دههها پس از جنگ فاجعهبار افغانستان، ترامپ همان اشتباهها را در قبال ایران تکرار میکند
تداوم جنگ با ایران، آمریکا را در مسیر یک جنگ فرسایشی دیگر قرار داده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «دههها پس از جنگ فاجعهبار افغانستان، ترامپ همان اشتباهها را در قبال ایران تکرار میکند» نوشته سایمون تیزدال (Simon Tisdall) و منتشرشده در گاردین (Guardian)، جنگ ایران و آمریکا را در امتداد تجربههای ناموفق افغانستان و عراق ارزیابی میکند و معتقد است تداوم این درگیری، بدون اهداف واقعبینانه و راهبرد خروج، واشنگتن را در چرخهای پرهزینه و فرسایشی گرفتار کرده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
با گذشت چند سال از خروج پرآشوب آمریکا از افغانستان، تجربه این جنگ همچنان بهعنوان نمادی از مداخلههای نظامی پرهزینه و فاقد دستاورد پایدار شناخته میشود. جنگی که با هدف مبارزه با تروریسم آغاز شد، پس از دو دهه حضور نظامی، نهتنها به ثبات سیاسی منجر نشد، بلکه با بازگشت طالبان، بسیاری از اهداف اولیه خود را از دست داد. این تجربه، همراه با جنگ عراق، به الگویی از «جنگهای بیپایان» تبدیل شد که هزینههای انسانی، مالی و ژئوپلیتیکی گستردهای برای آمریکا و متحدانش بر جای گذاشت.
با وجود این پیشینه، درگیری کنونی آمریکا با ایران نشانههایی از تکرار همان الگوها را بروز داده است. جنگی که در ابتدا محدود و کوتاهمدت تصور میشد، اکنون وارد مرحلهای فرسایشی شده و دامنه آن بهتدریج گسترش یافته است. نبود راهبرد روشن برای پایان درگیری، فقدان اهداف قابلدستیابی و دشواری خروج از بحران، شرایطی مشابه تجربههای افغانستان و عراق ایجاد کرده است.
یکی از محورهای اصلی این وضعیت، بزرگنمایی تهدیدهای امنیتی است. همانگونه که در گذشته ادعاهای مربوط به تسلیحات کشتارجمعی عراق یا ضرورت حضور بلندمدت در افغانستان بعدها با تردیدهای جدی روبهرو شد، اکنون نیز ارزیابی از تهدید ایران با انتقادهایی مواجه است. بر این اساس، تصمیمهای نظامی بیش از آنکه بر شواهد قطعی استوار باشند، تحتتأثیر برداشتهای سیاسی، محاسبات امنیتی و ملاحظات راهبردی قرار گرفتهاند.
در کنار ملاحظات امنیتی، عوامل اقتصادی و ژئوپلیتیکی نیز در تداوم جنگ نقش دارند. اهمیت تنگه هرمز، بازار جهانی انرژی و تلاش برای حفظ برتری راهبردی آمریکا در منطقه، موجب شده است که منافع اقتصادی و امنیتی بهطور همزمان بر روند تصمیمگیری اثر بگذارند. این همپوشانی، امکان دستیابی به راهحلهای سیاسی را دشوارتر کرده و زمینه ادامه تنش را فراهم آورده است.
از سوی دیگر، کاهش نقش میانجیگری نهادهای بینالمللی، تضعیف دیپلماسی و اتکای بیشازحد به ابزار نظامی، احتمال خروج از بحران را محدود کرده است. در چنین شرایطی، هرگونه تشدید حملات میتواند واکنش متقابل ایران و گروههای همپیمان آن را در پی داشته باشد و دامنه بیثباتی را در سراسر منطقه گسترش دهد.
در عرصه داخلی آمریکا نیز ادامه جنگ با افزایش هزینههای اقتصادی، فشار بر بازار انرژی و تأثیرگذاری بر فضای سیاسی و انتخاباتی همراه شده است. در مقابل، ایران تلاش میکند با حفظ فشارهای نظامی و منطقهای، هزینههای ادامه جنگ را برای واشنگتن افزایش دهد و قدرت چانهزنی خود را تقویت کند.
در مجموع، تداوم درگیری میان ایران و آمریکا بیش از آنکه چشماندازی برای پیروزی قاطع ایجاد کند، خطر گرفتارشدن در جنگی طولانی و فرسایشی را افزایش داده است. استمرار این روند میتواند پیامدهای گستردهای برای امنیت منطقه، اقتصاد جهانی و جایگاه بینالمللی آمریکا بههمراه داشته باشد و تجربه جنگهای پرهزینه گذشته را بار دیگر تکرار کند./منبع



