آمریکااروپاامنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

تزلزل در ارکان نظم هسته‌ای جهان: خیز متحدان آمریکا برای بازدارندگی مستقل

ترک‌خوردن ستون‌های نظم هسته‌ای سنتی و بازگشت دونالد ترامپ به قدرت، متحدان واشنگتن را به‌سمت ائتلاف‌های جدید و دستیابی به توانمندی‌های هسته‌ای مستقل سوق داده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «تزلزل در ارکان نظم هسته‌ای جهان: خیز متحدان آمریکا برای بازدارندگی مستقل» به قلم ربکا لیسنر (Rebecca Lissner) و ارین دی. دامباکر (Erin D. Dumbacher) در فارن پالیسی (Foreign Policy) منتشر شده است. این یادداشت به واکاوی فرسایش هنجارهای عدم اشاعه، گسترش هسته‌ای چین و تردید متحدان در قبال چتر حمایتی آمریکا می‌پردازد که منجر به شکل‌گیری پیمان‌های دفاعی جدید میان قدرت‌های منطقه‌ای شده است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

نظم هسته‌ای جهان که برای هشت دهه مانع از فاجعه‌ای اتمی شده بود، اکنون با تهدیدی وجودی روبروست. ایالات متحده که سال‌ها نگهبان این نظم بود، با مجموعه‌ای از بحران‌ها از جمله فروپاشی توافقات کنترل تسلیحات با روسیه و گسترش شتابان توان هسته‌ای چین دست‌وپنجه نرم می‌کند. در این میان، بازگشت دونالد ترامپ به قدرت، تردیدهای عمیقی را در مورد اعتبار تعهدات امنیتی واشنگتن ایجاد کرده است. متحدان سنتی آمریکا در اروپا و آسیا اکنون با این پرسش حیاتی مواجه‌اند که آیا در دنیای پسا‌آمریکایی، می‌توانند برای امنیت خود همچنان به واشنگتن تکیه کنند یا باید مسیرهای مستقلی را برای بازدارندگی هسته‌ای جست‌وجو کنند.

در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم، رهبران جهان تصور می‌کردند که سلاح‌های هسته‌ای به‌سرعت گسترش خواهند یافت، اما دیپلماسی آمریکا و پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) این روند را مهار کرد. اکنون این اجماع جهانی در حال فروپاشی است. متحدان اروپایی پس از اظهارات ترامپ درباره مشروط کردن دفاع از اعضای ناتو، احساس خطر کرده‌اند. در حالی که واشنگتن در گذشته با استفاده از «چماق و هویج» مانع از دستیابی شرکایش به بمب اتم می‌شد، اکنون برخی مقامات ارشد پنتاگون به‌طور علنی از ایده مجهز شدن کره جنوبی به سلاح هسته‌ای سخن می‌گویند. این تغییر لحن، نشان‌دهنده شکافی عمیق در راهبرد‌های کلان ایالات متحده است که می‌تواند به رقابتی تسلیحاتی در سطح جهانی منجر شود.

یکی از بارزترین نمونه‌های این تغییر نظم، پیمان دفاعی اخیر میان عربستان و پاکستان است. ریاض که دهه‌ها شریک راهبردی واشنگتن بوده، اکنون در غیاب تضمین‌های امنیتی محکم از سوی آمریکا، به سمت اسلام‌آباد چرخیده است. این پیمان که شامل همکاری‌های گسترده نظامی می‌شود، سیگنالی روشن به رقباست که عربستان در صورت لزوم، به چتر هسته‌ای پاکستان متوسل خواهد شد. برای پاکستان نیز این توافق به‌معنای تغییر نقش زرادخانه‌اش از یک ابزار صرف برای تقابل با هند، به یک ابزار بازدارندگی منطقه‌ای در سطح وسیع‌تر است. این جابه‌جایی قدرت، عملاً نفوذ سنتی واشنگتن در مدیریت بحران‌های غرب آسیا را به چالش می‌کشد.

در اروپا نیز وضعیت مشابهی حاکم است. بریتانیا و فرانسه با امضای اعلامیه نورث‌وود، هماهنگی‌های هسته‌ای خود را مستقل از ساختارهای ناتو افزایش داده‌اند. لهستان که در لبه مرزی ناتو قرار دارد، به‌دنبال گزینه‌های هسته‌ای مستقل است و آلمان نیز تحت رهبری فریدریش مرتس بحث درباره بازدارندگی مستقل اروپایی را به شکلی جدی‌تر دنبال می‌کند. این تلاش‌ها نشان‌دهنده آن است که حتی اگر آمریکا از تعهدات خود عقب‌نشینی نکند، اعتماد از دست رفته متحدان، آن‌ها را به‌سمت ایجاد ساختارهای موازی سوق داده است؛ روندی که در بلندمدت می‌تواند به تضعیف ناتو و شکل‌گیری یک نظم هسته‌ای چندقطبی و غیرقابل پیش‌بینی منجر شود.

تداوم این وضعیت خطرات بزرگی را به همراه دارد. افزایش تعداد کشورهای دارای سلاح هسته‌ای یا چترهای حمایتی متقاطع، ریسک سوءمحاسبه و درگیری‌های ناخواسته را به‌شدت بالا می‌برد. اگر دولت ترامپ نتواند اعتماد متحدان را جلب کند، موج جدیدی از اشاعه هسته‌ای آغاز خواهد شد که ثبات مناطق حیاتی جهان را به خطر می‌اندازد. گذار از نظم قدیمی به نظم پسا‌آمریکایی، نه‌تنها نفوذ ایالات متحده را کاهش می‌دهد، بلکه جهان را در برابر سلاح‌های کشتار جمعی بی‌دفاع‌تر از هر زمان دیگری رها خواهد کرد. مدیریت این بحران نیازمند بازنگری در دیپلماسی هسته‌ای و بازسازی پیوندهای امنیتی است، پیش از آنکه ستون‌های این نظم به‌طور کامل فرو بریزند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا