خارجیخاورمیانهسیاست داخلی و جامعه

حکمرانی متمرکز، راه‌حل شکست‌خوردگی دولت‌ها در غرب‌آسیا نیست

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «حکمرانی متمرکز، راه‌حل شکست‌خوردگی دولت‌ها در غرب‌آسیا نیست» نوشته یروان سعید (Yerevan Saeed) در موسسه کشورهای عربی خلیج فارس (Arab Gulf States Institute) منتشر شده است. با مرور تجربه عراق و سوریه می‌توان دریافت که تمرکزگرایی نه‌تنها ثبات ایجاد نکرده، بلکه موجب سرکوب، خشونت و بستر‌سازی برای افراط‌گرایی و بحران‌های منطقه‌ای شده است. در برابر این الگو، بر ضرورت الگوهای متنوعی از حکمرانی غیرمتمرکز برای ایجاد مشارکت، ثبات محلی و بازسازی سیاسی تأکید می‌شود. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.


اظهار نظر تام باراک، فرستاده ویژه آمریکا در امور سوریه، مبنی بر اینکه «فدرالیسم در سوریه و عراق جواب نمی‌دهد» بازتاب تکرار الگوی صدساله‌ای از اندیشه‌های بین‌المللی است که بارها در ایجاد صلح و ثبات در غرب‌آسیا ناکام مانده است. او با انتقاد از نیروهای دموکراتیک سوریه به رهبری کردها و کندی گفت‌وگوهای آنان با رژیم دمشق، چنین القا کرد که حکمرانی غیرمتمرکز مانعی در برابر حل‌وفصل منازعات است. درحالی‌که تجربه نشان می‌دهد مشکل اصلی نه فدرالیسم، بلکه تمرکزگرایی شدید بوده است.

در عراق و سوریه، برای بخش اعظم قرن بیستم، دولت‌های متمرکز قدرت را در دست گرفته و بر پایه ملی‌گرایی قومی، نظامی‌گری و اقتدارگرایی حکومت کرده‌اند. در عراق، رژیم اقلیت سنی به رهبری صدام حسین علیه کردها نسل‌کشی به راه انداخت و اکثریت شیعه را سرکوب کرد. در سوریه، حکومت اقلیت علوی به رهبری حافظ و بشار اسد، نظامی سیاسی بنا کرد که اکثریت سنی را کنار گذاشت و کردها را حتی از حقوق اولیه شهروندی محروم ساخت.

این تمرکزگرایی به جای وحدت، شکاف آفرید، خلأ قدرت ایجاد کرد و خشونت‌های گسترده‌ای به همراه آورد که پیامدهای آن از مرزهای منطقه گذشت و چالش‌های جدی برای غرب ایجاد کرد. این ساختارها، با تمرکز قدرت در دست نخبگان محدود، موج‌های مهاجرت به غرب را تشدید کرده و زمینه افراط‌گرایی و تروریسم را فراهم ساختند که امنیت منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را تهدید کرد. بنابراین تکیه دوباره بر همان مدل اقتدارگرای متمرکز، نادیده گرفتن دهه‌ها شواهد شکست است.

در مقابل، فدرالیسم و الگوهای غیرمتمرکز در جهان نمونه‌های موفقی ارائه داده‌اند. آمریکا بیش از ۲۵۰ سال است که با نظام فدرال، تنوع سیاسی و فرهنگی را مدیریت می‌کند. در غرب‌آسیا نیز امارات نشان داده که ساختار فدرالی می‌تواند هم انسجام ملی و هم رشد اقتصادی را حفظ کند.

برای سوریه، اصطلاحاتی چون «فدرالیسم» یا «خودمختاری» بار سیاسی منفی دارند و اغلب با تجزیه‌طلبی یکی گرفته می‌شوند. بنابراین پیشنهاد می‌شود واژگان تازه‌ای همچون «تفویض قدرت»، «توانمندسازی منطقه‌ای» یا «حکمرانی مشترک» مشابه تجربه اتحادیه اروپا به کار گرفته شود تا هم نگرانی‌های مرکز کاهش یابد و هم مطالبات محلی برآورده شود.

تجربه «اداره خودگردان شمال و شرق سوریه» و «منطقه کردستان عراق» نشان می‌دهد که حتی در شرایط متلاطم، ساختارهای خودمختار می‌توانند به سازوکارهای ثبات‌بخش بدل شوند. این الگوها با وجود کاستی‌ها، انعطاف‌پذیری و ظرفیت ملموس خود را برای کاهش خطرات منازعه ثابت کرده‌اند. در شمال‌شرق سوریه، این نظام محلی بر همزیستی قومی، برابری جنسیتی و مشارکت مردمی تأکید داشته و زنان نقش فعالی در سیاست، امنیت و اقتصاد ایفا کرده‌اند. هرچند منتقدان آن را همچنان متمرکز و فاقد شفافیت می‌دانند، اما موفق به ایجاد سطحی از قانون‌مداری و خدمات شده است.

در عراق، منطقه کردستان با وجود چالش‌های متعدد توانسته ثبات نسبی، خدمات عمومی و سهمی در امنیت منطقه داشته باشد. این امر نشان می‌دهد حکمرانی غیرمتمرکز می‌تواند در چهارچوب ملی دوام آورد. در مقابل، رژیم‌های متمرکز صدام و اسد نه‌تنها دولت فراگیر نساختند، بلکه کشورها را به بستر افراط‌گرایی بدل کردند.

غرب‌آسیا نیازمند معماری سیاسی تازه‌ای است که تنوع قومی، زبانی و مذهبی را به رسمیت بشناسد و از مدل‌های خشک قرن بیستم فاصله بگیرد. هرچند خطراتی چون تکه‌تکه‌شدن یا نابرابری وجود دارد، اما در مقایسه با شکست‌های ویرانگر تمرکزگرایی، استدلال قوی‌تری برای گسترش نقش حکمرانی غیرمتمرکز وجود دارد./ منبع

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا