امنیت و دفاعخاورمیانه

زنگِ به‌صدا درآمده و تنگه کج: رمزگشایی از منازعه با ایران

انسداد تنگه هرمز، مشکلاتی را به وجود آورده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «زنگِ به‌صدا درآمده و تنگه کج: رمزگشایی از منازعه با ایران» نوشته ویلیام روباک (William Roebuck) در موسسه کشورهای عربی خلیج فارس  (Arab Gulf States Institute) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی ابعاد راهبردی، اقتصادی و دیپلماتیک درگیری میان ایران، آمریکا و اسرائیل و پیامدهای بی‌ثبات‌کننده آن در سطح منطقه و نظام بین‌الملل می‌پردازد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

وضعیت کنونی یک بن‌بست طولانی و ناپایدار است که تحت تأثیر فشار نظامی، اقدامات محدود محاصره‌ای و تعاملات دیپلماتیک پراکنده میان بازیگران منطقه‌ای شکل گرفته است. در مرکز این وضعیت، تنگه هرمز قرار دارد که هم به‌عنوان یک گلوگاه فیزیکی و هم به‌عنوان نقطه نمادین بحران عمل می‌کند. کنترل و اختلال مؤثر ایران در این مسیر حیاتی دریایی، فرضیات پیشین درباره آزادی کشتیرانی را دگرگون کرده و با مجموعه‌ای از تهدیدها، اقدامات محدود نظامی و رفتارهای اجرایی، ایران نوعی کنترل عملی بر بخش‌هایی از عبور و مرور در این تنگه ایجاد کرده است.

این تحول با مفهوم «زنگ به‌صدا درآمده» توضیح داده می‌شود؛ به این معنا که هنگامی که یک اقدام پیش‌تر غیرقابل تصور رخ دهد، بازگشت به وضعیت قبلی به‌سادگی ممکن نیست. پیامدهای این وضعیت شامل افزایش شدید قیمت انرژی جهانی، اختلال در زنجیره‌های تأمین، و افزایش هزینه کالاهایی مانند نفت، کود شیمیایی، سوخت هوانوردی و گاز طبیعی مایع است. این آثار با شوک‌های بیمه‌ای، کاهش تمایل به سرمایه‌گذاری و افزایش عدم‌قطعیت در بازارهای جهانی تشدید می‌شوند.

در کنار پیامدهای مادی، اثرات روانی و راهبردی نیز برجسته می‌شود. عبور از یک مرز رفتاری در روابط بین‌الملل، انتظارات درباره اقدامات آینده را تغییر می‌دهد و باعث می‌شود رفتارهایی که پیش‌تر غیرقابل قبول تلقی می‌شدند، به‌تدریج عادی‌سازی شوند. این وضعیت با مفهوم فرسایش هنجاری توضیح داده می‌شود؛ یعنی زمانی که شکستن یک خط قرمز بدون واکنش قاطع و بازدارنده، اثر بازدارندگی آن را تضعیف می‌کند و در نتیجه، رفتارهای مشابه در آینده محتمل‌تر می‌شود.

محدوده گفتمان قابل قبول در سیاست بین‌الملل به‌گونه‌ای است که اقدامات پیش‌تر افراطی، به گزینه‌های قابل تصور در سیاست‌گذاری تبدیل می‌شوند. این تغییر، فاصله میان امکان نظری و واقعیت عملی را کاهش می‌دهد و ارزیابی ریسک را برای همه بازیگران تغییر می‌دهد. با این حال، تأکید می‌شود که این روند برگشت‌ناپذیر نیست و از طریق دیپلماسی هماهنگ، ابزارهای اقتصادی و چارچوب‌های حقوقی بین‌المللی می‌توان تلاش کرد تا هنجارهای پیشین بازسازی شوند.

اصطلاح «اثر تنگه کج» برای توصیف ماهیت ناپایدار و غیرقابل پیش‌بینی بحران به‌کار می‌رود. این وضعیت با تغییرات ناگهانی، سوءبرداشت‌ها و نبود مسیر خطی در تحولات همراه است. در چنین محیطی، حتی رخدادهای کوچک می‌توانند به تشدید بحران منجر شوند، زیرا ابهام در نیت و واکنش بازیگران باعث افزایش خطر محاسبه اشتباه و تشدید ناخواسته تنش می‌شود.

برای مدیریت این وضعیت، بر اهمیت سازوکارهای ارتباطی در بحران تأکید می‌شود، از جمله کانال‌های نظامی، مسیرهای دیپلماتیک غیررسمی و توافقات جلوگیری از برخورد در دریا. هدف این ابزارها کاهش سوءتفاهم، تسریع واکنش‌ها و جلوگیری از تشدید ناخواسته بحران است.

وضعیت کنونی حاصل ترکیب تغییرات ساختاری و تصمیمات انباشته سیاسی است. اگرچه این وضعیت بسیار محدودکننده و پیچیده است، اما امکان حرکت به سمت ثبات وجود دارد، مشروط بر اینکه استفاده از فشارهای اقتصادی و نظامی بازتنظیم شده و چارچوبی برای مذاکرات مبتنی بر درک متقابل از منافع و محدودیت‌ها شکل گیرد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا