وعده توخالی همبستگی عربی
اتحاد با کشورهای اروپایی و غربی، جای خود را به همبستگی عربی داده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «وعده توخالی همبستگی عربی» نوشته طارق العطیبه (Tareq Alotaiba)، در موسسه کشورهای عربی خلیج فارس (Arab Gulf States Institute) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی شکنندگی همبستگی عربی و محدودیتهای همکاری منطقهای در مواجهه با بحرانهای امنیتی مستقیم، بهویژه در پرتو حملات نظامی جاری ایران علیه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس میپردازد. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
حملات نظامی ایران علیه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، شکنندگی همبستگی عربی و محدودیتهای همکاری منطقهای را آشکار کرده است. امارات، به عنوان هدف اصلی این حملات که بیش از ۲۵۰۰ مورد حمله را جذب کرده، بهرغم شدت تهاجم، رویکرد نظامی در پیش نگرفته و بر تقویت پدافند هوایی، حفظ ثبات داخلی و تداوم فعالیتهای اقتصادی تمرکز کرده است. این کشور توانسته حدود ۹۵ درصد تهدیدات ورودی را رهگیری کند. ایران ممکن است امارات را به عنوان یک دشمن راهبردی مهم در منطقه تلقی کند، به طوری که در اظهارات منتسب به محمدجواد ظریف، وزیر خارجه سابق ایران، از امارات به عنوان هدفی راهبردی در کنار منافع آمریکا و اسرائیل یاد شده است.
نکته قابل توجه، تضاد بین واکنشهای بینالمللی و منطقهای به بحران است. در حالی که کشورهای غیرعرب مانند آمریکا، اسرائیل و چندین کشور اروپایی و آسیایی کمکهای نظامی و فنی گستردهای به امارات ارائه دادهاند، کشورهای عربی عمدتاً به محکومیتهای لفظی بسنده کردهاند. کشورهایی چون فرانسه، انگلیس، ایتالیا، استرالیا، یونان، کره جنوبی و اوکراین به ارائه سیستمهای دفاع هوایی، پشتیبانی اطلاعاتی، مهمات و فناوریهای ضد پهپاد پرداختهاند.
در مقابل، کشورهای عربی از نظر سیاسی و دیپلماتیک مردد بودهاند. مصر، بهرغم ادعای اتحاد نظامی عربی، تنها حمایت لفظی ارائه داده و پیشنهاد ایجاد نیروی مشترک عربی را داده که مقاله آن را غیرواقعبینانه توصیف میکند. سایر کشورها مانند عمان، الجزایر، سودان و سومالی نیز با صدور بیانیههای مبهم یا متناقض، از محکومیت مستقیم ایران خودداری کرده یا به صراحت حملات به کشورهای حوزه خلیج فارس را نپذیرفتهاند. برخی دولتها حتی مواضعی همسو با ایران اتخاذ کرده یا از همسویی با امارات اجتناب ورزیدهاند.
سازمانهای منطقهای ناکارآمد توصیف شدهاند. اتحادیه عرب و سازمان همکاری اسلامی در واکنشهای خود کند و محدود عمل کرده و بیانیههایی با تأخیر یا ضعیف صادر کردهاند که با مقیاس بحران همخوانی ندارد. این امر با تمایل تاریخی این سازمانها به اقدام جمعی قویتر در درگیریهای دیگر، در تضاد است و نشاندهنده عدم ثبات و افول نهادی است.
بحران کنونی، ضعف ساختاری چندجانبهگرایی عربی را آشکار میسازد. جهان عرب، با وجود جمعیتی حدود نیم میلیارد نفر، فاقد انسجام سیاسی معنادار یا اثربخشی نهادی است. سازمانهای عربی نتوانستهاند به یک بلوک متحد و قادر به بازدارندگی در برابر تهدیدات خارجی یا هماهنگی دفاع جمعی تبدیل شوند و اختلافات داخلی و منافع ملی متضاد، همچنان بر سیاست منطقهای حاکم است.
امارات به طور خاص، روابط راهبردی بلندمدت خود را مورد ارزیابی مجدد قرار داده است. مقامات اماراتی معتقدند که بحران، متحدان واقعی و غیرواقعی را روشن ساخته است. با وجود سرمایهگذاری سنگین امارات در نهادهای عربی و ارائه حمایتهای مالی و بشردوستانه قابل توجه به شرکای منطقهای، کشورهای عربی در طول درگیری کنونی، پاسخ معناداری ارائه نکردهاند.
تداوم عدم وحدت عربی میتواند منجر به کاهش مشارکت امارات در چارچوبهای منطقهای شود. این امر شامل بازنگری در نقش ابوظبی در سازمانهای چندجانبه عربی و حتی احتمال خروج از اوپک، به دلیل سرخوردگی از محدودیتهای ساختاری و سهمیهبندی در این سازمان است.
پراکندگی منطقهای به قدرتهای غیرعرب، به ویژه ایران و ترکیه، اجازه داده است تا نفوذ خود را در غربآسیا گسترش دهند. در این محیط، امارات و اسرائیل به عنوان مؤثرترین وزنه تعادل در برابر توسعهطلبی ایران ظاهر شدهاند، در حالی که نهادهای عربی نسبتاً ناکارآمد باقی ماندهاند.
عدم رسیدگی به این اختلافات میتواند منجر به فرسایش کامل چندجانبهگرایی عربی شود. در چنین سناریویی، قدرت تصمیمگیری منطقهای به طور فزایندهای از کشورهای عربی به سمت بازیگران خارجی منتقل خواهد شد و نفوذ عربها بر محیط ژئوپلیتیکی خودشان کاهش مییابد.
در نتیجه، حملات ایران به امارات، ضعفهای ساختاری عمیق در همبستگی عربی و حکمرانی منطقهای را آشکار کرده است. بحران، شکاف بین تعهدات لفظی به وحدت و واقعیت پراکندگی سیاسی را برجسته ساخته است. مقاله بیان میدارد که در حالی که امارات در حال تقویت روابط خود با شرکای غیرعرب مانند آمریکا، اروپا، اسرائیل و کره جنوبی است، اعتماد آن به چندجانبهگرایی عربی در حال کاهش است. پیامد گستردهتر این است که مگر اینکه کشورهای عربی مکانیسمهای مؤثرتری برای امنیت جمعی و همکاری توسعه دهند، نظم منطقهای در غربآسیا به طور فزایندهای تحت تأثیر قدرتهای خارجی قرار خواهد گرفت تا نهادهای خود عربی./ منبع



