معضل بازیگران غیردولتی ایران، خلیج فارس و ایران
آمریکا، در غرب آسیا تنها با ایران نمیجنگد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «معضل بازیگران غیردولتی ایران، خلیج فارس و ایران» نوشته دانیا کلیلات خطیب (Dania Koleilat Khatib) در عرب نیوز (Arab News) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی نقش شبکه گروههای غیردولتی وابسته یا همسو با ایران در تنشهای منطقهای و امکان مدیریت آنها از طریق تعامل ایران و کشورهای عربی خلیج فارس میپردازد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
در یک نشست در لندن این جمعبندی مطرح شده است که دستیابی به ثبات پایدار در غربآسیا صرفاً از طریق توافق میان آمریکا و ایران ممکن نیست و نیازمند درک و توافق گستردهتر میان ایران و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس است. در این چارچوب، تأکید میشود که کاهش تنش باید بر بازتعریف روابط ایران با همسایگان منطقهای استوار باشد، نه صرفاً بر مداخله یا میانجیگری قدرتهای خارجی.
در این بحث، نماینده دیپلماتیک ایران تأکید میکند که ایران قصد سلطهجویی منطقهای ندارد و برداشتهای مربوط به رفتار تهاجمی ایران عمدتاً تحت تأثیر روایتهای خارجی، بهویژه از سوی آمریکا شکل گرفته است. با این حال، یکی از مهمترین اختلافات میان ایران و کشورهای خلیج فارس به نقش شبکه گروههای غیردولتی همسو با ایران مربوط میشود؛ گروههایی که در نگاه کشورهای عربی بهعنوان عامل بیثباتی و در نگاه ایران بهعنوان «مقاومت مشروع» تلقی میشوند.
این شبکهها پس از انقلاب ۱۹۷۹ و در پی تحریمها و انزوای ایران شکل گرفتند، زمانی که امکان اتحادهای نظامی کلاسیک برای تهران محدود بود. ایران در پاسخ، راهبردی مبتنی بر حمایت از گروههای همسو در منطقه اتخاذ کرد. این گروهها شامل نیروهای عمدتاً شیعه و همچنین برخی گروههای سنی مانند حماس هستند که نشان میدهد این شبکه صرفاً ماهیت فرقهای ندارد.
این بازیگران چند نقش دارند: ابزار بازدارندگی در برابر دشمنان منطقهای، اهرم فشار ژئوپلیتیکی و وسیلهای برای گسترش نفوذ ایران. حزبالله لبنان در این میان بهعنوان نزدیکترین نمونه به ساختار ایدئولوژیک ایران معرفی میشود، در حالی که گروههایی در عراق و یمن نیز بهعنوان ابزار فشار سیاسی و نظامی علیه رقبایی مانند آمریکا و اسرائیل عمل کردهاند. با این حال، شدت وابستگی این گروهها به ایران یکسان نیست؛ برخی کاملاً در چارچوب فکری ایران تعریف میشوند و برخی دیگر دارای استقلال نسبی و دستورکارهای داخلی هستند.
در کنار این موضوع، نگرانیهای کشورهای خلیج فارس درباره فعالیتهای پنهان احتمالی ایران، از جمله ادعاهای مربوط به سلولهای مخفی، همچنان ادامه دارد. این نگرانیها با برخی رخدادهای امنیتی و بازداشتها در منطقه تقویت شده است، هرچند ایران این اتهامات را رد میکند.
چگونه میتوان نقش این گروهها را بهگونهای مدیریت کرد که تنشهای منطقهای کاهش یابد. یکی از دیدگاهها این است که ایران توانایی حذف کامل این شبکهها را ندارد، زیرا بسیاری از آنها دارای هویت سیاسی مستقل و پایگاه اجتماعی داخلی هستند. در نتیجه، این گروهها صرفاً ابزار کنترل مستقیم تهران نیستند.
بر این اساس، پیشنهاد میشود ایران از نقش «اختلالگر» به نقش «تسهیلگر» در منطقه حرکت کند و بهجای استفاده از این گروهها در رقابتهای منطقهای، به ادغام سیاسی آنها در ساختارهای دولتی کمک کند. دو نمونه اصلی در این زمینه یمن و لبنان هستند.
در یمن، پیشنهاد شده است که ایران حوثیها را به سمت مذاکرات ساختاریافته با دولت رسمی هدایت کند تا امکان ایجاد یک ساختار فدرال و مشارکت سیاسی فراهم شود. در لبنان نیز، مسئله پیچیدهتر است و به تعاملات گستردهتر ایران، عربستان و اسرائیل گره خورده است. در این چارچوب، تبدیل حزبالله از یک نیروی مسلح به یک حزب سیاسی، بهعنوان راهحل تدریجی برای کاهش تنش مطرح میشود.
اگرچه مذاکرات بین ایران و آمریکا مهم است، اما مسیر اصلی ثبات منطقهای در گرو تعامل مستقیم ایران با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و مدیریت نقش گروههای غیردولتی، کاهش منطق نیابتی و حرکت به سمت ادغام سیاسی بازیگران مسلح در ساختارهای دولتی است./ منبع



