جایگاه آرمان فلسطین پس از دو سال نسلکشی اسرائیل در غزه
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جایگاه آرمان فلسطین پس از دو سال نسلکشی اسرائیل در غزه» به قلم ایسام ریماوی (Issam Rimawi) در نیو عرب (New Arab) منتشر شده است. این یادداشت با بررسی پیامدهای انسانی، سیاسی و دیپلماتیک جنگ دوساله بر غزه، نشان میدهد که بهرغم ابعاد فاجعهبار ویرانی، مسئله فلسطین بار دیگر به کانون توجه جهانی بازگشته و در سطح افکار عمومی و محافل بینالمللی جایگاهی محوری یافته است. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
دو سال پس از آغاز جنگ اسرائیل در غزه، مسأله فلسطین بار دیگر جایگاه محوری در سیاست جهانی یافته است، هرچند مسیر روشنی پیشرو ندارد. در طی هفتههای اخیر، دستکم هفتاد فلسطینی دیگر کشته شدهاند. ارتش اسرائیل با تشدید حملات در غزه و زیر فشار قرار دادن ساکنان شهر غزه برای نقل مکان به جنوب و هدف قرار دادن اردوگاه المواسی، حتی مناطق پیشتر امن اعلامشده را در معرض بمباران قرار دادهاند. سازمان ملل جنگ اسرائیل را «نسلکشی» خوانده و کارشناسان حقوقی، بهطور مضاعف بر درست بودن این برچسب تأکید کردهاند.
مرگ و ویرانی در غزه گسترده است: دهها هزار زخمی، محلههای بهکل نابودشده، و ابزاری چون ایجاد قحطی بهعنوان حربهای جنگی به کار رفته است. تقریباً نیمی از بیمارستانهای غزه تنها بهطور محدود فعالاند و سازمان پزشکان بدون مرز هشدار داده است که کمبود سوخت دستگاههای مراقبت ویژه را تهدید میکند.
عملیات هفتم اکتبر توسط حماس نقطه عطفی در تضعیف دکترین بازدارندگی اسرائیل بود، امری که پیامدهای سیاسی، منطقهای و بینالمللی گستردهای در پی داشته است. اسرائیل در پاسخ ضمن شدت بخشیدن به حملات، به فضای اشغالگری غزه بازگشته، شهرکسازی در کرانه باختری را افزایش داده و برای الحاق و گسترش طرحهای حاکمیتی در آن منطقه برنامهریزی کرده است. این تحرکات در شرایطی رخ میدهد که اسرائیل با بحرانهای داخلی و اختلافات بین ارتش و دولت روبهروست، و اعتراضات مردمی نیز فشار بر سیاستمداران را بالا برده است.
در عرصه دیپلماتیک، فشار بینالمللی علیه اسرائیل افزایش یافته است؛ نهادهای حقوق بشری و سازمانهای ملل از جنگافزارهای متجاوزان سخن میگویند و شواهد نقض حقوق بشر را منتشر میکنند. از سوی دیگر از منظر تاریخی، جنگ فعلی بخشی از یک روند دیرپا در مبارزه آزادیبخش ملت فلسطین است. او میگوید موضوع فلسطین اکنون در خیابانهای اروپا بازتاب یافته است: در بارسلون، رم، لیسبون و لندن، جمعیتهایی بهصورت هفتگی دست به راهپیمایی میزنند و خواستار آتشبس شدهاند (نشانی از تغییر نگاه عمومی که دولتها ناچارند آن را در محاسبات خود وارد کنند). این رویدادها «زلزلهای حقیقی در آگاهی، سیاست و جغرافیا» تلقی میشود.
قبل از هفتم اکتبر، بنیامین نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل نقشهای را ارائه میداد که مسئله فلسطین را کنار میزد، اما جریان مقاومت و خون مردم آن را مجدداً در صدر موضوعات بینالمللی قرار داده است. در نتیجه، کشورها، دانشگاهها و نهادهای فرهنگی غربی بهتدریج از پشتیبانی بیقید از اسرائیل فاصله گرفته و تلاش میکنند آن را منزوی کنند. از جمله تحولات دیپلماتیک قابل توجه، واکنش حماس به طرح بیستمادهای ترامپ بود؛ حماس اعلام کرده است که اداره غزه را طبق توافقی موقت به تشکیلات خودگردان فلسطین میسپارد، با این حال بر چارچوبهای کلی حقوق ملی فلسطینیان تأکید میکند و حاضر به پذیرش سرپرستی بینالمللی نیست. در طرح آمریکایی، مبادله زندانیان، خروج مرحلهای، اداره فنی غزه و شروطی چون خلع سلاح و ممنوعیت نقش سیاسی حماس پیشبینی شده است.
با این حال، نتیجه نهایی هنوز نامعلوم است. روشن نیست آیا وضعیت به پیش از هفتم اکتبر باز میگردد یا امکان پیشرفت در جهت تحقق حقوق فلسطین فراهم خواهد شد. سؤالاتی مانند بازگشت حماس و تشکیلات خودگردان به غزه، مسیر تشکیل دولت فلسطین نه تنها از لحاظ حقوقی بلکه از نظر عملی و نقش عادیسازی بین کشورهای عربی با اسرائیل همه همچنان بازند. تبدیل همدلی بینالمللی به نیروی پیشبرنده برای ایجاد دولت فلسطینی نیازمند حرکتی هماهنگ داخلی و منطقهای، اصلاحات امنیتی، برنامه بازسازی و چشماندازی دیپلماتیک است که بتواند با واقعیت میدان تطبیق یابد. حمله هفتم اکتبر و جنگ پس از آن نه پایان راه که بخشی از حرکت تاریخی است. امروز آزمون این است که آیا چشمانداز سیاسی، تضمین آتشبس، دسترسی به کمک، حمایت حقوقی و ساختارهای پایداری میتوانند از انبوه آوار جنگ در غزه فراتر روند. در همین حال، کودکان و بیماران جان میدهند، خانوادهها عزیزانشان را به خاک میسپارند و سختیهای موجود استمرار دارد. / منبع



