امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

چگونه شکست ایالات متحده در عراق بر طرح ترامپ برای غزه سایه انداخته است

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چگونه شکست ایالات متحده در عراق بر طرح ترامپ برای غزه سایه انداخته است»، به قلم مارک لینچ  (Marc Lynch) در فارن پالیسی (Foreign Policy) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی چالش‌های پیش‌روی طرح آتش‌بس و بازسازی غزه تحت رهبری ترامپ می‌پردازد و تأکید دارد که تجربیات گذشته ایالات متحده در عراق ممکن است مانع از موفقیت این طرح در غزه شود. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.


واکنش اولیه به توافق آتش‌بس بین اسرائیل و حماس که هفته گذشته توسط دولت ترامپ به‌دست آمد، با استقبال زیادی همراه بوده است. فلسطینی‌ها از احتمال پایان دو سال خشونت و گرسنگی شدید که مردم و سرزمینشان را به‌شدت ویران کرده، شادمانند. اسرائیلی‌ها نیز از آزادی بیست گروگان زنده که توسط حماس آزاد شدند و فرصت پایان انزوا در سطح بین‌المللی استقبال کرده‌اند. مردم اسرائیل و مصر با ابراز قدردانی از دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، به او خوشامد گفته‌اند. اما دشوار است که خوش‌بینی ترامپ را در مورد اینکه آتش‌بس موجب تحول بزرگ‌تری در خاورمیانه خواهد شد، با واقعیت‌های موجود در غزه تطبیق دهیم.

توافق آتش‌بس راهی را ترسیم می‌کند که در صورت تحقق آن، به بازگشت زندگی عادی به غزه، بازسازی زیرساخت‌ها و اقتصاد آن و استقرار نظم سیاسی پس از حماس منتهی خواهد شد. این توافق، که به وضوح به نگرانی‌های کشورهای کلیدی عربی پاسخ داده، برخی از درخواست‌های سخت‌گیرانه اسرائیل، مانند اخراج فلسطینی‌ها و الحاق کرانه باختری را رد کرده است. این توافق جریان کمک‌های انسانی بسیار مورد نیاز را وعده می‌دهد، بدون اینکه نقشی برای بنیاد انسانی غزه که به‌شدت نفرت‌انگیز است، در نظر گرفته شده باشد. همچنین، بازسازی اقتصادی در مقیاس وسیع پیشنهاد شده، بدون آنکه به خیال‌ ساخت هتل‌های ترامپ در ریویرا غزه پرداخته شود.

این توافق تاکنون تأثیر مثبتی از خود به‌جا گذاشته است؛ کشته شدن‌ها متوقف شده، گروگان‌ها آزاد شده‌اند و یک اجماع بین‌المللی جدید برای پایان دادن به جنگ ایجاد شده است. اما آنچه که وجود ندارد، نقشه راه واقعی برای پیشرفت است. شرایط انسانی در غزه که به‌طور کامل ویران شده، همچنان فاجعه‌بار است. بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، حتی پیش از آغاز ارسال کمک‌ها، محدودیت‌هایی را برای تحویل آن تعیین کرده است. حماس نیز علاقه‌ای به تسلیم سلاح‌ها نشان نداده و به جای آن، با شدت به تثبیت کنترل خود پرداخته و در برابر گروه‌های شبه‌نظامی حامی اسرائیل و رقبای دیگر خود سخت‌گیری کرده است. خود توافق نیز به‌شدت مبهم است و در نقاط کلیدی آن، به پیش‌فرض‌های شجاعانه در مورد مجموعه‌ای از بازیگران منطقه‌ای متکی است. هرچند توافق منطقه‌ای وسیع و حسن‌نیت زیادی در حمایت از این طرح وجود دارد، هنوز قطعنامه‌ای از شورای امنیت سازمان ملل یا تعهدات قوی از بازیگران خارجی به‌دست نیامده است.

این بدین معنا نیست که احتمال بازگشت جنگ تمام‌عیار در کوتاه‌مدت بالا است. نسخه حداقلی توافق احتمالاً شکل خواهد گرفت. اکنون همه بازیگران به‌نوعی باور دارند که آنچه که از جنگ به‌دست آمده، به حد نهایت خود رسیده است. تصمیم قطعی نتانیاهو برای حمله به شهر غزه باعث نگرانی بسیاری از مقامات امنیت ملی اسرائیل و عموم مردم شد. فلسطینی‌ها در غزه به‌شدت برای پایان دادن به رنج‌های خود ناامیدند. با توجه به اینکه ترامپ شهرت شخصی خود را در این زمینه به‌خطر انداخته است و همه طرف‌ها نیز خسته هستند، نباید انتظار داشت که آتش‌بس کوتاه‌مدت ماه ژانویه که پس از مرحله اول به‌‌دلیل خشونت و گرسنگی شدید فروپاشید، دوباره تکرار شود.

اما احتمال کمی وجود دارد که آتش‌بس به مرحله دوم که شامل خلع سلاح حماس و تأسیس یک دولت حاکم است، پیش برود. سؤالی که اکنون مطرح است، این است که منطقه پس از شکست آتش‌بس چه شکلی خواهد داشت. نحوه حرکت اسرائیل، حماس، ایالات متحده و بازیگران کلیدی منطقه‌ای در این دوره موقت، و دینامیک‌های رقابتی که غزه پس از جنگ را شکل می‌دهند، تحت تأثیر دینامیک‌های وسیع‌تر منطقه‌ای خواهد بود. امیدهای فعلی ممکن است کافی باشد تا حرکت‌های عربی به‌سوی عادی‌سازی روابط با اسرائیل را از سر بگیرد و به‌وضعیت پیش از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ برگردد. اما شکست این امیدها در غزه یا تغییر اسرائیل به سمت الحاق کرانه باختری می‌تواند نظم جدید منطقه‌ای عربی-اسرائیلی تحت رهبری ایالات متحده که ترامپ در پی ساخت آن است را از هم بپاشد.

چالش‌ها از ویرانی غزه آغاز می‌شود؛ واقعیتی که به نحوی به حاشیه رفته و در خوشحالی از آتش‌بس فراموش شده است. هیچ آغاز تازه‌ای در خرابه‌های غزه وجود ندارد. تقریباً تمام جمعیت آواره و دچار صدمات روحی شده‌اند. حداقل ۶۷ هزار فلسطینی کشته شده‌اند و احتمالاً تعداد واقعی کشته‌ها بیشتر است. زیرساخت‌های غزه که زمانی یکی از متراکم‌ترین محیط‌های شهری جهان بود، بیشتر تخریب شده است: مدارس، بیمارستان‌ها، جاده‌ها، ساختمان‌های مسکونی، تأسیسات آب‌سازی، ژنراتورهای برق، کشاورزی. محله‌هایی که فلسطینی‌ها امید دارند به آن بازگردند، دیگر وجود ندارد و آنچه که باقی‌مانده، قادر به تأمین نیازهای زندگی نیست. طرح آتش‌بس پیش‌بینی می‌کند که کمک‌های انسانی زیادی وارد غزه شود تا مشکلات فوری را کاهش دهد. اما در حالی که این کمک‌ها به‌شدت مورد نیاز هستند، بعید است که به‌طور کامل محقق شوند و برای نیازها کافی نباشند. اسرائیل به‌مدت نزدیک به دو دهه محاصره غزه را حفظ کرده و در دو سال اخیر، ورود کمک‌های انسانی را حتی زمانی که تحت فشار ایالات متحده و جامعه بین‌المللی توافق کرده بود، مسدود کرده است. حتی اگر کمک‌های انسانی مورد نیاز وارد غزه شود، تنها راه‌حلی موقت خواهد بود. غزه به بیش از پنجاه میلیارد دلار کمک توسعه‌ای برای بازسازی نیاز دارد تا فقط ضروریات اولیه‌ای که اسرائیل به‌طور سیستماتیک تخریب کرده، احیا شوند. در حالی که کشورهای حوزه خلیج فارس اعلام کرده‌اند که آماده‌اند غزه را بازسازی کنند، هیچ‌کدام از آنها قادر یا مایل به تأمین بودجه‌های مورد نیاز به‌صورت نامحدود نیستند. حتی اگر منابع مالی لازم پیدا شوند، هیچ توسعه‌ای در غزه امکان‌پذیر نخواهد بود مادامی که اسرائیل محاصره را حفظ کند و مانع از بازگشایی بنادر و فرودگاه‌ها شود. تصمیم اسرائیل برای نابودی حماس و جلوگیری از هر نقشی برای آن در غزه پس از جنگ، شرایط را پیچیده‌تر خواهد کرد. حماس نشان داده که تمایلی به تسلیم سلاح‌های خود ندارد و در حال حاضر به‌شدت در تلاش است تا کنترل خود بر غزه را تقویت کند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا