از دمشق تا غزه: پاشنه آشیل دکترین سلطه اسرائیل
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت «از دمشق تا غزه: پاشنه آشیل دکترین سلطه اسرائیل»، نوشته سمیه غنوشی (Soumaya Ghannoushi)، در میدلایستآی (Middle East Eye) منتشر شده است. این یادداشت استدلال میکند که حملات اسرائیل به منطقه، از جمله دمشق و غزه، بخشی از راهبرد موردنظر این رژیم برای تثبیت هژمونی از طریق تفرقه و تضعیف کشورهای عربی است، اما این رویکرد به دلیل ایجاد دشمنان بیشتر، محکوم به شکست است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
حمله اخیر اسرائیل به دمشق، هدفگیری وزارت دفاع، ستاد کل ارتش و مناطق نزدیک به کاخ ریاستجمهوری سوریه، نه یک عملیات منفرد، بلکه بخشی از دکترین سلطهجویانه این رژیم بود. این حمله در میدان اموی، نماد غرور سوری و هویت عربی، با هدف تحقیر عمومی و نمایش قدرت انجام شد. اسرائیل با ادعای حفاظت از اقلیت دروزی، که بخشی از بافت ملی سوریه هستند، در پی پیشبرد راهبرد دیرینه خود برای تجزیه منطقه است. این راهبرد، ریشه در دکترین حاشیهای بنگورین دارد که با ایجاد اتحاد با قدرتهای غیرعرب و بهرهبرداری از شکافهای قومی و مذهبی، وحدت عربی را تضعیف میکند. اسرائیل از طریق تخریب زیرساختهای نظامی سوریه، اشغال مناطق راهبردی و حملات مکرر، درصدد عادیسازی نقض حاکمیت و کاهش جایگاه منطقهای سوریه است.
این دکترین، که از دههها پیش دنبال میشود، با اظهارات مقامات اسرائیلی مانند گیدون سعار، که ایده سوریه واحد را غیرواقعی خواند و بتسالل اسموتریچ، که از تجزیه سوریه و اخراج فلسطینیان سخن گفت، آشکارتر شده است. اسرائیل با کشتار بیش از ۶۰ هزار فلسطینی در غزه، زخمیکردن ۱۳۰ هزار تن و تخریب هشتاد درصد زیرساختهای آن، نمیتواند ادعای حمایت از اقلیتها را داشته باشد. این رژیم، با استفاده از گرسنگی بهعنوان سلاح و اعمال آپارتاید در کرانه باختری، هژمونی خود را پیش میبرد. توافقهای آبراهام نیز نه برای صلح، بلکه برای تثبیت اسرائیل بهعنوان مرکز اقتصادی و امنیتی منطقه طراحی شدهاند.
با این حال، این راهبرد یک خطای مرگبار دارد: گسترش اسرائیل دشمنان بیشتری ایجاد میکند. حملات به دمشق، غزه، بیروت، صنعا و تهران، بهجای تفرقه، خشم مشترک را در منطقه برانگیخته است. ایران، ترکیه و پاکستان، که زمانی رقبای دور بودند، اکنون اسرائیل را تهدیدی وجودی میبینند. جهان عرب نیز، با مشاهده اقدامات اسرائیل، بهسوی وحدت احساسی سوق یافته است. تاریخ نشان میدهد امپراتوریهای استعماری پایدار نمیمانند. دکترین سلطه اسرائیل، با ایجاد مقاومت منطقهای، بهجای تثبیت قدرت، به وحدت علیه این رژیم دامن زده است. مردم منطقه، با تکیه بر حافظه تاریخی خود، امپراتوریها را پشت سر گذاشتهاند و دکترینی که تفرقه میافکند، در برابر اراده جمعی آنها دوام نخواهد آورد./ منبع



