. فلسطینیان بازیگران تاریخاند؛ علتشان طنینانداز است. آینده نانوشته است، اما اسیر سکوت نخواهد شد./ منبع



