نشست ایران و تروئیکای اروپایی؛ به سود تهران یا واشنگتن؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «نشست ایران و تروئیکای اروپایی؛ به سود تهران یا واشنگتن؟» به قلم هدی رئوف (Hoda Raouf) و منتشرشده در ایندیپندنت عربی (Independent)، به بررسی اهداف متقابل ایران و تروئیکای اروپایی در نشست مشترک استانبول میپردازد و ضمن تبیین محاسبات دیپلماتیک طرفها تأکید دارد که این مذاکرات عمدتا زمینهساز مدیریت بحران در پرونده هستهای و گشایش مسیر برای احتمال توافق محدود یا تعویق تحریمهاست، در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
چندی پیش، خبر برگزاری نشستی میان وزیر امور خارجه ایران و وزرای خارجه تروئیکای اروپایی شامل آلمان، انگلیس و فرانسه در استانبول منتشر شد. این نشست در شرایطی برنامهریزی شده است که گفتوگوهای پیشین عمدتا میان ایران و آمریکا انجام میشد و نقش اروپا چندان پررنگ نبود. پس از حملات اخیر آمریکا به مراکز هستهای ایران و در جریان افزایش تنشها در منطقه، ورود اروپاییها به فضای دیپلماتیک بهعنوان تلاشی برای زمینهسازی احتمالی مذاکرات جدید میان تهران و واشنگتن ارزیابی میشود.
در این نشست، هر یک از طرفها اهداف خاص خود را دنبال میکنند. اولویت ایران، کاستن از فشارهای اقتصادی و لغو تحریمهاست، در حالی که تمرکز تروئیکای اروپایی بر احیای همکاری ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و بازگشت بازرسان این نهاد به کشور قرار دارد. در همین حال، ایران بیاعتمادی خود نسبت به آژانس را مطرح کرده و تأکید بر این دارد که گزارش اخیر این نهاد در مورد ذخیرهسازی اورانیوم با غنای بالا از سوی ایران و فعالیتهایی خارج از چارچوبهای پذیرفتهشده، زمینهساز حمله اسرائیل به ایران شده است. ایران با تردید به آژانس نگاه کرده و معتقد است بازرسان این سازمان، مأموریت اطلاعاتی یا حتی جاسوسی دارند و بیطرف نیستند. از این منظر، درخواست بازگشت بازرسان به ایران احتمالا تلاشی برای ارزیابی اثربخشی حملات اخیر و نظارت بر روند کنونی و آینده برنامه هستهای این کشور تلقی میشود.
یکی از پرسشهای کلیدی مذاکرات، میزان امتیازی است که ایران در برابر پذیرش بازگشت بازرسان ممکن است انتظار داشته باشد. نگرانی اصلی تهران، احتمال فعالسازی «مکانیسم ماشه» از سوی تروئیکای اروپایی در ماههای آتی است؛ سازوکاری که میتواند منجر به بازگشت اتوماتیک تحریمهای بینالمللی و تشدید بحران اقتصادی شود. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، فشار بر اقتصاد ایران افزایش یافته و روابط با اروپا وارد مرحلهای حساس و پیچیده خواهد شد. اگرچه به دلیل خروج آمریکا از برجام، این کشور دیگر نمیتواند مستقیما مکانیزم ماشه را فعال کند، اما سه کشور اروپایی از چنین حقی برخوردارند و میتوانند تحریمها علیه ایران را بازگردانند. در چنین شرایطی نیز به دلیل حضور آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل و امکان استفاده این کشور از حق وتو، رفع تحریمها در آینده بسیار دشوار خواهد بود.
با تشدید فشارهای اقتصادی و احتمال بازگشت تحریمهای شدید، ایران هشدار داده است که ممکن است در واکنش به فعالسازی مکانیسم ماشه از پیمان منع گسترش تسلیحات هستهای (انپیتی) خارج شود. این اقدام با پیامدهای جدی همراه خواهد بود، زیرا آژانس بینالمللی انرژی اتمی دیگر امکان نظارت بر برنامه هستهای ایران را نخواهد داشت و این امر میتواند به افزایش تنشها در منطقه و تسریع واکنشهای خصمانه از سوی قدرتهای غربی منجر شود.
در فضای مذاکرات جدید، کشورهای اروپایی تلاش دارند با ارائه پیامهایی به ایران، این کشور را به بازگشت به میز مذاکره ترغیب کنند. تعویق اعمال مجدد تحریمهای بینالمللی بهعنوان یک امتیاز مطرح شده است، اما این تعویق منوط به ازسرگیری مذاکرات میان ایران و آمریکا و همچنین همکاری کامل تهران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی عنوان شده است. این شروط از دید اروپا لازمه هرگونه توافق و حرکت رو به جلو در پرونده هستهای ایران است.
حملات اخیر به تأسیسات هستهای ایران فضایی موسوم به «ابهام هستهای» ایجاد کرده است؛ وضعیتی که غرب را در ارزیابی دقیق قابلیتها و اقدامات ایران سردرگم ساخته و تهران را قادر به چانهزنی با کارت ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی کرده است. در همین زمینه مقامهای ایرانی اشاره کردند که تنها سؤال شفاهی در خصوص مواد هستهای از سوی آژانس مطرح شده و پاسخ رسمی هنوز ارائه نشده است.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی همچنان بهدنبال دستیابی به راهحلی دیپلماتیک است که پایه آن، ازسرگیری نظارت و بازرسیهای بینالمللی استوار باشد. در این میان، فرانسه هشدار داده که اگر تا پایان ماه آگوست توافقی حاصل نشود، مکانیسم ماشه، فعال و تحریمها علیه تهران مجددا برقرار خواهد شد. این مسئله آینده مذاکرات را بیش از پیش با ابهام و پیچیدگی همراه میسازد و احتمال خروج ایران از انپیتی را افزایش میدهد؛ سناریویی که میتواند موجب حذف کامل نظارت بر فعالیتهای هستهای ایران شود و زمینه را برای واکنشهای شدیدتر بینالمللی فراهم کند.
در فرایند مذاکرات مذکور، تلاشها عموما معطوف به یافتن راهحلی موقت و محدود است؛ راهحلی که اگرچه ممکن است تنها یکبار ارائه شود، اما هدف آن ایجاد فضای تنفس دیپلماتیک و جلوگیری از تشدید تنش در پرونده هستهای ایران و البته افزایش احتمال رسیدن به توافقی میان تهران و واشنگتن خواهد بود. لازمه این توافق احتمالی، موافقت ایران با احیای نظارتهای بینالمللی بر برنامه هستهای کشور عنوان شده است.
گذشته از موارد ذکرشده، چنانچه ایران و تروئیکای اروپایی بر سر مباحث کلیدی مانند بازگشت بازرسان بینالمللی و آغاز مذاکرات میان تهران و واشنگتن به توافق برسند، فضای جدیدی برای معلق ساختن مکانیسم ماشه و کاهش تحریمها بهوجود میآید. این وضع همان نقطهای است که ایران از مدتها قبل خواستار آن بود؛ یعنی رسیدن به توافق موقت بهمنظور جلوگیری از تشدید بحران و همزمان پذیرفتن نظارتهای گستردهتر و کاهش گامبهگام فشارهای اقتصادی.
با این حال، رفتار غیرقاطع و بلاتکلیف غرب نسبت به سیاستهای ایران همچنان بهعنوان مانعی جدی برای تحقق توافقی پایدار باقی مانده است. این عدم قطعیت نهتنها امکان ثبات و آرامش بلندمدت را از منطقه سلب میکند، بلکه پویاییهای مذاکرات را نیز تحت تأثیر قرار میدهد و فضای ناامنی و بیثباتی را تقویت میکند./ منبع



