امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

چگونه ترامپ از بمباران ایران به اعلام آتش‌بس رسید

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «چگونه ترامپ از بمباران ایران به اعلام آتش‌بس رسید» نوشته آدام تیلور (Adam Taylor)، و امیلی دیویس (Emily Davies)، و منتشرشده در واشنگتن‌پست (Washington Post)، روند تصمیم‌گیری غیرمنتظره و نوسانی دونالد ترامپ در قبال بحران هسته‌ای ایران و پیامدهای دیپلماتیک و نظامی آن را بررسی می‌کند. این مقاله به تحلیل تأثیر رفتار غیرسنتی ترامپ بر سیاست خارجی آمریکا و تحولات منطقه می‌پردازد. در ادامه، گزیده این مطلب را می‌خوانید.


دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در فاصله زمانی ۴۸ ساعت، سیاست خود را از بمباران بی‌سابقه تأسیسات هسته‌ای ایران به اعلام آتش‌بس میان ایران و اسرائیل تغییر داد که این تحول باعث فعال‌شدن گسترده دیپلماتیک شد و هم متحدان و هم رقبای آمریکا را شگفت‌زده کرد. اعلام آتش‌بس توسط ترامپ که در دوشنبه‌شب انجام شد، به‌رغم نقض‌هایی که هر دو طرف مرتکب شدند تا حد زیادی برقرار مانده است و نشان‌دهنده روند تصمیم‌گیری غیرقابل پیش‌بینی و ناگهانی ترامپ است، روندی که حتی از نظر مسئولان کنونی و سابق نیز غیرمعمول تلقی می‌شود.

ترامپ در مواجهه با بحران ایران تا حد زیادی از نهادهای سنتی سیاست خارجی و جامعه اطلاعاتی آمریکا فاصله گرفته و تصمیمات کلان خود را به‌جای کانال‌های دیپلماتیک رسمی، از طریق شبکه‌های اجتماعی اعلام کرده است. گزارش‌های اولیه اطلاعاتی آمریکا حاکی از آن است که حملات نظامی صورت‌گرفته تأثیر مخربی بر برنامه هسته‌ای ایران نداشته و صرفاً باعث تأخیر چند ماهه در پیشرفت آن شده است، ضمن اینکه ذخایر اورانیوم غنی‌شده به مکان‌های امن‌تری منتقل شده‌اند.

در حالی که برخی نمایندگان مجلس آمریکا این اقدامات را تلاشی برای ترسیم تصویری موفقیت‌آمیز برای افکار عمومی می‌دانند، برخی مقام‌های سابق معتقدند ترامپ توانسته در مسیر ظریف و محدود میان جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای و اجتناب از درگیرشدن نظامی طولانی‌مدت در غرب‌آسیا حرکت کند. به گفته یکی از این مقام‌ها، حملات نظامی به ترامپ و تیم مذاکره‌کننده‌اش امکان فشار بیش‎تر برای اعمال محدودیت‌های اساسی بر برنامه هسته‌ای ایران را می‌دهد.

برنامه‌ریزی دقیق حملات علیه تأسیسات هسته‌ای ایران محدود به گروه کوچکی از مقامات ارشد کاخ سفید بود. این گروه شامل افرادی با دیدگاه‌های متفاوت درباره مداخله نظامی بود؛ از جمله مارکو روبیو، وزیر خارجه که از اقدام نظامی حمایت می‌کرد و دیگر مشاورانی که نسبت به مداخلات نظامی بی‌محابا تردید داشتند. جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، حمله را اقدامی منطقی می‌دانست اما نگرانی عمیقی درباره احتمال گسترش درگیری و حضور نیروهای زمینی آمریکا داشت و نگران تغییر اهداف عملیاتی بود.

تولسی گابارد، ریاست سازمان اطلاعات ملی، با دیدگاه انتقادی نسبت به جنگ‌های تغییر حکومت، در شهادت کنگره به‌صراحت بیان کرد که اطلاعات موجود نشان می‌دهد ایران هنوز تصمیمی برای تسلیح برنامه هسته‌ای خود نگرفته است، دیدگاهی که ترامپ به‌طور علنی آن را رد کرده است. ترامپ تا ساعت ۴ عصر شنبه تصمیم نهایی خود را برای حمله نگرفته بود و تا آن زمان، با وجود آغاز حرکت نیروهای نظامی، تلاش می‌کرد از طریق دیپلماسی موضوع را حل کند. وزیر دفاع نیز آخرین فرصت را به ترامپ داد تا حمله را متوقف کند، اما در نهایت این حملات که تأسیسات هسته‌ای اصلی ایران را هدف قرار داد، حدود سه ساعت پس از تصمیم نهایی انجام شد.

پس از بمباران و در حالی که نیروهای ایران خود را برای حملات تلافی‌جویانه علیه اسرائیل و نیروهای آمریکایی در قطر آماده می‌کردند، ترامپ روزهای پرشوری از فعالیت دیپلماتیک را آغاز کرد. نماینده ویژه آمریکا با وزیر خارجه ایران تماس گرفت و پیامی ارسال کرد که هم تهدید بود و هم پیشنهاد صلح: «شما دیدید چه کاری می‌توانیم انجام دهیم. ما توان بیش‌تری داریم و خواهان صلح هستیم، شما نیز باید خواهان صلح باشید.»

ایران در پاسخ، موشک‌هایی به سمت اسرائیل شلیک کرد و روز دوشنبه نیز پایگاه هوایی العدید در قطر را هدف حملات موشکی قرار داد که به عنوان واکنش قاطع به «تهاجم» آمریکا خوانده شد. با این حال، قطر همچنان نقش کلیدی در مذاکرات میان تهران و واشنگتن ایفا کرد و ترامپ از شیخ تمیم‌بن‌حمد آل‌ثانی، امیر قطر، بابت این میانجی‌گری قدردانی نمود.

نخست‌وزیر و وزیر خارجه قطر در کنفرانس خبری اعلام کردند که واشنگتن از دوحه خواسته برای میانجی‌گری آتش‌بس اقدام کند و مذاکرات لازم برای رسیدن به اعلام آتش‌بس را انجام داده‌اند. علاوه بر این، روبیو و ونس نیز به شکل مستقیم یا غیرمستقیم با مقامات ایرانی صحبت کردند. ترامپ به‌طور جداگانه با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، تماس گرفت و به او اطلاع داد که نقش نظامی آمریکا در این درگیری پایان یافته است.

نتانیاهو در جلسه‌ای اضطراری با کابینه امنیتی خود اعلام کرد اسرائیل تمام اهداف عملیات علیه ایران را «و حتی بیش‌تر از آن» محقق کرده است. در پی این اعلام، اسرائیل با پیشنهاد ترامپ برای آتش‌بس که هماهنگ با آمریکا بود، موافقت کرد.

با این حال، هم ایران و هم اسرائیل پس از اعلام ترامپ، به‌طور مستقل آتش‌بس را تأیید نکردند و هر دو طرف یکدیگر را به نقض توافق متهم کردند؛ ایران مدعی حملات مکرر اسرائیل پس از آغاز آتش‌بس شد و اسرائیل اعلام کرد ایران موشک‌هایی شلیک کرده است. این نقض‌ها موجب واکنش تند ترامپ شد؛ او به خبرنگاران گفت از اسرائیل راضی نیست و در شبکه‌های اجتماعی از اسرائیل خواست بمباران‌ها را متوقف کند.

ترامپ صبح سه‌شنبه در تماس تلفنی با نتانیاهو، در مسیر نشست ناتو در لاهه، دستور داد که بمباران‌ها متوقف شود و به‌زودی در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرد که جنگنده‌های اسرائیلی به‌سوی خانه بازمی‌گردند و با «سلام دوستانه‌ای» به ایران خداحافظی می‌کنند. پس از این وقایع، آتش‌بس تا حد زیادی برقرار ماند و هر دو طرف ضمن اشاره به پایان «جنگ دوازده‎روزه» که ترامپ آن را نامیده است، به آن اذعان کردند.

ترامپ در سخنان عمومی خود درباره آینده ایران اظهار امیدواری کرد که در این کشور به‌زودی برای تجارت باز شود و در شبکه‌های اجتماعی نوشت که چین می‌تواند به خرید نفت ایران ادامه دهد، هرچند کنگره آمریکا تحریم‌های نفتی علیه ایران را تصویب کرده است. با این حال، برخی نگران‌اند که ترکیب رفتار غیرقابل پیش‌بینی ترامپ و تداوم برنامه هسته‌ای ایران زمینه‌ساز تکرار درگیری‌ها در آینده باشد و این چرخه جنگ و آتش‌بس هر سال یا چند سال یک‌بار تکرار شود.

در مجموع، این روند پیچیده و سریع نشان‌دهنده شیوه غیرمتعارف تصمیم‌گیری و اجرای سیاست خارجی دولت ترامپ است که در آن عملیات نظامی و دیپلماسی به‌طور همزمان و با سرعتی غیرمنتظره پیش می‌رود و نقش میانجی‌گران منطقه‌ای در کنار فشارهای مستقیم نظامی، شرایط شکننده‌ای را در غرب‌آسیا شکل داده است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا