راهبرد پیروزمندانه ایران: نبازید
ایران با پرهیز از شکست میتواند برتری نظامی آمریکا و متحدانش را خنثی کند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «راهبرد پیروزمندانه ایران: نبازید» نوشته توماس سایتس (Thomas Sites) در نیویورک تایمز (New York Times)، به راهبرد بقای طرف ضعیفتر در برابر قدرت نظامی برتر میپردازد و با تکیه بر تجربه تاریخی آمریکا و تحول فناوری جنگ، نشان میدهد که درگیریهای نامتقارن الزاماً با پیروزی نظامی تعیین نمیشوند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
این مطلب بر یک اصل بنیادین در جنگهای نامتقارن تأکید دارد، طرف ضعیفتر لزوماً برای پیروزی به معنای شکست دادن دشمن قدرتمند نیاز ندارد، بلکه کافی است از شکست قطعی جلوگیری کند. این برداشت در چارچوب جنگ ایران و آمریکا اهمیت ویژهای پیدا میکند، زیرا اختلاف قابلتوجه توان نظامی میان دو طرف، معیارهای متعارف پیروزی را ناکارآمد میسازد.
برای توضیح این منطق، به تجربه جنگ استقلال آمریکا اشاره میشود. ارتش انقلابی آمریکا در آغاز درگیری از نظر تجهیزات، سازماندهی و توان نظامی با انگلیس قابلمقایسه نبود. شکست سنگین نیروهای جورج واشنگتن در نبرد بروکلین در سال ۱۷۷۶ نمونهای روشن از این نابرابری بود. واشنگتن پس از این شکست، بهجای تلاش مستمر برای رویارویی مستقیم با نیروی برتر، بخش بزرگی از جنگ را با عقبنشینی، حفظ نیروها و درگیریهای محدود ادامه داد.
این تجربه تاریخی نشان میدهد که در جنگی میان قدرتهای نابرابر، دوام آوردن میتواند به هدف راهبردی تبدیل شود. اگر نیروی ضعیفتر بتواند ظرفیتهای اصلی خود را حفظ کند، از فروپاشی جلوگیری کند و هزینههای درگیری را برای طرف مقابل افزایش دهد، ممکن است بدون کسب پیروزیهای کلاسیک، به نتیجهای مطلوب دست یابد. در چنین شرایطی، زمان به یک ابزار راهبردی تبدیل میشود و برتری اولیه قدرت بزرگ الزاماً به پیروزی سیاسی منجر نخواهد شد.
تحول فناوری نیز این منطق را تقویت کرده است. ترکیب هوش مصنوعی و پهپادهای ارزانقیمت امکانهایی ایجاد کرده که در گذشته در اختیار بازیگران کوچکتر نبود. فناوریهای نسبتاً ارزان میتوانند آسیبپذیریهای نیروهای بزرگتر و زیرساختهای حیاتی آنان را هدف قرار دهند و هزینه جنگ را فراتر از میدان نبرد متعارف گسترش دهند.
یکی از نگرانیهای مهم، آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی غرب در برابر چنین تهدیدهایی است. سامانههای بانکی، شبکههای برق و خدمات عمومی، تأسیسات آب و دیگر زیرساختهای وابسته به فناوری اطلاعات میتوانند در برابر حملات سایبری یا پهپادی آسیبپذیر باشند. گسترش دسترسی به ابزارهای ارزان و فناوریهای دیجیتال باعث شده است که ایجاد اختلال در ساختارهای پیچیده، الزاماً به منابع نظامی گسترده نیاز نداشته باشد.
در این چارچوب، قدرت نظامی دیگر تنها با تعداد نیرو، هواپیما یا موشک سنجیده نمیشود. توانایی یک بازیگر کوچک برای تحمیل هزینه، ایجاد اختلال، حفظ ظرفیت مقاومت و جلوگیری از دستیابی دشمن به اهداف سیاسی نیز بخشی از معادله قدرت است.
پیام اصلی این تحلیل آن است که آمریکا و دیگر قدرتهای بزرگ ممکن است در میدان نبرد از برتری چشمگیری برخوردار باشند، اما تبدیل این برتری به پیروزی سیاسی پایدار نیازمند شرایطی فراتر از توان نظامی است. اگر ایران بتواند از فروپاشی یا شکست تعیینکننده جلوگیری کند، طولانی شدن جنگ میتواند خود به عاملی برای افزایش هزینههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی طرف مقابل تبدیل شود. بنابراین، در جنگهای معاصر، «نبازیدن» برای طرف ضعیفتر میتواند خود شکلی از پیروزی راهبردی باشد./ منبع



