امنیت و دفاعخاورمیانه

منازعه ایران و اسرائیل؛ مسیر طی‌شده، سناریوهای پیش‌ رو

 تنش تهران و تل‌آویو مسیر تازه‌ای از تقابل را طی می‌کند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «منازعه ایران و اسرائیل؛ مسیر طی‌شده، سناریوهای پیش‌ رو» به قلم محمد محمودی‌کیا و منتشرشده در دیپلماسی ایرانی، به بررسی روند تشدید و مدیریت منازعه مستقیم و غیرمستقیم میان ایران و اسرائیل پرداخته و با اتکا به الگوی تحلیلی میشل برچر، وضعیت کنونی را در مرحله فروکش نسبی اما ناپایدار بحران توصیف می‌کند؛ وضعیتی که همچنان مستعد بازگشت به چرخه تشدید تنش است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.

منازعه ایران و اسرائیل در یک سال اخیر در بستر مجموعه‌ای از اقدامات تروریستی و نظامی شکل گرفت که به‌تدریج سطح تنش را از درگیری‌های محدود نیابتی به مواجهه مستقیم ارتقا داد. پیش از حمله سیزدهم فروردین‌ماه به ساختمان مجاور کنسولگری ایران در دمشق، حملات متعددی از سوی اسرائیل انجام شده بود که از جمله آن‌ها می‌توان به ترور سیدرضی موسوی در دی‌ماه ۱۴۰۲ و ترور صادق امیدزاده و جمعی از افسران اطلاعاتی نیروی قدس در دمشق اشاره کرد. حمله به ساختمان کنسولگری و شهادت سردار محمدرضا زاهدی و سردار محمدهادی حاجی‌رحیمی نقطه عطف این روند محسوب شد و واکنش مستقیم ایران را در پی داشت.

در پاسخ، عملیات «وعده صادق ۱» در ۲۶ فروردین‌ماه با شلیک گسترده پهپادها و موشک‌های کروز و بالستیک انجام شد. هرچند بخش مهمی از این پرتابه‌ها رهگیری شد، اما این عملیات پیام روشنی از تغییر سطح تقابل ارسال کرد. متعاقب آن، حمله محدود اسرائیل به برخی نقاط ایران صورت گرفت. در ادامه، ترور اسماعیل هنیه در مردادماه و هم‌زمانی آن با حمله به مرکز فرماندهی حزب‌الله در بیروت، دامنه بحران را گسترش داد. ترور سید شهدای مقاومت در مهرماه و اجرای عملیات «وعده صادق ۲» با شلیک حدود دویست موشک بالستیک و استفاده از موشک فتاح ۱، نشانه‌ای از تشدید کیفی پاسخ ایران بود. حمله اسرائیل به سامانه‌های پدافندی ایران و نهایتاً آغاز جنگ دوازده‌روزه در قالب عملیات «وعده صادق ۳» بحران را به اوج خود رساند.

با استفاده از الگوی میشل برچر، این رویارویی در چارچوب یک بحران بین‌المللی تمام‌عیار قابل تحلیل است؛ بحرانی که سه مؤلفه تهدید ارزش‌های حیاتی، فشار شدید زمانی برای تصمیم‌گیری و توسل ناگزیر به زور را در بر داشت. هرچند بحران پس از نقطه اوج وارد مرحله فروکش شده، اما استمرار ترورها و ناامنی‌های منطقه‌ای نشان می‌دهد چرخه بحران همچنان فعال است. جنگ دوازده‌روزه ضعف‌های متعددی را برای اسرائیل آشکار کرد؛ از وابستگی امنیتی به آمریکا و فرسایش بازدارندگی فناورانه گرفته تا ناکارآمدی اطلاعاتی، ناتوانی در جنگ چندجبهه‌ای و تعمیق شکاف‌های داخلی.

در مقابل، این جنگ پیامدهای راهبردی مهمی برای ایران داشت. اجرای عملیات مستقل نظامی، بازنگری در جایگاه محور مقاومت، تمرکز بر جبران خلأهای دفاعی به‌ویژه در حوزه هوایی و گذار به مرحله «مدیریت تصمیم» در بحران از جمله این تحولات بود. در این چارچوب، آینده منازعه ذیل سناریوهایی چون بازگشت به جنگ مستقیم، صبر راهبردی ایران، حرکت به‌سوی سلاح هسته‌ای، صلح مسلح و جنگ ترکیبی یا تداوم درگیری محدود قابل بررسی است. در میان این گزینه‌ها، وضعیت صلح مسلح و جنگ ترکیبی محتمل‌ترین سناریو ارزیابی می‌شود که در آن، منطقه در شرایط بی‌ثباتی کنترل‌شده باقی می‌ماند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا