امنیت و دفاعخاورمیانه

توسعه ظاهری به‌مثابه ابزار جنگی

توسعه ظاهری به ابزاری برای اعمال قدرت امنیتی تبدیل می‌شود.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «توسعه ظاهری به‌مثابه ابزار جنگی» به قلم مصطفی غنی‌زاده در فرهیختگان منتشر شده است که با رویکردی تحلیلی نشان می‌دهد چگونه مفهوم توسعه که زمانی ابزاری برای نوسازی و پیشرفت تلقی می‌شد، در تحولات معاصر به ابزاری امنیتی و سیاسی در خدمت اهداف ژئوپلیتیکی غرب و مهندسی نظم منطقه‌ای تبدیل شده است. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

توسعه به‌عنوان مفهومی چندبعدی پس از جنگ جهانی دوم وارد ادبیات سیاسی و اجتماعی جهان شد و در مقاطعی به ابزاری برای فشار بر بلوک شرق یا کشورهای غیرغربی تبدیل گردید. در ابتدای امر، توسعه با مدرنیزاسیون هم‌معنا تلقی می‌شد و الگوی اصلی آن شباهت‌یافتن به جامعه و نظام حکمرانی آمریکا بود. با گذر زمان، این مفهوم دچار تحول شد و ابعاد بومی و متکثر پیدا کرد، به‌گونه‌ای که هر کشور مسیر خاص خود را برای توسعه تعریف ‌کرد. با این حال، در شرایط کنونی، توسعه بار دیگر به حوزه امنیت بازگشته و به‌عنوان ابزاری از ابزارهای جنگی جدید مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در دهه‌های گذشته، غرب تلاش داشت نظام‌های سیاسی کشورهای مختلف را به‌سمت لیبرال‌دموکراسی سوق دهد و سایر الگوهای حکمرانی را تضعیف کند. اکنون این راهبرد با روایتی تازه ادامه یافته است؛ روایتی که توسعه‌نیافتگی را دستاویزی برای فشار سیاسی و امنیتی قرار می‌دهد. نمونه بارز آن، سخنرانی دونالد ترامپ در منطقه و مقایسه ایران با برخی کشورهای عربی است که به‌عنوان الگوهای مطلوب توسعه معرفی می‌شوند. این در حالی است که آنچه در این کشورها اتفاق افتاده، بیشتر ظواهر توسعه است نه توسعه‌ای عمیق و ساختاری.

این روایت، کشورهایی مانند دبی و دوحه را در برابر بغداد و دمشق قرار می‌دهد و چنین القا می‌کند که فاصله‌گرفتن از اسلام سیاسی و پیوستن به محور غرب، شرط دست‌یابی به آینده‌ای مطلوب است. در این چارچوب، نقش عوامل مخرب مانند جنگ، مداخلات خارجی و شکل‌گیری گروه‌هایی چون داعش نادیده گرفته می‌شود و تفاوت‌های جدی جمعیتی، جغرافیایی و منابع انرژی نیز در تحلیل توسعه حذف می‌گردد. این خط رسانه‌ای طی دست‌کم یک دهه گذشته به‌طور مستمر ترویج شده و محدود به یک سخنرانی یا مقطع خاص نیست.

همین الگو در لبنان نیز پیگیری شده است؛ جایی که وعده سرمایه‌گذاری و توسعه اقتصادی در کنار فشار امنیتی اسرائیل، به ابزاری برای تضعیف سلاح مقاومت و قرار دادن کشور در مدار نفوذ غرب تبدیل شده است. در سوریه نیز تلاش شد چنین الگویی پیاده شود، اما شرایط جنگی و وضعیت اقتصادی مانع الگوسازی از آن گردید. در عراق، این روایت تا حدی بر بخشی از جامعه جوان اثر گذاشته و این تصور را تقویت کرده که توسعه در گرو فاصله‌گرفتن از ایران و اسلام سیاسی است.

در این چارچوب، راهبرد آمریکا تغییر یافته و به‌جای مداخلات مستقیم و پرهزینه نظامی، نفوذ در ذهنیت ملت‌ها از طریق تصویرسازی توسعه دنبال می‌شود. هدف آن است که همراهی با غرب مترادف با رفاه و امنیت و پیوند با اسلام سیاسی مترادف با فقر و ناامنی معرفی شود. این وضعیت نوعی استعمار جدید را شکل می‌دهد که توسعه ظاهری را به‌عنوان ابزار اصلی اعمال قدرت به‌کار می‌گیرد. تحولات اخیر لبنان و روایت مقصر دانستن حزب‌الله، با وجود تجاوز و کشتار اسرائیل، نمادی از این رویکرد است.

سقوط سوریه نیز از همین مسیر قابل فهم است؛ فرسودگی داخلی، توسعه‌نیافتگی و شکل‌گیری چشم‌اندازهای جذاب اما بیرونی، شکاف‌های سیاسی را تعمیق کرد. نمونه‌هایی مانند ادلب نشان داد که خدمات و رفاه می‌تواند نقش امنیتی ایفا کند. در نهایت، توسعه و امنیت درهم‌تنیده‌اند و هیچ‌یک بدون دیگری قابل تحقق نیست. نمونه امارات نشان می‌دهد که امنیت از دل پیوندهای توسعه‌ای و وابستگی متقابل قدرت‌های بزرگ شکل می‌گیرد. بدون درک این پیوند، تکرار بحران در کشورهایی چون عراق، یمن و حتی ایران محتمل خواهد بود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا